جواد کی پور؛ سردبیر

کشف منابع گازي در شرق مديترانه بار ديگر تقابل اين دو نظريه را به پيش کشيده که آيا منابع طبيعي سبب ايجاد همکاري هاي منطقه اي مي شوند، و يا آن که تنازع براي دست يابي و سهم خواهي را ميان ذينفعان تشديد مي کنند؟ آيا چالش هايي همچون مسأله حاکميت قبرس و يا تخاصم رژيم صهيونيستي و محور مقاومت مي تواند در سايه منافع مشترک برداشت از اين منابع به سمت حل شدن برود و يا از قضا چنين چالش هايي مانع از توسعه منابع گازي شرق مديترانه خواهد شد؟ فارغ از اين دو نگرش، بايد توجه کرد که هر جا پاي منابع گازي و احتمال صادرات آن به اروپا مطرح مي شود، نام يک بازيگر ديگر به ميان مي آيد، و آن روسيه است. آيا روسيه از جانب منابع شرق مديترانه تهديد مي شود و در اين صورت برنامه هاي کرملين براي خنثي کردن اين تهديد چيست؟ تقابل و يا تعامل بازيگران مديترانه نشين، کداميک به نفع روسيه است؟ در اين مقاله برآنيم تا به منابع شرق مديترانه از پنجره کاخ کرملين نگاهي بيندازيم.

منابع شرق مديترانه و برنامه هاي توسعه اي

منابع شرق مديترانه در حوضه Levant قرار گرفته اند و در واقع بيش از ده ميدان در اين حوضه شناسايي شده است، اما اصلي ترين و بزرگترين ميدانها تامار و لوياتان هستند. ميدان تامار در سال ۲۰۰۹ و در ۸۰ کيلومتري شمالغرب بندر حيفا با ظرفيت ۲۸۰ ميليارد متر مکعب و در عمق ۱۶۸۰ کيلومتري کشف شد و از مارس ۲۰۱۳ وارد مرحله توليد شده است. گاز تامار از طريق خطي ۸۰ کيلومتري به تجهيزات سرچاهي ميدان ماري که پيشتر تخليه شده منتقل و از آنجا به بندر اشدود مي رسد. هرچند ظرفيت خط انتقال به اشدود اکنون bcma ۱۲ است اما بيش از ۱۰ ميليارد آن استفاده نمي شود. برنامه هايي براي افزايش برداشت و انتقال گاز به ساحل تا ۲۰ ميليارد مترمکعب در سال در دستور کار است. شرکت Isramco ۲۸.۷۵ درصد و دو شرکت از هولدينگ Delek يعني Delek Drilling و Avner هريک ۱۵.۶۵ و Dor Gas ۴ درصد سهامدارند. لوياتان يکسال بعد از تامار و در ۲۰۱۰ کشف شد. اين ميدان نسبت به تامار در فاصله دورتري نسبت به سواحل غربي واسرائيل و در عمق ۱۶۵۰ متري دريا قرار گرفته و ۱۲۸ کيلومتر با خشکي فاصله دارد و ذخيره گاز آن ۴۷۰ تا ۶۲۰ ميليارد مترمکعب تخمين زده شده است. (در بيشتر موارد رقم ۵۰۰ ذکر شده است) اين ميدان جز بزرگترين اکتشافات گازي در آب هاي عميق در قرن ۲۱ شناخته شده و به غير از نوبل انرژي که در اين جا هم رهبري کنسرسيوم توليد را با ۳۹.۶۶٪ سهم بر عهده دارد، Delek Drilling و Avner هر يک با ۲۲.۶۷٪ و ديگر شرکت اسرائيلي (Ratio Oil Exploration) با ۱۵٪، سهامداران اين کنسرسيوم هستند. شکل ۱ موقعيت اين ميادين را نشان مي دهد.

انتظار مي رود با بهره برداري از ميدان لوياتان و افزايش توليد از تامار توليد گاز رژيم صهيونيستي به bcm ۲۵ در سال ۲۰۲۱ برسد. از آنجا که اين ميزان مازاد تقاضاي داخلي رژيم صهيونيستي است، مطابق برنامه ريزي ها bcm ۱۳ از توليد لوياتان به خارج ارسال مي شود، هرچند چالش هاي داخلي و خارجي دست يابي به اين هدف را با ترديدهاي جدي روبرو خواهد کرد.

دشواري توافق با همسايگان ناهمگون

از آنجا که حجم بازار گاز در اسرائيل پايين است شرکت هاي سرمايه گذار براي اقتصادي شدن پروژه ها ناگزير از جذب بازارهاي صادراتي شده اند. اما صادرات از شرق مديترانه نيازمند توافق با همسايگان است که چالش برانگيز مي نمايد. اصلي ترين همسايگان و تنازعات ميان آن ها به قرار زير است:

۱. ترکيه: از منظر ملاحظات اقتصادي ترکيه بهترين مسير براي صادرات مازاد گاز رژيم صهيونيستي به شمار مي رود. اين گزينه براي ترکيه که به دنبال افزايش نقش خود در انتقال گاز به اروپاست اهميت دوچندان دارد. بعلاوه منافع تجاري سرمايه داران ترک هم در همين جهت است: تنها در يک مورد يک ميليونر ترک به نام Ahmet Zorlu که ۲۵ درصد سهام نيروگاه سيکل ترکيبي Dorad (دومين نيروگاه بزرگ اسرائيل) را در تملک دارد اعلام داشت که ‹«ترکيه منتظر گاز اسرائيل است». الباقي سهام اين نيروگاه در اختيار شرکت اسرائيلي Edel Tech است. تحقق اين همکاري علاوه بر تامين منافع نوبل انرژي از حمايت صريح آمريکا هم برخوردار است: پيش از تجديد روابط دو طرف، جو بايدن در ديدار منطقه اي خود در ۱۵ مارس ۲۰۱۶ تاکيد کرده بود که ايالات متحده علاقمند به تجديد روابط ترکيه و رژيم صهيونيستي به عنوان دو متحد منطقه اي خود است. در آوريل ۲۰۱۶ مديرعامل شرکت ترک Turcas در مصاحبه با الحريه از علاقمندي خود به انتقال گاز از اسرائيل به اين کشور خبر داد و اشاره کرد که تاکنون ۱۵ شرکت علاقه خود را براي سرمايه گذاري در اين طرح اعلام داشته اند. يديعوت آرنوت در خصوص همين طرح با اشاره به کنسرسيوم متشکل از ۱۵ شرکت سرمايه مورد نياز طرح را ۲.۵ ميليارد دلار اعلام کرد. (هر چند برخي منابع ديگر سرمايه مورد نياز را ۳ ميليارد دلار و ظرفيت اين خط ۵۴۰ کيلومتري را bcma ۱۰-۸ دانسته اند) پس از آن در دسامبر ۲۰۱۶ شبکه ۲ تلويويزيون رژيم صهيونيستي از خاتمه چالش سياسي دو کشور در آينده نزديک خبر داد. دو هفته قبل از آن روزنامه الجريده کويت فاش کرد که ترکيه مصرّ است که از رژيم صهيونيستي سلاح بخرد، حال آنکه رژيم صهيونيستي بيشتر تمايل به اولويت دادن به مسأله فروش گاز لوياتان به ترکيه را دارد. سرانجام شوراي آتلانتيک ايالات متحده ابتکار عمل را به دست گرفت و در اکتبر ۲۰۱۶ موجبات ديدار وزراي انرژي دو طرف را در حاشيه کنگره جهاني انرژي در استانبول فراهم آورد. دو طرف نيز بر لزوم همکاري متقابل در توسعه و صادرات گاز استحصالي از منابع گازي شرق مديترانه تاکيد کردند.

با اين حال تحقق اين رويا نيازمند غلبه بر سه چالش مهم است: نخست آنکه روابط ترکيه و رژيم صهيونيستي هنوز هم خالي از تنش نيست و از هر دو سو مخالفاني دارد (مثلاً ليوني رهبر حزب کاديما و يا برخي مخالفان اردوغان در سمت ترکيه) دو دولت خود مي دانند که طرف مقابل هنوز از يک رفتار باثبات لازمه روابط دو جانبه به دور است. چالش دوم مسأله مصرف داخلي ترکيه است. پيش بيني مي شود که واردات LNG ترکيه تا سال ۲۰۲۵ نزديک به دو برابر و حجم bcma ۱۲ برسد. در کنار اين، تکميل خط ترکيش استريم و تاناپ نياز ترکيه به گاز ارزان را تا اين سال تکميل خواهند کرد و بعلاوه قرارداد bcma ۳۶ گاز وارداتي به ترکيه در فاصله ۲۵-۲۰۲۱ تجديد خواهد شد و اين در حالي است که ترکيه از ۲۰۱۲ تاکنون کاهش مصرف گاز هم داشته است. بنابراين به نظر نمي آيد ترکيه نيازي به گاز گران رژيم صهيونيستي داشته باشد. در واقع بازاريابي گاز رژيم صهيونيستي در ترکيه با چالش اساسي رقابت قيمتي با ديگر گازهاي ارزان و همين طور رقابت با ساير حاملها همچون زغالسنگ (که ترکيه به صورت سنتي از آن استفاده مي کند)، انرژي اتمي (که تا ۲۰۲۳ حدود MW ۴.۸ آن توسط روسها تحويل خواهد شد) و انرژي تجديدپذير روبروست. برآوردها نشان مي دهد که قيمت تمام شده گاز صادراتي رژيم صهيونيستي به اروپا حدود $/MMBtu ۸ خواهد بود حال آنکه اين قيمت نسبت به گاز صادراتي روسيه به اروپا (متوسط سال گذشته $/MMBtu ۵) و حتي از محموله هاي LNG هم گرانتر خواهد بود! و بالاخره چالش سوم مسأله قبرس است که عبور خط انتقال گاز رژيم صهيونيستي به ترکيه بدون گذر از EEZ مورد ادعاي قبرس عملا غيرممکن مي نمايد، در حالي که چالش سياسي ميان ترکيه و يونان در خصوص اين جزيره حل نشده است.

۲. قبرس - يونان: اهميت قبرس در زنجيره انتقال گاز اسرائيل نه تنها به عنوان پل ميان دو طرف بلکه به جهت منابع گازي اين جزيره هم هست. ميدان آفروديت با ذخيرهTCF ۶-۳.۶ در منطقه اقتصادي آبهاي قبرس در ۳۴ کيلومتري غرب لوياتان واقع شده است و تجميع انتقال گاز استحصال شده در آن با لوياتان به اقتصاد توليد گاز از هر دو ميدان کمک خواهد کرد، ضمن آنکه تحقق اين هدف بخصوص به ناحيه يوناني نشين قبرس که درگير مشکلات اقتصادي است کمک مي کند. حاکميت قبرس سال هاست ميان ترکيه و يونان (و انگلستان به لحاظ ادعا بر پايگاه هاي Dhekelia و Akrotiri در جنوب شرق جزيره) مورد مناقشه است. قبرس مسأله مرزي خود را با مصر (۲۰۰۳)، لبنان (۲۰۰۷) و اسرائيل (۲۰۱۰) حل و فصل کرده ولي ترکيه اين توافق را به رسميت نشناخته و تهديد کرده که در قبال آغاز عمليات اکتشاف در بلوک ۱۲ شرق مديترانه به نيروي نظامي متوسل خواهد شد. با اين حال، نوبل انرژي امتياز اکتشاف را در اکتبر ۲۰۰۸ از دولت قبرس اخذ کرد و عمليات اکتشاف تحت حمايت آمريکا، اتحاديه اروپا و حتي روسيه آغاز شد، و ترکيه تنها توانست شرکت هاي خود را از مشارکت در طرح هاي انرژي بلوک ۱۲ و ۶ برحذر دارد.

اگرچه با روي کارآمدن مصطفي آکينکي در جمهوري قبرس شمالي وي و همتاي يوناني اش در يکسال ۲۵ بار با يکديگر ديدار داشته و آکينکي در اکتبر ۲۰۱۶ اعلام داشت که به رفع چالش حاکميت سياسي قبرس بسيار اميدوار است، اما با اين حال تاکنون تلاش ها براي مسأله حاکميت سياسي قبرس به فرجام نرسيده است. در سوي ديگر، با وجود توافق ۲۰۰۷ با لبنان، هنوز مجلس اين کشور توافق را تصويب نکرده و حزب الله نيز با آن مخالفت کرده است. بيروت در دسامبر ۲۰۱۰ رژيم صهيونيستي و قبرس را متهم به نقض حقوق دريايي خود کرد. در سمت جنوبي در ۳۱ آگوست ۲۰۱۶ نيکوزيا بر سر صادرات گاز به مصر به توافق رسيده و عملياتي شدن طرح براي ۲۲-۲۰۲۰ هدف گذاري شده است. احتمالاً گاز صادر شده مي تواند براي فعال شدن ظرفيت خالي پايانه هاي LNG مصر به کار رود، هر چند کاهش قيمت گاز/ LNG در منطقه و همچنين کشف ميدان ظهر در آب هاي مصر به حجم TCF ۳۰ اجرايي شدن اين توافق را با علامت سوال جدي روبرو کرده است.

اگرچه در گذشته روابط يونان - قبرس با رژيم صهيونيستي بنا به ملاحظات مربوط به حفاظت از جماعت يوناني حاضر در مصر، جلب حمايت اعراب در خصوص مسأله قبرس در سازمان ملل و حفظ ثبات جريان نفت از خاورميانه عربي به يونان چندان مساعد نبوده، اما از سال ۱۹۹۰ و به دنبال روي کار آمدن دولت راستگراي Mitsotakis، آتن رژيم صهيونيستي را به رسميت شناخت. تقويت روابط رژيم صهيونيستي – ترکيه بار ديگر روابط آتن – تل آويو را رو به افول برد، اما روي کار آمدن اردوغان و امضاي توافقنامه هاي همکاري ميان ترکيه و يونان از تنافر عملي منافع طرفين کاست. در يازدهم فوريه ۲۰۱۳ موافقت نامه اي ميان رژيم صهيونيستي و قبرس امضا شد که بر اساس آن ۳۰٪ از حقوق کاوش و استحصال شرکت نوبل در منطقه ويژه اقتصادي قبرس به شرکت آونر و دلک اعطا شد و وزير بازرگاني قبرس همکاري سياسي منطقه اي با رژيم صهيونيستي را مهمترين مسأله براي قبرس شمرد. در ۲۸ ژانويه ۲۰۱۶، سيپراس، نتانياهو و آناستازياس در ديداري سه جانبه بيانيه اي صادر و اعلام داشتند که «ما پروژه هاي سه جانبه انرژي نظير EuroAsia Interconnector را در نظر مي گيريم، پروژه هايي که به لحاظ اين که روابط سودمند چند جانبه را بين بازارهاي انرژي اسرائيل، قبرس و ساير کشورهاي اروپايي ايجاد مي کنند، ارزش استراتژيک دارند.» با گسترش همکاري هاي يونان – قبرس – اسرائيل، آمريکا از يونان براي پيوستن به تمرين هاي نظامي در آب هاي مديترانه دعوت کرد و در پي خروج ترکيه از رزمايش Reliant Mermaid (که از سال ۱۹۹۸ با مشارکت ترکيه – اسرائيل – آمريکا برگزار مي شد)، يونان جايگزين شد و نام رزمايش نيز به Noble Dina تغيير يافت و نوع عمليات نيز از «جستجو و نجات» به «حمله به هواپيماها و زيردريايي هاي دشمن و دفاع از منابع گازي و نفتي منطقه» تغيير کرد. هرچند تقويت محور يوناني – اسرائيلي در سال هاي اخير مشهود بوده، اما لازم است مجدداً تاکيد شود که تداوم چالش با ترکيه بر اقتصاد طرح صادرات گاز از شرق مديترانه اثر داشته است. جوينت اديسون – Depa يونان احتمالاً با در نظر گرفتن اين چالش، سرمايه طرح پيشنهادي انتقال گاز ضمن دور زدن قبرس شمالي را ۶.۴-۵.۴ ميليارد دلار تخمين زده اند، اما اين تخمين آشکارا خوشبينانه است و بعيد نيست که با هدف کم اهميت جلوه دادن چالش سياسي فوق اعلام شده باشد، چرا که در اين تخمين، نرخ بازگشت سرمايه يا حتي قيمت گاز اعلام نشده است. بعلاوه اجراي اين خط دشواري هاي فني خاصي دارد، از جمله آنکه اولا بستر دريا در مسير قبرس تا جزيره کرت کاملاً ناهموار است و ضمناً به دليل عمق زياد، خط لوله ناگزير ۲۶ اينچ خواهد شد که در نتيجه ظرفيت آن نمي تواند بيش از bcm ۱۴ باشد، و طبيعتاً اين چالش هاي فني اثر منفي بر اقتصاد طرح دارد.

۳. مصر: روابط گازي مصر با اسرائيل نيز همچون روابط سياسي آن ها فراز و فرود داشته است. در دوره مبارک، خط انتقال گاز آريش (در مصر) به اشکلون (در سرزمين هاي اشغالي) در فوريه ۲۰۰۸ راه اندازي شد، اما در پي بهار عربي و وقوع بيش از ۱۲ حمله خمپاره اي در سال هاي ۲۰۱۲-۲۰۱۱ به آن و نيز به دليل مناقشات در پرداخت بهاي گاز فعاليت خط متوقف و اسرائيل ناگزير از استفاده زغالسنگ در نيروگاه هاي خود شد. از سال ۲۰۱۲ به بعد، مصر براي تامين نياز داخلي و نيز خوراک واحدهاي LNG خود با مشکل شديد خوراک روبرو بوده و طرح معکوس کردن جريان خط آريش – اشکلون و نيز افزودن صادرات آفروديت بر آن از سمت قبرس مطرح شده، که البته کاهش قيمت گاز در منطقه و کشف ميدان ظهر در آبهاي مصر در سال ۲۰۱۵ کليت طرح را با چالش مواجه نموده است. قدر مسلم اين که در شرايط کنوني بازار داخلي مصر چندان بزرگ نيست که اسرائيل و قبرس حساب ويژه اي روي آن باز کنند، و اگر اين بازار به حجم دوران پيش از ۲۰۱۲ بازگردد نيز قاعدتاً استخراج از «ظهر» مي تواند آن را تأمين کند. ضمن اين که لازم اشاره شود که مبارک نيز براي صادرات گاز به اسرائيل با شکايت رسمي جمعي از فعالين مصري به دادگاه مواجه شده بود، و در شرايط سياسي کنوني مصر شايد سيسي نيز ترجيح به دوري از تکرار اين تجربه با «ظهر» داشته باشد.

۴. لبنان: بدون شک چالش ميان لبنان/حزب الله با رژيم صهيونيستي مهمترين مانع امنيتي توسعه ميادين شرق مديترانه است. ۶۰٪ واردات گاز به سرزمينهاي اشغالي از بندر اشدود انجام مي شود و اين در حالي است که در جنگ ۲۲ روزه غزه بيش از ۸۰ موشک به اين بندر و شهرهاي اشکلون، سدروت و بنيتوت شليک شد. بودجه سالانه اسرائيل براي مراقبت از حريم اشدود و حيفا بالغ بر ۶۲۰ ميليون دلار اعلام شده که از جمله آن ۴ فروند کشتي جنگي و سامانه هاي ضد موشکي زمين به هواي باراک است. علاوه بر مسأله تنازع حزب الله و اسرائيل، خطوط مرزي با لبنان نيز محل مناقشه است. کنست در مارس ۲۰۱۷ طرحي را تصويب کرد که طي آن ۸۰۰ کيلومتر از محدوده آب هاي ساحلي را مورد ادعا قرار مي داد. نبيه بري اين طرح را يک اعلان جنگ از طرف اسرائيل در جهت تسلط بر منابع گازي مديترانه خواند، اما برخي ديگر آن را واکنشي به تلاش ايران براي حضور دائمي در پايگاه لاذقيه و آزادسازي جولان دانسته اند.

علاوه بر مسأله همسايگان، توسعه ميادين شرق مديترانه از کاهش قيمت جهاني نفت هم متأثر شده است. وودمکنزي گزارش داده که ۶۸ پروژه بزرگ نفت و گاز با حجم سرمايه گذاري b$ ۳۸۰ بدليل سقوط قيمت نفت دچار تأخير شده که در ميان آن ها ۲۸ پروژه آب هاي عميق – نظير شرق مديترانه- وجود دارد. علاوه بر اين اسرائيل در حالي به دنبال صادرات گاز به اروپاست که نوع روابط سياسي کنوني طرفين پس از تمايل اسرائيل به گسترش قلمرو به سمت کرانه باختري در سردترين حالت بسر مي برد. در مجموع روابط ميان بازيگران منطقه اي شرق مديترانه با وجود تلاش هاي ايالات متحده هنوز پايدار نشده، اما دست يابي به تصوري کامل از وضعيت منطقه نيازمند در نظر گرفتن رويکردهاي يک بازيگر فرامنطقه اي ديگر است که بخصوص در سال هاي اخير در پي افزايش نفوذ خود بوده، و آن روسيه است.

باز هم پاي روس ها در ميان است!

به طور کلي کرملين ۴ منطقه را در سياست خارجي خود به تفکيک شناسايي مي کند: شمال آفريقا-خاورميانه، جنوب اروپا، ناحيه درياي سياه - بالکان و آمريکا. درياي مديترانه تلاقي بخش سه منطقه نخست و بعلاوه متاثر از سياست هاي آمريکا به عنوان عنصر ديگر است و از اين رو اهميت ويژه اي براي کرملين دارد. اگر از منافع نظامي و استراتژيک روسيه در درياي مديترانه عبور کنيم، از منظر انرژي اهميت منابع انرژي شرق حوضه لوانت از دو جنبه براي روسيه اهميت دارد: نخست لزوم پايش آن براي حفظ تفوق گازي روسيه بر اروپا و دوم تلاش در جهت کنترل نوع بازي ترکيه بخصوص ممانعت آنکارا از دست يابي به ايده هاب گازي جنوب. از اين روست که روسيه تلاش کرده تا با نزديکي به همه بازيگران منطقه، مسأله منابع شرق مديترانه را به عنوان بخشي از مسأله بزرگتر روابط بين بازيگران مديترانه اي مديريت نمايد.

در اولين نگاه به سوي بخش يوناني مديترانه، نقش لوک اويل به عنوان يکي از اصلي ترين جايگاه داران سوخت در قبرس چشمگير به نظر مي آيد. قبرس حتي پيش از فروپاشي شوروي نيز با شرق رابطه خوبي داشت، و توافق قبرس با اتحاد جماهير براي حذف ماليات دوباره بر تبادلات مالي في ما بين يک نمونه استثنايي همکاري اقتصادي در اين سطح با کشورهاي غير بلوک شرق بود. امروزه نيز عدم عضويت قبرس در ناتو زمينه هاي همکاري نظامي با روسيه را ايجاد کرده است، اما حتي يونان هم از زمان روي کار آمدن سيپراس چنين گرايشي را از خود نشان داده است. کوتزيا وزير امور خارجه دولت سيپراس سياست خود را ايجاد پيوندهاي عميق با روسيه دانست، چرا که «دو کشور اشتراکات مذهبي و ريشه هاي مشترک فرهنگي و سياسي و نيز منافع مشترک اقتصادي و سياسي دارند.» سيپراس خود اولين نخست وزير اروپايي بود که پس از کشته شدن بوريس نمتسف به مسکو سفر کرد و اين خشم مقامات اتحاديه اروپا را برانگيخت. در ماه مي ۲۰۱۶ دو طرف توافقاتي بر سر صادرات گاز روسيه به يونان داشته و مقرر شد تا جوينت گازپروم با Copelouzos نسبت به اجرايي شدن اين ايده اقدام کند. بعلاوه فايناشنال تايمز در جولاي ۲۰۱۶ اعلام کرد که يونان با بر هم زدن اجماع ناتو عليه روسيه در خصوص سوريه، از موضع کرملين در پايان دادن به بحران در سوريه حمايت کرده است. چند هفته پيش از آن هم رسانه ها به دنبال ديدار پوتين از يونان از انعقاد قرارداد ميان آتن- مسکو بر سر خريد تفنگ هاي کلاشنيکف خبر داده بودند. پيش از بحران اقتصادي ۲۰۰۸، حضور گسترده سرمايه داران روسي بخصوص در بخش املاک قبرس به کرات ديده شده بود، ثروتمنداني که حتي از درآمد خود در قبرس به روسيه نيز قرض مي دادند: بالغ بر ۲۵٪ سرمايه گذاري خارجي مستقيم روسيه از طريق قبرس صورت مي گرفت. در بحران مالي ۲۰۰۸ در پي امتناع اروپا، روسيه حاضر به اعطاي قرض به قبرس شد و حتي بعدتر در فوريه ۲۰۱۵ روسيه پذيرفت که بازپرداخت وام ۲.۵ ميليارد يورويي قبرس را تحصيل کند و در ازاي آن قبرس اجازه استفاده از بنادر خود را به کشتي هاي نظامي روسيه بدهد. فراتر از همکاري هاي بين دولت ها، بر اساس نظرسنجي پيو، ۶۳ درصد مردم يونان نيز ديدگاه مثبتي به روسيه دارند. به ياد بياوريم که روزي ساموئل هانتينگتون هم يونان را در محور ارتدوکس به رهبري روسيه جاي داده بود.

در طرف ترک نشين، روسيه ترکيه را تهديدي براي منافع خود در قفقاز و آسياي مرکزي ديده و اين تضاد منافع بخصوص در مواضع دو طرف در خصوص بحران قره باغ يا مسأله اقليم کردستان در عراق بيشتر به چشم آمده است. اما وضعيت روابط طرفين در دو سال اخير تغيير کرده و امروز آن چه بيش از همه مشهود است، همکاري «تاکتيکي» مسکو و آنکارا بخصوص در دوران پسا کودتاست. نوع موضع گيري غرب در خصوص دستگيري هاي فعالان پس از کودتا در ترکيه، توقف مذاکرات الحاق ترکيه به اتحاديه اروپا و حواشي پديد آمده ميان ترکيه و اروپا در ايام همه پرسي قانون اساسي ترکيه، اين کشور را بيش از گذشته به سمت روسيه سوق داد. پيش از اين پوتين و اردوغان بر سر عبور خطوط لوله چهارگانه ترکيش استريم با ظرفيت مجموع bcm ۶۳ به توافق کلي رسيده بودند و بايد اذعان داشت که کرملين توانست بيشترين بهره را از حادثه سرنگوني سوخو ۲۴ برده و شرايط خود را در اين قرارداد بر ترکيه تحميل کند. فراتر از اين، گازپروم پيشتر تاييد کرده که استفاده از ظرفيت ۱۰ ميليارد مترمکعبي خط TAP را به عنوان يک گزينه در نظر دارد. گازپروم در سال ۲۰۱۶ تفاهم نامه اي را با اديسون و DEPA براي رساندن گاز از ترکيه به يونان و ايتاليا امضا کرده و اسنمپروجتي ايتاليا نيز از ايده مشارکت روسيه در تامين گاز TAP به شدت استقبال کرده است. و بالاخره اين که نبايد از اين نکته به سادگي گذشت که گرايش ترکيه به خريدهاي نظامي از روسيه چنان افزايش داشته که بخصوص در ماجراي خريداري S۴۰۰ خشم مقامات ناتو را بيش از همه برانگيخته است.

در سمت عربي مديترانه نيز حضور روسيه کاملا مشهود بوده است. هنوز حضور نظامي روسيه در بحران سوريه به اتمام نرسيده که مسکو و دمشق در ژانويه ۲۰۱۷ توافقنامه اي را درباره گسترش مرکز امداد مالي و تکنولوژيکي وابسته به ناوگان دريايي روسيه در طرطوس امضا کردند به طوريکه اين توافقنامه تا ۴۹ سال ديگر اجازه حضور ۱۱ کشتي جنگي در اين بندر را در آن واحد مي دهد. اما در خصوص منابع گازي مديترانه، قرارداد Soyuzneftegaz با دولت سوريه جالب توجه است: اين شرکت روسي امتياز فعاليت هاي اکتشافي در EEZ سوريه در مديترانه را در سال ۲۰۱۳ بدست آورده است. در سمت مصر نيز، روس نفت با اين کشور براي تامين LNG به توافق رسيده و دو دولت در نوامبر ۲۰۱۵ بر سر ساخت نيروگاه اتمي GW ۱.۲ در ال دابا توافق کرده اند. در سال ۲۰۱۶ روسنفت در يک معامله قابل توجه ۳۰٪ سهام ميدان ظهر را خريداري کرد که اين سهم ۵ درصد ديگر هم قابل افزايش است.

اما آن چه نقش روسيه را در مديترانه با ديگر بازيگر فرامنطقه اي، ايالات متحده آمريکا، متمايز مي سازد، روابط حسنه همزمان با طرفين متخاصم در بحران فلسطين است. کرملين حامي اصلي عمليات هاي نظامي هوايي و دريايي در بحران سوريه بوده، در ژانويه ۲۰۱۴ با دولت خودگردان فلسطين بر سر توسعه ميدان گازي در آبهاي غزه توافق کرده و در بهار ۲۰۱۷ توافق ميان پوتين با محمود عباس بر سر صادرات نفت به منطقه خودگردان حاصل شده، اما همزمان پيوندهاي عميقي با تل آويو نيز برقرار کرده است. روس ها دومين اقليت قومي و دومين جمعيت گردشگري در سرزمين هاي اشغالي هستند و يک ميليون شهروند اسرائيلي داراي اصليت روسي يا سرزمين هاي اقماري اتحاد شوروي سابق هستند. دو طرف قرارداد لغو رواديد را در ۲۰۰۸ به امضا رسانده و تبادلات مالي در سال ۲۰۱۳ به ۳.۵ ميليارد هم رسيده است. هر دو طرف روابط پر افت و خيزي با ترک ها داشته اند، اما مسکو تلاش کرده تا از کارت اسرائيل در بازي با آمريکا و نيز مقابله با جاه طلبي هاي سياسي ترکيه استفاده کند. رهبران دو طرف در يک سال گذشته چهار دور مذاکره و ديدار و چندين دور تماس تلفني داشته اند که از جمله در اواخر خرداد ۹۵ سفر نتانياهو به مسکو و مذاکره در خصوص همکاري هاي چشم انداز ۲۵ ساله بوده است. اسرائيل به نوعي پاسخ حمايت کرملين از شدت عمل نسبت به فلسطينيان در جنگ غزه را در ماجراي الحاق کريمه داده است: تل آويو در اين مورد تنها به يک ابراز نگراني و اميدواري به حل صبح آميز مسأله بسنده کرد و در سازمان ملل نيز از تحريم ها عليه روسيه حمايت نکرد و به بيانيه اين سازمان در خصوص لزوم حفظ تماميت ارضي اوکراين راي ممتنع داد. بسياري از شرکت هاي اسرائيلي حتي پس از تحريم ها عليه روسيه نيز به فعاليت خود در کريمه ادامه داده اند. اما شايد مهمترين توافق دو طرف در حوزه مسائل گازي شرق مديترانه کسب امتياز انحصاري صادرات گاز از تامار است: در فوريه ۲۰۱۳ «گازپروم مارکتينگ» حق اختصاصي فروش و صادرات گاز تامار را از دولت اسرائيل کسب نمود و اين بدان معناست که اکنون کرملين از بابت خروج گاز از حوضه لوانت بدون اجازه خود نگراني نخواهد داشت. با تمام اين تفاسير، نبايد از نظر دور داشت که دو طرف هنوز بر سر مسائلي همچون راه حل بلندي هاي جولان و يا دست يابي حزب الله به سلاح هاي روسي (که اسرائيل مدعي است از طريق ايران به دست محور مقاومت مي رسد) با يکديگر اختلاف دارند. برخي گزارش ها حکايت از آن دارد که در سال ۲۰۱۲ روسيه توافق کرده بود تا از لوياتان LNG برداشت کند، اما اکنون و به دنبال کاهش قيمت LNG به نصف، به مشارکت در توسعه اين ميدان چشم دوخته است. بنا بر گزارش Australian، پوتين وعده داده که در اين صورت حزب الله را از عمليات بر عليه تأسيسات گازي لوياتان بر حذر خواهد داشت. پيشتر برخي از گزارشات ديگر فاش کرده بودند که مسکو حاضر شده در ازاي خودداري تل آويو از صادرات گاز به سمت ترک ها، از تحويل S۳۰۰ به ايران خودداري کند.

پايان سخن

قدر مسلم، حتي اگر توافقات سياسي ميان همسايگان حاشيه شرقي مديترانه در خصوص بهره برداري از منابع گازي حوضه لوانت شکل گيرد، تهديد امنيتي و موشک هاي حزب الله همچون شمشير داموکلس بر فراز طرح هاي توسعه اي لوياتان و تامار ايستاده و از آن جا که گفتگوي مستقيمي ميان طرفين تخاصم (يعني محور مقاومت و رژيم صهيونيستي) شکل نمي گيرد، روسيه به خوبي مي تواند به عنوان يک واسطه از آب گل آلود ماهي خود را صيد کند. يعني روسيه مي تواند در هر لحظه با تکيه بر روابط خود با بازيگران منطقه اي و يا حتي بازيگران بيروني، مسأله گاز مديترانه را به گونه اي مديريت کند که يا توافقي شکل نگيرد، و يا توافقات همگي در جهت حفظ منافع او باشد. اگر نيک بنگريم، مديترانه شرقي به اندازه کافي بازيگراني با منافع متضاد دارد: تقابل ترکيه با غرب و تنافر منافعشان با يونان بر سر قبرس همزمان با روابط پر افت و خيز با رژيم صهيونيستي، چالش هاي موجود در تامين امنيت شرق مديترانه، تخاصم با لبنان و سوريه و بالاخره آشفتگي سياسي مصر که همگرايي و تجميع برداشت اقتصادي از منابع شرق مديترانه را به تاخير انداخته، صحنه را براي کرملين طوري رقم زده تا به خوبي از شرايط پيش آمده استفاده کند. به نظر مي رسد کرملين که در بازي با کارت هاي ديگران دستي دارد، در اين جا هم دست پر خود را براي همگان به عنوان صحنه گردان اصلي و يک منجي بزرگ معرفي کرده و نفوذ خود را بيش از پيش در منطقه افزايش داده است. البته نبايد اين حقيقت را از نظر دور داشت که اکنون اثر کاهش قيمت جهاني نفت و قيمت گاز در منطقه بيش از پيش به نفع روسيه است و در واقع صحنه بازي شرق مديترانه را بيش از همه به کام روس ها گردانيده است. با اين تفاسير مي توان پيش بيني کرد که اگر شرايط چنين پيش رود، اتفاقي در شرق مديترانه بر خلاف منافع روس ها نخواهد افتاد. البته بعيد است که ايالات متحده تنها تماشاچي اين بازي باشد، و بالاخره براي تحقق ايده صادرات گاز از شرق مديترانه اگر لازم باشد، دست به جيب هم خواهد شد. چنين طرحي مي تواند هم تهديدي عليه روسيه باشد و هم رژيم صهيونيستي را از انزواي منطقه اي خارج کند و بعلاوه موقعيت آن را در منطقه بالا ببرد. با اين حال، دست روس ها در خنثي کردن نقشه هاي آمريکايي خالي نخواهد بود.

برچسب های موضوعی
دیدگاه ها و نظرات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>