حسین ملائک؛ سفیر سابق ایران در چین

با توجه به اعمال مجدد تحريم هاي آمريکا عليه ايران بار ديگر نقش و جايگاه چين در روابط خارجي پر رنگ و اگر نه همه، بلکه بيشتر نگاه ها به نقش و جايگاه چين در کاهش اثرات تحريم ها دوخته شده است. از نظر مسئولين سياسي، ديناميسم حاکم بر اين وضعيت عبارت است از اينکه، چين «بايد» و يا «خوب» است حداقل به اندازه قبل از اعمال تحريم از ايران نفت خريده و پول آن را بصورتي که ايران «تمايل» دارد در اختيار کشور بگذارد.

به عنوان مقدمه چند نکته را در روابط چين با ايران مي توان فرض کرد :

نخست، چين حتما از ايران نفت خواهد خريد. مقدار آن نيز اگر بيشتر از گذشته نباشد، نبايد خيلي کمتر از قبل از تحريم ها باشد. چرا؟ چون چين در راستاي سياست تنوع بخشي به واردات انرژي خود براي ايران جايگاه مشخصي تعريف کرده و از اين جايگاه محافظت خواهد کرد. ديگر آن که ، ايران براي حفظ بازار خود مجبور به کاهش قيمت خواهد شد که براي چين که مايل به ريسک کردن است يک بازار خوب محسوب خواهد شد.

دوم، چين مخالف سياست تحريم هاي يک جانبه آمريکاست. بنابراين هرگونه اقدامي که به تضعيف اين سياست بيانجامد مورد حمايت چين خواهد بود.

سوم، چين در راستاي حمايت از برجام و در چارچوب همکاري با اتحاديه اروپا متعهد شده، که تسهيلاتي براي فروش نفت ايران بوجود آورده و نيز به روابط اقتصادي خارجي ايران کمک کند.

البته اين فرضيات در عالم سياست به سادگي قابل بکارگيري نيستند و الزامي ندارد که چين حتما با اين فرمول ها بخواهد با ايران کار کند. در زمان اجرا، محدوديت ها، سلايق و نهايتا تضمينات سياسي مي تواند تعيين کننده باشد. متاسفانه در ايران شناخت درستي از چين آن گونه که شايسته اين کشور در روابط بين الملل است، وجود ندارد. رفتار و عملکرد بسياري از دولت مردان که خود را واجد کليه شرايط تصميم گيري مي دانند در ارتباط با چين شعاري، دور از درايت و در اکثر موارد همچون ادبيات قبل از فرپاشي شوروي تحت تاثير تبليغات غربي، کمونيست و غيرکمونيست است. اين روند به رغم تجربه هاي دو دهه گذشته از نقش عملي چين در روابط خارجي ايران، بار ديگر در دولت يازدهم و دوازدهم به شکل بسيار ناهنجاري خود را در روابط خارجي ايران نشان داد. پيرمردان دولت کنوني، همچون جوانان بي تجربه اوايل انقلاب با سليقه هاي نارواي خود، سياست خارجي و روابط بين الملل کشوري چون «جمهوري اسلامي» را به ورطه خطرناک «ناگزيري» کشانده اند.

نداشتن ديد سياسي درازمدت درست و عدم سرمايه گذاري در وقت مناسب، شرايط فعلي را براي ايران رقم زده که خود متقاضي دريافت تسهيلات باشد. در رتبه بندي دنيا چين تقريبا در همه امور که مي تواند نيازمنديهاي ايران را برطرف کند در سطح اول جهاني قرار دارد. اگر سکان سياست و استراتژي در ايران برمدار نيازمنديهاي «جمهوري اسلامي» چرخانده مي شد، حتما چين جايگاه ثابت و مشخصي در اين برنامه داشت. چين نه تنها در موضوع واردات، صادرات و توسعه صنعتي مي تواند نقش مهمي در ايران بازي کند، بلکه مهمتر از همه مي تواند حامي موقعيت سياسي ايران در سياست بين الملل باشد. در طول سال هاي گذشته يک تعريف درست از جايگاه چين در سياست خارجي کشور مي توانست رابطه طبيعي تري براي ايران در شرايط بحران را رقم زند. اما متاسفانه هنوز تعريف درستي از اين قدرت جهاني در روابط خارجي ايران نشده و جايگاه آن نامشخص و به تحولات بين المللي از جمله وجود يا عدم وجود تحريم عليه ايران، سپرده شده است.

مديريت زبانزد حزب کمونيست چين در هفتاد سال گذشته، توانسته اقتصاد ورشکسته آن کشور را به دومين اقتصاد بزرگ دنيا تبديل و بسياري از بحران هاي اقتصادي و حتي سياسي را کنترل نمايد. اين کشور بزرگترين توليدکننده کالاهاي کشاورزي، مصرفي، صنعتي و به تعبيري کارخانه دنياست. به گفته کليه استراتژيست هاي آمريکايي، چين مهمترين چالش و خطر شماره يک براي آن کشور محسوب مي شود. تمامي اين عناصر مي تواند برنامه درازمدت تري براي روابط ايران و چين در دستور کار مسئولين کشور قرار دهد.

با اين وجود، چين در بازار انرژي ايران سهم عمده اي دارد. ايران در سال ۲۰۱۷ با صادرات روزانه حدود۷۰۰ هزار بشکه( ۲۴٪ از نفت خام خود) به چين، ۷.۳ ٪ از واردات نفت اين کشور را بخود اختصاص داده و در رده ششم قرار گرفت.

اين کشور در سه پروژه نفتي عمده ايران، يعني «يادآوران» فازهاي۲و۳ و «آزادگان» حضور دارد، اگرچه پروژه ها هنوز به نتيجه نرسيده اند. چين در پارس جنوبي هم به همراه توتال توانست فاز۱۱ پارس جنوبي را بنام خود ثبت نمايد که با خروج توتال اين پروژه کلاً به چين واگذار شده است.

به هرحال هرچه زودتر بايد با چين در يک پروسه درازمدت و مديريت ريسک، برنامه ريزي صورت گيرد. حضور در بازار آينده نفت در شانگهاي و مرتبط کردن قيمت نفت با يوان با همکاري سازمان يافته و مشخص روسيه به عنوان ديگر توليدکننده نفت جهان و نيز احتمالاً عراق مي تواند براي ايران يک پارادايم شيفت استراتژيک در روابط خارجي کشور باشد

برچسب های موضوعی
دیدگاه ها و نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *