صابر گل عنبری؛ کارشناس مسائل خاورمیانه

درياي مديترانه يکي از بزرگترين درياهاي جهان محسوب ميشود که سواحل آن ميان سه قاره اروپا، آفريقا و آسيا مشترک است. اين درياي بزرگ جدا از اين که يک شاهراه ارتباطي دريايي محسوب ميشود، از منابع غني انرژي به ويژه گاز برخوردار است و همين مساله اهميت آن را صد چندان کرده است. غني ترين منابع گازي درياي مديترانه در بخش شرقي آن قرار دارد که مرزهاي آبي مشترک ترکيه، سوريه، لبنان، فلسطين (فلسطين اشغالي و غزه)، مصر و قبرس است. بنا به گزارش هاي آماري سازمان زمين شناسي آمريکا در سال ۲۰۱۰ منطقه شرقي مديترانه با داشتن حداقل ۱۲۲ و حداکثر ۲۲۷ تريليون متر مکعب گاز طبيعي قابل استخراج پنجمين منطقه برخوردار از اين منبع انرژي در دنيا است. همچنين ذخاير نفتي اين منطقه حداقل ۱.۷ و حداکثر ۳.۷ ميليارد بشکه برآورد شده است.

پس از اکتشافات به عمل آمده در منطقه شرق مديترانه به ويژه در اوايل هزاره سوم، مشخص شد که درياي مديترانه گنج انرژي گرانبهايي را در دل خود جاي داده است. اکتشافات گازي در بخش شرقي درياي مديترانه تداعي کننده آغاز عصر اکتشاف نفت در خليج فارس و تبديل شدن کشورهاي حاشيه آن از کشورهاي فقير به کشورهاي ثروتمند است.

يووال استينيتز وزير انرژي رژيم صهيونيستي در سفرش به ترکيه در اکتبر ۲۰۱۶ اظهار داشت که حجم ذخاير کشف شده گازي در سواحل فلسطين اشغالي هم اکنون ۹۰۰ ميليارد متر مکعب است و بر اساس برآورد تحقيقات به عمل آمده پيش بيني مي شود که در سال هاي آينده اين عدد به ۳ تريليون متر مکعب برسد.

در ميان کشورهاي حوزه شرقي درياي مديترانه، مصر و سوريه نيز ذخاير عظيم گازي در شرق درياي مديترانه دارند، اما به علت بي ثباتي داخلي نتوانسته اند از ميادين گازي خود بهره برداري کند، در حالي که رژيم صهيونيستي و قبرس از سال ها پيش استخراج گاز را آغاز کرده اند و با توجه به قرار گرفتن ذخاير گازي در يک محدوده خاص در شرق درياي مديترانه پيش دستي در استخراج گاز از سوي هر طرفي به ضرر ديگر طرف ها خواهد بود.

تاريخچه عمليات اکتشاف گاز

مرکز مطالعات عربي درباره تاريخ عمليات کنکاش براي يافتن نفت و گاز در فلسطين آورده است که اين عمليات در سال ۱۹۴۷ يک سال قبل از تشکيل رژيم صهيونيستي به وسيله شرکت توسعه نفت فلسطين که شاخه اي از شرکت نفت عراق (Iraq Petroleum Company) بود، در روستاي حليقات در فاصله ۱۵ کيلومتري غزه آغاز شد. بعدا فعاليت اين شرکت به علت نخستين جنگ عربي اسرائيلي در فاصله زماني ۱۹۴۸ تا ۱۹۴۹ متوقف شد.

روزنامه عبري زبان همشکيف در شماره ۲۸ سپتامبر ۱۹۴۸ خود در اين باره نوشته است که بيش از ۳۰۰ کارگر عرب تحت نظارت مهندسان خارجي در اين منطقه کار مي کردند و پيش بيني مي شد که در عمق ۱۲ هزار پا به نفت برسند.

اين حفاري ها در آن زمان به علت وقوع فاجعه اشغال فلسطين ادامه نيافت، اما پس از پايان جنگ بلافاصله عمليات حفاري و اکتشاف نفت و گاز از سرگرفته شد و به گفته کارشناسانِ انجمن تخنيون بيش از ۶۰ عمليات اکتشافي در دريا از سال ۱۹۷۰ ثبت شده است.

در سال ۱۹۵۰ شرکت اسرائيلي نافطا عمليات کنکاش نفت و گاز را از سرگرفت و چند پژوه را در دهه هاي شصت و هفتاد قرن گذشته در فلسطين اشغالي از جمله کرانه باختري و نوار غزه انجام داد. اما اين شرکت به اکتشافات بزرگ گازي و نفتي نرسيد تا اين که اوايل هزار دوم و به شکل دقيق تر از سال ۱۹۹۹ تا سال ۲۰۱۰ ذخاير بزرگ گازي در سواحل شمالي و جنوبي فلسطين تاريخي کشف شد.

اين اکتشافات براي اولين بار در سواحل عسقلان در آب هاي نوار غزه اتفاق افتاد و ميدان گازي نوح و ماري در سال ۱۹۹۹ کشف و در سال ۲۰۰۴ به بهره برداري رسيدند.

در امتداد عمليات کنکاش ميدان گازي ديگري به نام تامار در ژانويه ۲۰۰۹ در سواحل حيفا کشف شد. يک سال بعد از آن مهم ترين ميدان گازي فلسطين اشغالي لوياتان در سال ۲۰۱۰ کشف شد.

امروز ۱۳ ميدان گاز طبيعي در سواحل و آب هاي منطقه اي فلسطين اشغالي (اسرائيل) و نوار غزه وجود دارد که عبارتند از: ۱ـ دو ميدان تمار ۱ و تمار ۲ در غرب بندر حيفا در شمال غربي فلسطين اشغالي ۲ـ دو ميدان لوياتان ۱ و لوياتان ۲ در غرب يافا. ۳ـ ميدان سارا در غرب نتانيا. ۴ـ ميدان ميرا در غرب نتانيا. ۵ـ ميدان ماري در نزديکي نوار غزه. ۶ـ ميدان شمن در ۱۶ كيلومتري شهر اسدود در جنوب فلسطين اشغالي. ۷ـ ميدان کاريش در غرب حيفا. ۸ـ ميدان تانين در ۱۲۰ کيلومتري سواحل شمالي فلسطين اشغالي (اسرائيل). ۹ـ ميدان دولفين در ۱۱۰ کيلومتري سواحل شهر حيفا. ۱۰ـ ميدان داليت در ۴۰ کيلومتري ميدان تامر. ۱۱ـ ميدان نوح (يا نوا) در سواحل نوار غزه در نزديکي عسقلان. ۱۲ـ ميدان شمشون واقع در ۹۲ كيلومتري شهر عسقلان در جنوب فلسطين اشغالي.

لوياتان بزرگ ترين ميادين گازي فلسطين اشغالي در درياي مديترانه است که ذخيره گازي آن از ۱۶ تا ۲۲ ميليارد متر مکعب برآورد شده است. رژيم صهيونيستي مدعي است که اين ميدان در ۱۳۰ کيلومتري حيفا قرار دارد، اما مصري ها اين ادعا را رد مي کنند و مي گويند اين ميدان در فاصله ۲۳۳ کيلومتري غرب حيفا و در ۱۹۰ کيلومتري شمال شهر مصري دمياط در دامنه کوه دريايي اراتوستينس در شمال شرقي کشور مصر و ميان اين کشور و قبرس قرار دارد و در اصل منطقه اقتصادي کاملا مصري محسوب مي شود.

علاوه بر ميادين گازي ياد شده، هنوز مناطق ديگري در منطقه اقتصادي دريايي فلسطين اشغالي قرار دارد که عمليات اکتشافي در آن ها صورت نمي گيرد و رژيم صهيونيستي از سال ۲۰۱۰ از صدور مجوز براي کشف ميادين گازي جديد خودداري کرده است. هم اکنون ۴۰ مجوز اکتشاف گاز صادر شده است که تنها ۶۵ درصد از منطقه اقتصادي دريايي فلسطين اشغالي را پوشش مي دهد.

تعدادي از شرکت هاي بزرگ در جهان در شرق درياي مديترانه بين قبرس، مصر و فلسطين اشغالي مشغول اکتشاف و استخراج گاز هستند. بارزترين آن ها شرکت ايتاليايي ENI در مصر و قبرس، شرکت فرانسوي ،Total در قبرس و ائتلاف شرکت آمريکايي «نوبل انرژي» و شرکت اسرائيلي ديليک است که ميادين گازي در فلسطين اشغالي را در انحصار خود دارند. شرکت نوبل انرژي در قبرس نيز فعاليت مي کند. هم اکنون کار اکتشاف و استخراج گاز در ميادين فلسطين اشغالي در انحصار شرکت آمريکايي نوبل انرژي با مساهمت شرکت اسرائيلي ديليک است.

فرصت ها

بدون شک اين حجم بالاي ذخاير گازي در آب هاي مديترانه اي فلسطين اشغالي فرصت هاي بزرگي را در دو عرصه داخلي و خارجي پيش روي رژيم صهيونيستي قرار مي دهد. در عرصه داخلي رژيم صهيونيستي را از يک کشور وارد کننده انرژي گاز به صادر کننده آن تبديل کرده است. از سال ۱۹۹۹ که ميدان گازي نوح و ماريا در سواحل نوار غزه کشف شد، اسرائيل احداث زيرساخت هاي لازم براي بهره برداري از گاز در مصارف داخلي از جمله براي تامين انرژي برق را در دستور کار خود قرار داد.

مي توان در سه عرصه به بررسي اهميت ذخاير گازي مديترانه اي فلسطين اشغالي براي اسرائيل پرداخت:

۱ـ تامين امنيت انرژي

انرژي يکي از نيازهاي اساسي هر کشوري محسوب مي شود و چرخه پيشرفت و توسعه به آن وابسته است. در ميان انواع انرژي، گاز اهميت خاصي در بازار انرژي دنيا براي مصارف متعدد پيدا کرده است و مزيت هاي نسبي خاص خود را دارد.

از سوي ديگر، امنيت انرژي جايگاهي بسيار مهم در دکترين امنيتي رژيم صهيونيستي دارد. همواره اين مهم در تحقيقات و پژوهش هاي امنيتي مراکز مطالعاتي اسرائيل به عنوان بخش لاينفکي از منظومه امنيتي قلمداد شده است. علت آن هم اين است که رژيم صهيونيستي از زمان اعلام موجوديت در سال ۱۹۴۸ به علت نبود منابع انرژي کافي، همواره خود را از لحاظ امنيت انرژي آسيب پذير مي دانست و به همين علت هم در سال ۱۹۷۹ توافقنامه اي با آمريکا براي دريافت نفت از اين کشور در وضعيت هاي اضطراري امضا کرد که از آن سال نيز هر پنج سال اين پيمان تمديد شده است.

رژيم صهيونيستي به اين تعهد آمريکا اکتفا نکرده و در راستاي تامين امنيت انرژي خود از دهه شصت قرن گذشته چشم طمع به چاه هاي نفت عربي داشت. در سال ۲۰۰۲ ميلادي طرح اسرائيل تحت عنوان «عمليات شيخينا» لو رفت که بر اساس آن ژيم صهيونيستي قصد داشت چاه هاي نفتي عراق را اشغال کند و خط نفتي موصل ـ حيفا را احيا کند.

از سال ۱۹۹۹ که اکتشافات گازي در فلسطين اشغالي به ثمر نشست و ميادين گازي مهمي کشف شد، نگاه استراتژيست هاي اسرائيلي به خارج براي تامين امنيت انرژي و برطرف کردن ضعف موجود در اين حوزه دستخوش تغيير جدي شد. وقتي متعاقبا ميادين مهم تر گازي کشف شد که اسرائيل را از وارد کننده اين انرژي به صادرکننده آن تبديل مي کرد، استراتژي امنيت انرژي رژيم صهيونيستي ابعاد گسترده تري يافت و اهداف آن از صرف تامين امنيت انرژي داخلي فراتر رفت و در جهتي حرکت مي کند تا اين رژيم را به بازيگري اساسي در بازار انرژي جهان تبديل کند که اين خود تحولات ژئوپليتيکي بسيار مهمي را به دنبال خواهد داشت که در بخش هاي بعدي مقاله به آن خواهيم پرداخت.

اسرائيل يکي از بزرگ ترين مصرف کنندگان گاز طبيعي در ميان کشورهاي حوزه درياي مديترانه بوده است. مصرف اين رژيم از انرژي گاز در سال ۲۰۱۵ ميلادي به ۱۰ ميليارد متر مکعب نزديک شد و اگر سير صعودي مصرف آن به همين منوال ادامه يابد، پيش بيني مي شود که در سال ۲۰۲۰ مصرف گاز رژيم صهيونيستي به بيش از ۱۳ ميليارد متر مکعب در سال برسد.

قبل از اکتشافات گازي و بهره برداري از ميادين گازي فلسطين اشغالي، رژيم صهيونيستي در توليد برق اتکاي اساسي به زغال سنگ (حدود ۶۰ درصد) و واردات گاز از مصر داشت. تا سال ۲۰۱۳ ميلادي، رژيم صهيونيستي ۴۰ درصد از مصارف خود از انرژي گاز را از مصر تامين مي کرد، اما به دنبال ناآرامي هاي سياسي در مصر و کاهش سطح توليد گاز در اين کشور، صادرات گاز آن به فلسطين اشغالي متوقف شد. امروزه نه تنها اين رژيم مستغني از گاز مصر است، بلکه به اين کشور نيز گاز صادر مي کند.

اکنون ذخاير عظيم کشف شده گازي در شرق درياي مديترانه تامين کننده امنيت انرژي فلسطين اشغالي براي دهه هاي آتي است و از اين جهت نه تنها پاشنه آشيل امنيتي که رژيم صهيونيستي از سال ۱۹۴۸ از آن رنج مي برد، برطرف مي کند، بلکه فرصت هاي بزرگي را پيش روي اين رژيم قرار مي دهد. با پايان سال ۲۰۱۰ واردات گاز از مصر حدود نيمي از مصرف گاز اسرائيل يعني ۴۰ درصد را تامين مي کرد و ۶۰ درصد ديگر از ميدان گازي ماري در سواحل نوار غزه تامين مي شد. تا سال ۲۰۱۰ حدود ۴۰ تا ۴۵ درصد از توليد برق فلسطين اشغالي بر سوخت گاز تکيه داشت. در حالي که ۵ سال قبل از اين تاريخ گاز جايگاهي در تامين سوخت نيروگاه هاي برق نداشت. اکنون بيش از ۵۰ درصد از توليد برق رژيم صهيونيستي از گاز طبيعي است و اين انرژي مي رود که جايگزين زغال سنگ در توليد برق شود.

۲ـ آثار سياسي

تحقق خودکفايي در تامين انرژي گاز در فلسطين اشغالي و به تبع آن تامين امنيت انرژي و انتقال از موقعيت وارد کننده انرژي گاز به صادر کننده آن آثار سياسي و ژئوپلتيکي مهمي به دنبال دارد.

همين تامين امنيت انرژي از داخل فلسطين اشغالي و خارج شدن رژيم صهيونيستي از وابستگي به انرژي وارداتي از خارج، از يک سو اين رژيم را از محذوريت هاي سياسي که واردات گاز تحميل مي کرد، رها مي کند و از سوي ديگر، تبديل شدن آن به بازيگري مهم در بازار انرژي منطقه و جهان، منافع سياسي درازمدتي را رقم خواهد زد.

گره خوردن منافع اقتصادي رژيم صهيونيستي با کشورهاي ديگر مي تواند به بازتعريف روابط سياسي منجر شود. از يک سو، به عادي سازي روابط با برخي از کشورهاي منطقه کمک ميکند و از سوي ديگر، به توسعه روابط با کشورهاي ديگري نيز، از جمله در اروپا مي انجامد.

از گذشته، روند شکل گيري رژيم صهيونيستي همواره مانع جدي فراروي آن در روابط خارجي اش بوده است، حتي با کشورهايي مثل مصر و اردن نيز که پيمان صلح بسته است، روابط سياسي در ابعاد مختلف خود کاملا به حالت عادي در نيامده است.

ابزارهايي که اسرائيل در گذشته در روابط خارجي خود با همسايگان در اختيار داشت، و سطوحي از روابط را بر آنها تحميل مي کرد، صرفا قدرت نظامي آن و حمايت قدرت هاي بين الملل و در رأس آن ها آمريکا بود. اما امروز عامل قدرت اقتصادي به اين ابزارها افزوده مي شود و اگر آنگونه که بر اساس ذخاير عظيم گازي پيش بيني مي شود، شرق مديترانه به «خليج فارس دوم» تبديل شود، بايد انتظار داشت که رژيم صهيونيستي با توجه به دستيازي اين رژيم به بخش بزرگي از اين ذخاير در آب هاي فلسطين اشغالي و غيره و برخورداري از امکانات بهره برداري از ميادين عظيم گازي در سايه ضعف و عقب ماندگي مصر، سوريه و لبنان در اين حوزه به بازيگري بزرگ در عرصه انرژي منطقه و جهان تبديل شود.

مي توان به بررسي تاثيرات سياسي انرژي گاز فلسطين اشغالي در دو حوزه پرداخت:

۱ـ حوزه پيراموني فلسطين اشغالي و خاورميانه

اولين آثار ژئوپليتيکي و سياسي تبديل شدن رژيم صهيونيستي به يک قطب انرژي گاز، در حوزه پيراموني فلسطين اشغالي و خاورميانه پديدار خواهد شد. يکي از طرح هايي که رژيم صهيونيستي از گذشته دور در تعامل با خود فلسطينيان و محيط پيراموني خود پيگيري مي کند، طرح «صلح اقتصادي» به جاي «صلح سياسي» است. طرح صلح اقتصادي نيز صرفا بر ايجاد تنگاتنگي اقتصادي و بدون هيچ گونه امتيازدهي سياسي از جمله عقب نشيني از سرزمين هاي اشغالي ۱۹۶۷ استوار است. با توجه به دست بالا داشتن رژيم صهيونيستي در عرصه اقتصادي، اين رژيم تلاش مي کند تا از اين طريق با ايجاد وابستگي اقتصادي به خود در محيط پيراموني اش و بدون اين که هزينه سياسي مشخصي پرداخت کند، هم خود را به موجودي طبيعي در منطقه تبديل کند و هم شکل نويني از اشغالگري را تحت عنوان «اشغال اقتصادي» که چه بسار آثار آن فراتر از اشغال سرزميني است، تجربه کند. از قضاي روزگار، ذخايرعظيم گازي کشف شده در يک دهه گذشته در سواحل مديترانه اي فلسطين اشغالي کمک شاياني به طرح «صلح اقتصادي» رژيم صهيونيستي خواهد کرد.

اردن اولين کشوري است که گاز فلسطين اشغالي به آن صادر مي شود. شركت اسرائيلي ديليک مارس گذشته اعلام کرد که از ژانويه ۲۰۱۷ صادرات گاز اسرائيل به اردن آغاز شده است و اعتراضات مردمي و حزبي به توافقنامه گازي ميان امان و تل آويو راه به جايي نبرد. در اين ميان نياز مبرم اردن به انرژي و شروع صادرات گاز اسرائيل به آن مي تواند سرآغاز وابستگي عملي اقتصاد اردن به انرژي فلسطين اشغالي را رقم بزند.

وضعيت مصر نيز چنين است، با وجود اين که اين کشور در وضعيت صادرکننده گاز قرار داشت و ذخاير عظيم گازي در اختيار دارد، اما بي تدبيري دولت مصر و ناتواني آن در استخراج ذخاير گازي مديترانه اي خود موجب شده است که قاهره نيز از لحاظ انرژي به رژيم صهيونيستي وابستگي پيدا کند و در مارس ۲۰۱۷ قراردادي گازي براي دريافت گاز از ميادين گازي تمار به ارزش ۲۰ ميليارد دلار براي دريافت ۶۰ ميليارد متر مکعب گاز در طول ۱۵ سال آينده بست. از سوي ديگر، بر کسي پوشيده نيست که يکي از دلايل عمده از سرگيري روابط ميان آنکارا و تل آويو در سال ۲۰۱۶ همين مساله انرژي است. از يک سو، رژيم صهيونيستي به بازار انرژي ترکيه و موقعيت اين کشور براي انتقال گاز اسرائيل به بازارهاي جهاني نياز داشت و از سوي ديگر نيز ترکيه به خاطر نياز داخلي و جلوگيري از نزديکي هر چه بيشتر ميان قبرس و اسرائيل در حوزه انرژي و خطرات سياسي و اقتصادي ناشي از آن و چشم اميد به صادرات گاز فلسطين اشغالي به اروپا از سرزمين ترکيه به اين مصالحه نياز داشت.

يقينا بر اين وابستگي به انرژي فلسطين اشغالي آثاري سياسي مترتب است که به سود رژيم صهيونيستي خواهد بود.

در همين حال، در صورت تداوم بحران ميان قطر و عربستان و امارات در خليج فارس و تاثيرات اين بحران بر صادرات گاز دوحه به ويژه به امارات دور از انتظار نيست که در آينده امارات نيز به جرگه واردکنندگان گاز از فلسطين اشغالي بپيوندد.

۲ـ حوزه اروپا

اروپا دومين حوزه اي است که پيش بيني مي شود در آينده در سطوح مختلفي متاثر از انرژي گازي مديترانه اي و به ويژه فلسطين اشغالي شود. اروپا يکي از بازارهاي هدف اصلي گاز خاورميانه در آينده خواهد بود. اين تاثير از دو جهت قابل بررسي و مطالعه است:

يکي تاثيرات آن بر روابط سياسي و اقتصادي ميان رژيم صهيونيستي و کشورهاي اروپايي حوزه مديترانه که خود نيز داراي ميادين گازي در اين دريا هستند. اولين نشانه هاي مثبت را مي توان در تشکيل بلوکي گازي تحت عنوان «مثلث گازي» ديد. سه ضلع اين مثلث عبارتند از: رژيم صهيونيستي، يونان و قبرس. منافع گازي مشترک در درياي مديترانه خود همکاري چند جانبه اي ميان اعضاي اين مثلث ايجاد کرده است. مقامات سه کشور بر احداث خط لوله انتقال گاز از دو ميدان افروديت و لوياتان به ايستگاه گاز مايع فاسيليكوس در قبرس و از آنجا به اروپا توافق کرده اند.

به احتمال زياد اين مثلث انرژي در سايه ضعف داخلي و بي ثباتي حاکم بر اوضاع داخلي کشورهاي عربي حوزه درياي مديترانه چون مصر، سوريه و لبنان فرصت بهره برداري بيشتر از منابع انرژي شرق مديترانه را دارد و همين امر ارتقاي جايگاه بين المللي رژيم صهيونيستي در بازارهاي انرژي جهاني را به زيان جايگاه حوزه عربي شرق مديترانه ارتقا خواهد بخشيد و به تبع آن رژيم صهيونيستي نقش پررنگ تري در تحولات سياسي و اقتصادي مديترانه اي خواهد يافت.

امروز منافع مشترک انرژي در درياي مديترانه روابط سياسي سه کشور ياد شده را به شکل چشمگيري ارتقا بخشيده است. در برهه اي نيز اين روابط بسيار تنگاتنگ شد، به ويژه ميان قبرس و رژيم صهيونيستي در دوران تيره شدن روابط ميان اين رژيم و ترکيه، اما از وقتي که روابط به حالت عادي برگشت و يکي از مباحث مذاکرات ميان طرفين ترک و اسرائيلي خط انتقال گاز فلسطين اشغالي از خاک ترکيه به اروپا بود، تل آويو تلاش کرده است که همزمان هم تعاملات انرژي خود با ترکيه را پيش ببرد و هم با قبرس و يونان نيز همکاري خود را ادامه دهد.

رژيم صهيونيستي بالاخره در ماه ژوئن گذشته با قبرس و يونان براي راه اندازي خط لوله انتقال گاز فلسطين اشغالي به اروپا به توافق رسيد. اين توافق در نشست سه جانبه «نيکوس اناستاسيداس» رئيس جمهور قبرس، "الکسيس سيپراس» نخست وزير يونان و بنيامين نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي در نيکوزيا ـ پايتخت قبرس حاصل شد. بر اساس اين توافق قرار است که يک خط لوله بزرگ به طول ۲۰۰۰ کيلومتر گاز ميدان بزرگ لوتايان را از طريق يونان و قبرس به ايتاليا و سپس اروپا منتقل کند. اين بزرگ ترين خط لوله انتقالي گاز در جهان محسوب مي شود.

مرکز مطالعاتي اسرائيل بگين اخيرا در تحليلي در اين باره تاکيد کرد که راه اندازي لوله بزرگ انتقال گاز رژيم صهيونيستي به اروپا منافع استراتژيک، امنيتي و اقتصادي زيادي براي اين رژيم به همراه دارد.

طبق اين پژوهش، اين خط انتقال گاز موجب مي شود که رژيم صهيونيستي سهم بزرگي در ايجاد نظام امنيتي و منطقه اي داشته باشد و با ارتقاي همکاري با يونان و قبرس جايگاه سياسي و امنيتي خود را در محيط پرتنش پيراموني خود تقويت کند.

۲ـ تاثيرات احتمالي بر کل اتحاديه اروپا

بر هيچ ناظري پوشيده نيست که وابستگي بخش انرژي اتحاديه اروپا به گاز و نفت روسيه باعث شده است که اين اتحاديه در اقدامات خود عليه مسکو به خاطر اختلافات سياسي از سقف مشخصي فراتر نرود. در صورتي که اتحاديه اروپا بتواند با واردات گاز از درياي مديترانه به ويژه فلسطين اشغالي در منابع انرژي خود تنوع ايجاد کند و از اين طريق وابستگي خود به انرژي روسيه را کاهش دهد، اين امر ملزوماتي سياسي به همراه خود دارد. از يک طرف، به تقويت روابط سياسي ميان رژيم صهيونيستي و کشورهاي اروپايي مي انجامد، و از سوي ديگر، اتحاديه اروپا در روابط سياسي خود و تعامل با پرونده هاي مورد اختلاف با مسکو دست بازتري خواهد داشت.

مرکز مطالعاتي بگين در تحقيق خود به اين مهم اشاره و تاکيد مي کند که خط لوله انتقال گاز فلسطين اشغالي به اروپا جايگاه بين المللي رژيم صهيونيستي را به ويژه نزد اروپايي ها تقويت مي کند و گزينه اي بيشتري را براي تنوع منابع انرژي در اختيار اروپا قرار مي دهد و وابستگي قاره کهن به گاز روسيه را به حداقل مي رساند.

اين پژوهش پيش بيني مي کند که روابط اروپا و رژيم صهيونيستي پس از انتقال عملي گاز فلسطين اشغالي به اروپا رشد چشمگيري داشته باشد.

۳ـ آثار اقتصادي

ذخاير گازي فلسطين اشغالي در کنار دو مزيت مذکور، آثار اقتصادي زيادي براي اقتصاد رژيم صهيونيستي به همراه دارد. اين آثار در سه بعد قابل مطالعه است:

۱- اولين اثر اقتصادي خودکفايي در عرصه انرژي گاز، کاهش هزينه هاي توليد در بخش هاي مختلف و جلوگيري از خروج سرمايه از فلسطين اشغالي است؛ مبالغي که رژيم صهيونيستي براي خريد گاز از مصر پرداخت مي کرد، صرف سرمايه گذاري و توسعه ميادين گازي و توسعه بخش توليد مي شود. در همين حال هم اتکا به زغال سنگ وارداتي نيز کاهش شديدي يافت.

۲ـ دومين اثر اقتصادي ذخاير گازي کلان فلسطين اشغالي، جذب سرمايه گذاري خارجي در اين بخش و صادر کردن گاز به خارج از فلسطين اشغالي است. تاکنون قراردادي به ارزش ۱۰ ميليارد دلار با اردن و ۲۰ ميليارد دلار با مصر براي صادرات گاز به اين دو کشور طي ۱۵ سال آينده امضا شده است و پس از تکميل احداث خط لوله انتقال گاز به اروپا نيز پيش بيني مي شود که درآمد کلاني عايد رژيم صهيونيستي شود.

۳- سومين اثر توليد و بهره برداري و صادرات گاز در فلسطين اشغالي کاهش تکيه رژيم صهيونيستي به کمک هاي اقتصادي ساليانه آمريکاست. با توجه به درآمدهايي که از صادرات گاز نصيب اين رژيم مي شود، ديگر نيازي آنچناني به کمک هاي مالي آمريکا نخواهد بود. اين كمك ها پس از امضاي توافقنامه کمپ ديويد ميان مصر و اسرائيل ساليانه حدود ۴ ميليارد دلار بوده است که ۱.۸ ميليارد دلار آن نظامي و ۱.۲ ميليارد دلار آن اقتصادي است.

۴- تبديل شدن رژيم صهيونيستي به بازيگري فعال در بازار جهاني انرژي به ويژه پس از اتمام عمليات احداث خط لوله انتقال گاز به اروپا و يافتن مشترياني در آسيا؛ بدين ترتيب، منابع گازي منافع گسترده اقتصادي براي اين رژيم به دنبال دارد و مي تواند مراودات اقتصادي ميان رژيم صهيونيستي با ديگر کشورهاي هدف را تقويت کند.

چالش هاي صادرات گاز فلسطين اشغالي

علي رغم انعقاد قراردادهاي فروش گاز فلسطين اشغالي به چند کشور اما صادرات آن و سرمايه گذاري در آب هاي شرق درياي مديترانه با چالش هاي عديده اي نيز مواجه است که مهم ترين آنها عبارتند از:

۱- ادامه نزاع عربي -اسرائيلي، نبود افقي روشن براي حل اين نزاع و تداوم بي ثباتي و ناامني در منطقه باعث مي شود که مشتريان با ترديد نسبت به آينده قراردادهاي خريد گاز بنگرند و بيشتر به منابع گازي در مناطق امن تر تمايل پيدا کنند. رژيم صهيونيستي با درک اين واقعيت، سيستم دفاع موشکي به نام «فلاخن داود» براي حمايت از ميادين گازي خود در درياي مديترانه به ويژه ميدان راهبردي لوياتان براي مقابله با حملات احتمالي ايجاد کرده است و هر چند سال اقدام به توسعه اين سيستم و به روزرساني آن مي کند.

ميادين گازي مورد ادعاي اين رژيم در جنوب و شمال فلسطين اشغالي در تيررس موشک هاي مقاومت فلسطين و لبنان قرار دارد و در جنگ ۵۱ روزه عليه نوار غزه، هدف حملات موشکي گردان هاي قسام شاخه نظامي حماس قرار گرفت. گر چه اين حمله آسيبي به ميادين نوح و مارا وارد نکرد، اما توسعه موشکي مقاومت فلسطين مي تواند اين ميادين را با خطر مواجه کند.

۲- اختلافات مرزي دريايي و عدم تحديد مناطق انحصاري اقتصادي کشورهاي پيراموني درياي مديترانه (فلسطين اشغالي، لبنان، سوريه، مصر، ترکيه و قبرس).

در ميان کشورهاي پيراموني شرق درياي مديترانه تنها مصر و قبرس در سال ۲۰۰۳ و اسرائيل و قبرس در سال ۲۰۱۰ توافق نامه مرزبندي آبي امضا کرده اند. توافق نامه ميان مصر و قبرس با اعتراض ترکيه و توافق نامه ميان اسرائيل و قبرس با اعتراض لبنان مواجه شد. ترکيه تاکيد داشت که تا زماني که تکليف جزيره ترک نشين قبرس مشخص نشود، اين مرزبندي ها اعتبار ندارد. از سوي ديگر، لبنان نيز بر اين باور است که در توافقنامه ترسيم منطقه ويژه اقتصادي فلسطين اشغالي و قبرس حقوق اين کشور تضييع شده است.

در همين حال، قبرس موافقت با هرگونه طرح و پروژه منطقه اي در زمينه انرژي با مشارکت ترکيه را مشروط به اين دانسته که اين پروژه در حل بحران قبرس سهيم باشد. آنکارا هم توافقنامه هاي مرزي ميان قبرس با همسايگانش را به رسميت نمي شناسد و از اين بيم دارد که ترک هاي قبرس از درآمدهاي گازي اين منطقه کنار گذاشته شوند.

پس از گسترش دامنه اختلافات سياسي ميان ترکيه و مصر به دنبال حمايت آنکارا از اخوان المسلمين و مخالفت با کودتاي نظاميان، قاهره تلاش کرد به يونان و قبرس نزديک شود و با تشکيل بلوکي گازي و به خطر انداختن منافع اقتصادي ترکيه در درياي مديترانه به اين کشور فشار بياورد. نشستي عالي رتبه ميان سه کشور يونان، قبرس و مصر در ۸ نوامبر ۲۰۱۴ در قاهره برگزار شد و بر تصميم مشترک براي استخراج گاز در مناطق انحصاري ميان قبرس و مصر تاکيد شد. ترکيه بسيار زود به اين نشست و بيانيه آن واکنش نشان داد و در تاريخ ۱۰ نوامبر ۲۰۱۴ با اعزام نيروي دريايي خود به هرگونه عمليات استخراج گاز مادامي که اين توافق ترکيه يا قبرس ترک را شامل نشود، واکنش مستقيم نظامي نشان داد.

در همين راستا، «خديجه کاراهان» کارشناس اقتصادي و نويسنده روزنامه اقتصادي «يني شفق» تاکيد کرد که رژيم صهيونيستي در جولاي ۲۰۱۴ پس از اعلام قواعد درگيري فوري از سوي ترکيه، با درک حساسيت اوضاع و خطرات آن اعلام کرد که درصدد مذاکره با آنکارا براي انتقال گاز صادراتي خود به اروپا از طريق ترکيه است.

دولت لبنان اعلام کرده است که ميدان لوياتان در داخل منطقه اقتصادي دريايي اين کشور قرار دارد و رژيم صهيونيستي حق بهره برداري از اين ميدان را ندارد. از سوي ديگر، مصري ها مدعي هستند که تعدادي از ميادين گازي به ويژه شمشون و لوياتان و حتي ميدان گازي قبرس واوروديت متعلق به مصر است.

مجموع اين اختلافات و نبود افق روشني براي حل آن ها و احتمال رجوع کشورها به مراجع قانوني بين المللي براي تعيين سرنوشت ميادين گازي مورد اختلاف، صادرات گاز از شرق درياي مديترانه را با ابهام مواجه مي کند و همين امر اقبال بازارهاي هدف به انرژي گاز اين منطقه را با ترديد مواجه مي کند.

۳- چالش گازي روسيه

روسيه بزرگ ترين ذخاير گازي جهان را در اختيار دارد، و بخش بزرگي از سهم بازار گاز جهان نيز در دست اين کشور است. ورود بازيگران جديد به اين عرصه لاجرم نگراني مسکو را به دنبال دارد. با توجه به موقعيت روسيه به عنوان يک قدرت جهاني تاثيرگذار و رويکرد اين کشور براي بازگشت مقتدرانه به خاورميانه، هر گونه رقابت با آن براي تصاحب بازارهاي هدف مي تواند روابط سياسي فيمابين را تحت الشعاع خود قرار دهد.

اروپا يکي از بازارهاي هدف رژيم صهيونيستي است که نزديک به ۳۰ درصد از گاز مصرفي خود را از روسيه تامين مي کند. اين رژيم امروز تلاش مي کند که همزمان از طريق احداث دو خط لوله (قبرس و ترکيه) گاز خود را به بازار پرمصرف اروپا صادر کند. از سوي ديگر، اين رژيم گوشه چشمي هم به بازار آسيا و جمهوري هاي استقلال يافته شوري سابق از جمله قزاقستان دارد.

از سوي ديگر، روسيه که خود بزرگ ترين صادر کننده گاز جهان است، از يک دهه قبل و به ويژه پس از تحولات بهار عربي تلاش کرده است که حضوري موثر در کشورهاي پيراموني درياي مديترانه به ويژه مصر و سوريه داشته باشد.

در حقيقت مي توان يکي از دلايل عمده حضور نظامي روسيه در سوريه به ويژه در سواحل مديترانه اي آن و تقويت همکاري هاي امنيتي و نظامي با مصر را همين مساله انرژي در درياي مديترانه و تلاش براي سلطه بر اين منابع دانست. روسيه تلاش مي کند که از طريق تقويت روابط و همکاري خود با کشورهاي پيراموني درياي مديترانه از جمله خود رژيم صهيونيستي و پيشنهاد همکاري براي اکتشاف ذخاير و ميادين گازي جديد در شرق اين دريا، خود را در منابع انرژي موجود سهيم کند و از سوي ديگر، مانع خطرآفريني اين حوزه انرژي براي صادرات خود شود.

در اين راستا، روسيه ضمن ارائه پيشنهاد همکاري با رژيم صهيونيستي، قراردادهاي گازي نيز با تشکيلات خودگردان جهت استخراج گاز از سواحل غزه در سال۲۰۱۴ بسته است. از سوي ديگر، شرکت سويوز روسيه توافق نامه ۲۵ ساله با وزارت نفت سوريه در سال ۲۰۱۳ براي اکتشاف و استخراج نفت از منطقه ويژه اقتصادي اين کشور امضا کرده است.

رژيم صهيونيستي با درک حساسيت روسيه نسبت به ورود اين رژيم به بازارهاي هدف جهاني تلاش کرده است که به نوعي از اين حساسيت بکاهد، به عنوان مثال بنيامين نتانياهو در سفر ژوئن ۲۰۱۶ خود به مسکو از شرکت هاي روسي خواست که در صورت تمايل در توسعه و استخراج گاز از ميادين فلسطين اشغالي شرکت کنند.

در اين ميان، روسيه که ۶۰ درصد گاز مصرفي ترکيه (۳۰ ميليارد متر مکعب در سال) را تامين مي کند، روي اين بازار بسيار حساس است. چه بسا يکي از دلايل عمده آشتي مجدد مسکو و آنکارا پس از حادثه سرنگوني جنگنده روسي در آسمان سوريه، بيم روسيه از از دست دادن بازار ترکيه در صورت ادامه بحران در روابط باشد.

البته خود ترکيه نيز با امضاي قرارداد گازي با رژيم صهيونيستي به دنبال تنوع بخشي به منابع تامين اين انرژي است تا در مواقع بحراني و تنشي در روابط با هر کدام از کشورهايي که از آن ها گاز وارد مي کند، مجبور به پرداخت بهاي سياسي و اقتصادي گزافي نگردد.

رژيم صهيونيستي نيز جدا از منافع اقتصادي صادرات گاز، سعي مي کند از اين مساله به عنوان اهرم فشاري در مناسبات خارجي خود استفاده کند. و چه بسا حاضر باشد با کشور صادرکننده اي مثل روسيه در مقابل چشم پوشي از برخي بازارهاي هدف دست به معامله سياسي بزند. روزنامه هاآرتص در سال ۲۰۱۲ فاش ساخت که اسرائيل قصد دارد با استفاده از برگه گاز بر روسيه براي چشم پوشي از همکاري هاي منطقه اي خود با ايران به خصوص در سوريه فشار آورد.

نتيجه گيري

منابع عظيم انرژي شرق درياي مديترانه در مقايسه با منابع روسيه، ايران و قطر و ديگر کشورها اندک است، اما با توجه به حجم اين ذخاير، احتمال بالاي افزايش آن در آينده و قرار گرفتن در موقعيتي ژئوپلتيکي حساس در آينده مي تواند نقش موثري در بازار انرژي جهان بازي کند، و به تبع آن نيز آثاري مهم بر معادلات سياسي، اقتصادي و امنيتي منطقه اي بگذارد.

عمليات بهره برداري و توليد از منابع انرژي مديترانه اي هنوز در مراحل اوليه خود قرار دارد و زود است پيش بيني دقيقي درباره ميزان اثرگذاري اين بازار بر بازار کلي جهاني انرژي و اثرات مستقيم و غيرمستقيم آن بر معادلات سياسي و اقتصادي ارائه کرد، اما نشانه هاي موجود حکايت از جايگاه مهم اين حوزه انرژي در آينده اي نه چندان دور دارد.

سهم قابل توجهي از اين ذخاير در سواحل مديترانه اي فلسطين اشغالي قرار دارد و با توجه به سلطه فعلي رژيم صهيونيستي به عنوان يک قدرت اشغالگر بر اين منابع، فرصت هاي راهبردي اي فراروي اين رژيم قرار گرفته که بخشي از آنها تحقق يافته است. از جمله اين که رژيم صهيونيستي از يک دولت فاقد امنيت انرژي به برخوردار از آن تبديل شده است و اين مساله در دکترين امنيتي آن که بر پايه مولفه اساسي قرار گرفتن محيطي ناپايدار تعريف شده است، اثرات راهبردي مثبتي گذاشته است، و حداقل اثر آن، خروج رژيم صهيونيستي از وابستگي به انرژي وارداتي و تبعات سياسي و اقتصادي آن است.

در کنار اين فرصتها، اين رژيم و عموم کشورهاي برخوردار از ذخاير گازي در شرق مديترانه با چالش هاي جدي مواجه هستند که به آنها اشاره شد. اين چالش ها ـ چه آنهايي که هر کشور به تنهايي با آنها روبروست و چه چالش هاي مشترک که مجموع اين کشورها با آنها درگير هستند- و عمدتا متناظر به ادامه اختلافات مرزي و سياسي ميان آنها، تداوم بي ثباتي سياسي-امنيتي محيط پيراموني اين حوزه انرژي به علت لاينحل ماندن مساله فلسطين و اوضاع داخلي ناپايدار در برخي ديگر از کشورها چون سوريه و حضور قدرتهاي بين المللي در اين منطقه و در رأس آنها روسيه به عنوان يک قطب گازي مهم جهان است، تا حدودي آينده اي مبهم براي اين حوزه را ترسيم مي کند و اين عوامل چالشي خطراتي بالقوه و بعضا بالفعل در مسير تبديل شدن شرق مديترانه به يک قطب انرژي جهاني در آينده به شمار مي روند.

همين مشکلات مي تواند از اقبال عمومي مصرف کنندگان عمده انرژي به ويژه به گاز در اروپا و آسيا به حوزه شرق مديترانه بکاهد. در مقابل نيز، در صورت مرتفع شدن چنين چالش هايي، آينده اي پر رونق براي اين حوزه قابل تصور است و شرق درياي مديترانه به ويژه فلسطين اشغالي و مصر در معادلات انرژي جهاني جايگاه شناخته شده و معتبري خواهد يافت و اين مساله مي تواند معادلات سياسي و اقتصادي منطقه اي را تحت الشعاع خود قرار دهد.

البته سرنوشت اختلافات ميان مصرف کنندگان عمده گاز جهان و در رأس آنها اروپا با توليدکنندگان مهمي چون روسيه نيز مي تواند در اين خصوص اثرگذار باشد، به اين معنا که هر اندازه اين اختلافات پررنگ شود و نياز به حوزه هاي جايگزين افزايش محسوس تري يابد، اهميت شرق مديترانه بالاتر خواهد رفت و چه بسا اين نياز خود به مشارکت فعال اتحاديه اروپا به عنوان يک قدرت جهاني نيازمند به انرژي گاز در ايجاد ثبات امنيتي و سياسي در منطقه پيراموني ناپايدار شرق مديترانه کمک کند و اين اتحاديه در رفع چالش ها فراروي اين حوزه موثر عمل کند

برچسب های موضوعی
دیدگاه ها و نظرات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>