گفت وگو با فریدون برکشلی؛ رئيس گروه مطالعات انرژي وين

مطرح شدن دوباره تحريم هاي ايران از سوي آمريکا و افزايش تنش ميان ايران و عربستان به عنوان دو همسايه منطقه اي و دو عضو تاثير گذار اوپک در بازار انرژي، زمينه اي شد تا به گفت وگو با فريدون برکشلي، رئيس پيشين امور اوپك وزارت نفت و رئيس گروه مطالعات انرژي وين بپردازيم و مباحثي از قبيل پشت پرده سياست هاي عربستان عليه ايران، موضوع بستن تنگه هرمز از سوي ايران، همکاري عربستان و روسيه در بازار انرژي، امکان جايگزيني نفت ايران توسط ديگر توليدکنندگان در صورت اعمال تحريم ها، قرارداد تهاتر نفت و کالا ميان ايران و روسيه و ... را بحث و بررسي کنيم.

سياست عربستان عليه ايران را تا چه حد متاثر از شخصيت بن سلمان و تا حد ناشي از سياست هاي هيأت حاکمه اين کشور مي دانيد؟

تجربه اى كه بنده دارم حكايت از آن دارد كه عربستانى ها به ظواهر آداب ديپلماتيك اهميت زيادى مى دهند و ما در طول سى و چند سال روابط با آنها در جلسات اوپك و خارج از اوپك، برخوردهاى خلاف عرف ديپلماتيك از آنها نديده ايم.

درسال ١٩٨٦،پادشاه وقت عربستان خود را ملقب به عنوان خادم الحرمين الشريفين کرد و از آن پس سطح و موقعيت او به نحو محسوسى ارتقا پيدا كرد و حتى در جلسات اوپك از هيأت ها انتظار داشتند كه هرگاه نام او برده مى شود، از آن لقب استفاده شود. تا آنجا كه يادم هست هيأت جمهورى اسلامى هرگز اين كار را نكرد و فقط تعدادى از كشورهاى عرب منطقه گاهاً اين عنوان را بكار مى بردند.

در هر صورت از آن تاريخ، اين عنوان به يك نقطه ضعف براى عربستانى ها تبديل شد و هر بار، هيأت ايرانى مى خواست عربستانى ها را در موضع انفعال و ضعف قرار دهد، از پادشاه بدون القاب نام مى برد و اين امر هيأت عربستان را به شدت آزار مى داد، چنانکه حتى در جلسات خصوصى خواهش مى كردند كه ايران، اسمى از پادشاه نبرد. طى سال هاى اخير و پس از تيرگى روابط دو كشور هم، هيچ يك از دو كشور لحن توهين آميزى نسبت به يكديگر بكار نبردند.

برنامه بن سلمان در مورد توسعه عربستان و کاهش نياز به نفت و تاسيس جزاير توريستي را تا چه حد امکان پذير مي دانيد و تاثير آنها بر وضعيت عربستان در منطقه چيست؟

بن سلمان، با پروژه اى با عنوان عربستان:٢٠٣٠ وارد صحنه سياست عربستان شد، که اساس پروژه قطع و يا كاهش چشمگير وابستگى اقتصاد عربستان به صادرات نفت است. اين پروژه سه اصل اقتصادى عمده دارد:

۱. خصوصى سازى شركت نفتى آرامكو، كه بر پايه آن ٤٩ درصد سهام آرامكو در بورس هاى جهانى عرضه مى شود،

۲. خصوصى سازى فرودگاه هاى عربستان، كه با احتساب مسافران حج بالغ بر ٢٢ميليون مسافر در سال مي شود.

۳. ايجاد يك تفرجگاه بزرگ در ساحل غربى درياى سرخ كه در فاصله ٢٢٠ كيلومترى مكه معظمه قرار خواهد داشت.

پرسش جنابعالى مربوط به بخش سوم پروژه ٢٠٣٠ است. اين پروژه توسط يك شركت آمريكايى تحت بررسى است. هزينه فاز اول آن بالغ بر ۵/۱۳ ميليارد دلار است و پيش بيني مي شود ٣٥ هزار شغل جديد ايجاد كند. البته در مورد اينكه كسى بخواهد باور كند كه يك تفرجگاه با اين شرايط بتواند عربستان را از صدور نفت بى نياز كند، بنده نظرى ندارم. لازم به توضيح است كه چنين پروژه اى در برنامه نهم توسعه اقتصادى عربستان بيش بينى شده بود ولى تحقق پيدا نكرد و حالا قرار است در دهمين برنامه توسعه اقتصادى عربستان عملياتى شود.

تنش عربستان-قطر و حضور اين کشور در يمن تا چه حد باعث به هدر رفتن درآمدهاي نفتي و اتلاف آنها در راه بلندپروازي هاي منطقه اي عربستان شده است؟ آيا اين امر سرمايه گذاري هاي آتي عربستان در بخش انرژي را تحت تاثير قرار خواهد داد؟

عربستان و قطر داراى اختلافات سياسى و مرزى ديرينه هستند كه به زمان تاسيس حكومت آل سعود بر مى گردد. وقتى صدام به كويت حمله كرد و تصادفاً با يكى از اجلاس هاى اوپك مصادف شد، جو طورى بود كه برخى فكر مى كردند عربستان هم قطر را ضميمه خاك خود خواهد كرد و قطرى ها نگرانى خود را پنهان نمى كردند. البته شايد اين در حد شايعه بود و بيشتر خبرنگاران در مورد آن بحث مى كردند. اما منظورم اين است كه دو كشور هيچ گاه روابط خوبى با يكديگر نداشتند.

عربستان بزرگترين صادركننده نفت خاورميانه و قطر بزرگترين صادركننده گاز منطقه است و آينده انرژى جهان از آن گاز خواهد بود.

قطر، بزرگترين پايگاه دريايى آمريكا و عربستان بزرگترين پايگاه هوايى آمريكا را در خود جاى داده است. روى كار آمدن ترامپ در آمريكا و نزديكى زياد واشنگتن به عربستان، قطر را نگران و در نتيجه، بيش از گذشته به ايران نزديك كرده است.

جنگ عربستان در يمن براى عربستان هزينه بالايى دارد ولى مهمتر از هزينه، ناتوانى رياض در پايان دادن به جنگ يمن است. جمهورى اسلامى ايران در عراق، سوريه و لبنان در سه جنگ مهم و بزرگ نيابتى با حداقل هزينه موفق شد و براى اولين بار از دوران ساسانيان به درياى مديترانه دست پيدا كرد، و عربستان از اگوست ٢٠١٥ نتوانسته در يمن قدمى به جلو بردارد. همين امر، اعتماد امريكا را نسبت به عربستان كاهش داده و در حال حاضر در كنگره آمريكا بر سر تحويل سلاح هاى مورد توافق براى فروش و تحويل به عربستان، اختلاف نظر بوجود آمده است.

سياست هاي انرژي عربستان تا چه حد در مقطع فعلي نياز به حفظ روابط نزديک به واشنگتن دارد؟ به عبارت ديگر اگر روابط رياض- واشنگتن از سطح فعلي کمتر شود، چه تاثيري بر سياست هاي رياض در زمينه انرژي خواهد داشت؟

سياست هاى نفتى و قول و قرارها و رايزنى هاى درون اوپكى و بازار نفت، مسيرى كم و بيش متفاوت از روابط دو جانبه كشورها دارند. براى مثال برخى از مهمترين توافقات در سازمان اوپك، در شرايطى حاصل شده كه اعضاي اصلى و تصميم گيرنده مانند عربستان و ايران، بدترين روابط را داشته اند.

اين رويه در ارتباط با روابط رياض-واشنگتن و يا بلكه ايران-روسيه هم صادق است. آمريكا براى تداوم رشد توليد نفت شيل با قيمت بشكه اى٧٠-٧٥ دلار راضى است. آقاى ترامپ نمى خواهد بهاى بنزين در پمپ بنزين هاى آمريكا از گالنى ٢ دلار بالاتر رود. عربستان با برنامه هاى اقتصادى، سياسى و نظامى جاه طلبانه اش مايل است تا قيمت ها بالاتر رود، شايد نزديك به ١٠٠ دلار در بشكه. اما براى روسيه رقم ٧٠ دلار در بشكه قدرى بالاست، زيرا كه قصد دارد كه با قيمت هاى پايين تر از سرعت رشد نفت شيل بكاهد.

اقدام اخير عربستان در توقف صادرات نفت از باب المندب را چگونه ارزيابي مي کنيد؟ آيا حوثي ها واقعاً مي توانند مانع صادرات نفت از اين تنگه شوند؟

فكر مى كنم كه تصميم عربستان در توقف صادرات از تنگه باب المندب، بيشتر از آنكه به حوثي ها ربط داشته باشد، يك مانور عملياتى در مقابل تهديد ايران براى انسداد تنگه هرمز بود. حوثى ها مى توانند مزاحمت هايى براى عبور كشتى ها از باب المندب فراهم كنند، ولى دامنه آن محدود است.

با فرض تشديد تنش ها در خليج فارس و نيز با فرض بسته شدن تنگه هرمز از سوي ايران ولو به صورت موقت، واکنش احتمالي رياض چه خواهد بود؟ آيا مسيرهاي جايگزين صادرات نفت از خليج فارس در عمل قابليت اتکا هستند؟

همان طورکه مي دانيد، نزديك به٢٠ درصد كل نفت خام و فرآورده هاى نفتى مورد معامله جهان از تنگه هرمز عبور مى كند. قطع صادرات يك پنجم نفت دنيا از بازار حتى براى مدتى كوتاه، بازار جهانى را سخت ملتهب خواهد ساخت. چنين احتمالى بعيد به نظر مي رسد. ايران كشورى است كه در قبال مصرف كنندگان نفت هميشه مسئولانه برخورد كرده، البته چنانچه شرايط ژئوپليتيك منطقه به جنگ منجر شود، در آن صورت تنگه قطعاً بسته خواهد شد. اما مسيرهاى جايگزين ظرفيت و انعطاف اين حجم از نفت را نخواهد داشت.

تأمين برق عراق توسط عربستان و تاکيد آمريکا به استمرار اين همکاري چه معنايي دارد؟ آيا اين امر مي تواند به معناي همکاري بيشتر عربستان و عراق در اوپک و بازار نفت باشد؟

بنظرم درست نيست ما به فكر اين باشيم که بايد تمام نيازهاى عراق را تامين كنيم. عراق كشورى است با ٣٩ ميليون جمعيت. اين كشور تا كمتر از ٥ سال ديگر حدود ٧ ميليون بشكه در روز نفت توليد خواهد كرد كه از هم اكنون عربستان سعودى را نگران كرده است. مصرف داخلى عراق كمتر از يك ميليون بشكه است و بنابراين بخش عمده آن صادر خواهد شد. به اين ترتيب عراق به كشورى ثروتمند و با نفوذ تبديل مى شود.

ايران لازم است كه بخش خصوصى خود را در تمام زمينه هاى ممكن در عراق فعال كند. لازم است كه سرمايه گذاري هاى مشترك بين دو كشور و حتى كشورهاى ثالث انجام شود. لازم است كه زمينه هاى ادغام پذيرى بين اقتصاد ايران و عراق فراهم شود. بايد اذعان كرد كه فردا خيلى دير است.

البته در بخش روابط سياسى ميان دو كشور كه شايد موضوع اين گفتگو نباشد، مسئله رابطه عراق با ساير همسايگان به ويژه عربستان بسيار مهم است. نزديكى احتمالى آقاى مقتدى صدر با عربستان، بسيار حساس بوده و از اين رو ضرورت حضور مقتدرانه جمهورى اسلامى ايران در تمام فضاهاى عراق بسيار مهم است.

عراق ظرفيت توليد نفت بالايى دارد ولى فاقد ترمينال هاى صادراتى كافى است. عراق مى تواند بخشى از نفت خام خود را ار طريق ايران صادر كند.

آيا همکاري عربستان-روسيه را الزاماً عليه ايران تلقي مي کنيد يا آن را ناشي از اقتضائات بازار و همکاري برد- برد ميان دو طرف مي دانيد؟

اين پرسش مهمى است. در واقع اين پرسش خود سوژه يك بحث مستقل است. در سال هاى گذشته، سازمان اوپك تلاش زيادى براى جلب همكارى روسيه به منظور كمك به ثبات بازار نفت انجام داد و هيأت هايى را به مسكو فرستاد، ولى روسيه از همكارى با سازمان اوپك در جهت مديريت عرضه نفت و ثبات بازار امتناع مى كرد. در اوپك ما اصطلاحاً مى گفتيم كه روس ها به خوردن غذاى رايگان عادت كرده اند. البته در دهه١٩٨٠-١٩٩٠ يعنى پس از فروپاشى شوروى، تعدادى از اعضاي اوپك از جمله ايران، سعى كردند كه جمهوري هاى نفت خيز تازه استقلال يافته را به سازمان اوپك دعوت كنند. ايران خود از سازمان اوپك درخواست كرد كه جمهورى آذربايجان به عضويت اوپك درآيد، ولى عربستان مخالفت كرد و هشام ناظر، وزير نفت وقت عربستان در اين زمينه گفت كه اين جمهوري ها هنوز آينده مشخصى ندارند.

در نهايت با سقوط بهاى جهانى نفت در سال ٢٠٠٨، روسيه دريافت كه اوپك به تنهايى قادر به حفظ ثبات بازار نيست. البته باز هم اقدام خاصى انجام نداد. در سقوط قيمت هاى جهانى نفت در ٢٠١٤، روس ها به خوبى دريافتند كه بايد براى ثبات بازار جهانى همكارى كنند. در اجلاس الجزاير در ٢٠١٥ نهايتاً اكثر توليدكنندگان غيراوپك با ترغيب روسيه و عربستان با كاهش جمعى ١/٨ ميليون بشكه در روز موافقت كردند، و اوپك اين بار در يك مجموعه ٢٤ كشورى، نسبت به بازار جهانى نفت واكنش نشان داد و با كاهش تدريجى ذخاير، ثبات نسبى در بازار ايجاد شد.

حال كه با اين مقدمه وارد اصل پرسش جنابعالى شديم، بايد بگويم كه همكارى نفتى عربستان و روسيه، ربطى به توافقات آنها عليه جمهورى اسلامى ايران ندارد. عربستان و روسيه مشتركاً بيش از ٢٠ ميليون بشكه در روز نفت توليد مى كنند. البته ايران سومين توليدكننده بزرگ اوپك است، ولى توليد آن به كمتر از ٤ ميليون بشكه در روز مي رسد. بنابراين متاسفانه ايران بتدريج توان اثرگذارى خود را در اوپك و بازار از دست مى دهد. در بازار نفت و در اوپك قدرت كشورها، منبعث از بشكه هاست و كشورى كه توليد محدود دارد، عمدتا تاثيرپذير است تا تاثيرگذار.

آيا عربستان و هم پيمانانش در اوپک در صورت تحريم کامل نفت ايران، توان پر کردن جايگاه آن را در بازار نفت دارند؟ از نظر شما بازار تا چه ميزان آمادگي کاهش اتکا به نفت ايران را دارد؟

خير، به اعتقاد بنده، توليدكنندگان كنونى قادر نيستند كه حذف كامل نفت ايران از بازار جهانى را جبران كنند. اين سخن اينجانب نيست، بلكه آمار رسمى منتشره توسط آژانس بين المللى انرژى و دبيرخانه اوپك بر اين اعتقاد است كه هم اكنون در حد ٢ ميليون ظرفيت مازاد در بازار وجود ندارد.

در دنيا هرسال حدود ٢ ميليون نفت مصرف مي شود. عرضه كنونى حتى توان تامين تقاضاى عادى نفت را هم به سختى دارد و در سال هاى ٢٠١٩ و ٢٠٢٠ احتمال وقوع بحران كمبود عرضه به صورت جدى وجود خواهد داشت. در واقع چنانچه ترامپ، مسئولانه برخورد مي كرد، مي بايست كه دنيا را براى سرمايه گذارى حداكثرى در صنعت نفت ايران ترغيب مى كرد.

قرارداد نفتي ايران و روسيه را که به عنوان قرارداد تهاتر نفت و کالا مطرح بوده، تا چه ميزان عملي و موثر در کاهش تحريم هاي ايالات متحده عليه صنعت نفت ايران مي دانيد؟

تهاتر، البته يكى از روش هايى است كه مى توان نفت و يا هركالاى ديگرى را با آن معامله كرد. اين مربوط به دوره اى است كه امكان معامله از طريق نقل و انتقال مالى فراهم نيست. اين نوع معامله با روسيه، فقط يكى از روش هاست. لازم است كه مسئولين محترم روش هاى متعدد و متنوع مختلفى را مورد نظر قرار دهند.

اينجانب بر اين اعتقادم كه آينده اقتصاد و روابط ژئوپليتيك و ژئواكونوميك ايران با گروه كشورهاى اوراسيا پيوند خواهد خورد. چنانچه بر اين اصل توافق شود و توافق كنيم كه آينده اقتصاد جهان در حوزه اوراسيا شكل خواهد گرفت، در آن صورت لازم است کارشناسان زبده ما براي بازاريابى، تلاش خود را متوجه آنجا کنند.

برچسب های موضوعی
دیدگاه ها و نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *