علیرضا نوری؛ استادیار پژوهشکده مطالعات منطقه ای دانشگاه شهید بهشتی

متغير «آمريکا» در روابط ايران و روسيه

«آمريکا»، يکي از متغيرهاي مهم روابط بين الملل است که تغيير رفتار آن تأثيرات مستقيم و غيرمستقيم نسبتاً زيادي بر رفتار ساير بازيگران، روندها و نهادهاي بين المللي دارد. ايران، روسيه و روابط آنها از اين تأثير مستثني نيستند و با توجه به خاص بودن روابط آنها با آمريکا، اين اثر گاهاً زياد و پيچيده است. همچنانکه روندها نشان مي دهد فراز و فرود در روابط مسکو با واشنگتن در دوره هاي يلتسين، پوتين، مدودف و پوتين تأثيرات مشخصي بر قبض و بسط روابط مسکو با تهران داشته است. از اين جمله مي توان به تفاوت رويکرد روسيه نسبت به ايران در دوره «ريست» با دوره سوم و چهارم پوتين اشاره کرد. نمود ميداني اين تفاوت همراهي روسيه با قطعنامه هاي تحريمي عليه ايران در دوره مدودف و تعامل ژئوپوليتيکي تهران و مسکو در دوره اخير است.

در مقابل، تغيير نگاه ها نسبت به غرب- به ويژه آمريکا- در ايران نيز تأثيرات خاص خود را بر روابط آن با روسيه داشته است. هرگاه در ايران صحبت از ترميم يا تشديد روابط با غرب به ويژه آمريکا به ميان آمده، هم زمان گمانه هايي درباره تحديد يا توسعه روابط با روسيه نيز مطرح شده است. نمود ميداني اين مسئله در تفاوت نگاه به روسيه در دوره آقاي احمدي نژاد و دوره آقاي روحاني يا در مقطع پيش از توافق هسته اي و پس از خروج ترامپ از برجام مشهود است. در دوره آقاي احمدي نژاد به تبع رويکرد تقابلي با امريکا سياست نزديکي روابط با روسيه دنبال شد، اما در دوره آقاي روحاني تا قبل از روي کار آمدن ترامپ نگاه خوش خيمي به آمريکا وجود داشت و به تبع آن از تأکيد بر روسيه کاسته شد.

تهران در شرايط فعلي و پس از تشديد تنش با آمريکا، بعد از روي کار آمدن ترامپ و خروج او از برجام بيش از گذشته به مسکو به عنوان نيروي موازنه گر سوق يافته و در مقابل، روسيه نيز به دليل تعميق اختلاف با مجموعه غرب و سياستگذاري جديد خاورميانه اي به استفاده از ظرفيت هاي ژئوپوليتيکي ايران متمايل شده است. مجموعه اين مسائل و آشفتگي ها در خاورميانه مثلث ايران-روسيه-آمريکا را بيش از گذشته پويا کرده است.

در اين راستا، کاخ سفيد با آگاهي از اينکه تقويت روابط ايران و روسيه موجب تشديد مقاومت منطقه اي و بين المللي عليه سياست هاي آن خواهد شد، همواره تلاش کرده تا مانع اين امر شود و در مقاطع مختلف نيز با رويکرد «ابزاري» بر آن شده تا از مسکو عليه تهران استفاده کند، که نمود موفقيت نسبي اين تاکتيک در همراه کردن کرملين با فشارهاي تحريمي عليه ايران در دوره مدودف قابل ملاحظه است. البته طرف روس نيز در اين مقطع نامتمايل نبود تا با بازي با کارت ايران از آمريکا امتياز بگيرد. گمانه زني هايي در باب تکرار اين سناريو در شرايط فعلي مطرح شده که دليل آن از يک سو، طرح احتمالاتي درباره بهبود روابط مسکو و واشنگتن پس از ديدار ترامپ و پوتين در هلسينکي و از سوي ديگر، بروز اختلاف ميان ايران و روسيه درباره مديريت فضاي پساداعش در سوريه است. براساس اين گمانه روسيه مي تواند از فرصت فعلي که ترامپ در صدد اعمال «شديدترين فشارها» بر ايران است، استفاده کرده و همزمان از ايران، آمريکا و منطقه کسب امتياز کند.

روسيه و خروج امريکا از برجام

فقدان راهبرد، نبود الگوي تعاملي پايدار و به تبع آن پيش بيني ناپذيري روابط ايران و روسيه، محاسبه رفتار «عملي» مسکو در قبال فشارهاي ترامپ بر ايران و چگونگي تأثير بهبود احتمالي روابط مسکو و واشنگتن بر تهران را مشکل مي کند. اين در حالي است که برخي در ايران بر اين گمان ناصحيح بودند که با همکاري نزديک دو کشور در سوريه پايه هاي اين روابط مستحکم شده و به سطح راهبردي رسيده است. در هر حال، سنجش رفتار روسيه در قبال ايران پس از خروج امريکا از برجام بايد در متن تحولات منطقه اي و بين المللي و با محاسبه دقيق تر تغييرات احتمالي در روابط مسکو و واشنگتن صورت گيرد.

در اين خصوص دو دسته مولفه هاي ثبات بخش و تغييردهنده حائز اهميت هستند. از جمله مولفه هاي دسته اول «نهاد»هايي چون ژئوپوليتيک، امنيت، رقابت قدرت و فرهنگ سياسي هستند که فارغ از متغيرهاي تغييردهنده از جمله کيستي نخبگان تصميم ساز، روند تقريباً باثباتي را در روابط روسيه و آمريکا تداوم مي بخشند. بر اين اساس، هرچند روسيه بنا به مزيت هاي چندبعدي يا حداقل براي احتراز از مضار تنش با آمريکا، مايل به مصالحه و ايجاد روابط سازنده با اين کشور است، اما اين «نهادها» تأثير پايدار خود را بر روابط دو کشور حفظ خواهند کرد.

با اين ملاحظه، هرچند اين احتمال مطرح است که ترامپ در مقابلِ دادن امتيازاتي به روسيه از جمله کاهش يا عدم دخالت در امور «سي آي اس» به ويژه اوکراين، کاهش يا لغو تحريم ها و کاهش يا توقف رويکرد تهاجمي در قبال روسيه در قالب گسترش ناتو و سپر ضدموشکي، امتيازاتي از پوتين از جمله همراهي بيشتر مسکو در مسائلي چون سوريه، ايران، کره شمالي و... بگيرد، اما با توجه به قرار گرفتن اين موضوعات در بستر نهادهاي بازگفته، احتمال مصالحهِ گسترده، اندک به نظر مي رسد (هرچند معامله تاکتيکي دور از انتظار نيست). تأثير روابط روسيه و آمريکا بر ايران در همين متن قابل بررسي است و بنا به دلايلي اين تأثير در شرايط فعلي نسبت به گذشته کمتر است؛

  • درک جديد کرملين از عمق اختلافات با غرب، تجربه ناموفق «ريست » و عدم اعتماد به آمريکا
  • تأکيد مسکو بر سياست خارجي مستقل تر از غرب
  • هدف گذاري مسکو به متنوع سازي روابط خارجي، اهميت يابي بردارهاي اوراسيايي و جنوبي و نقش مهم ايران براي مسکو در هر دوي اين بردارها
  • مزيت بري روسيه از رويکرد ضدهژموني و مخالفت ايران با توسعه طلبي غرب و رقابت/مخالفت آن با توسعه نفوذ متحدان منطقه اي غرب در خاورميانه و اوراسياي مرکزي.

سه «نهاد» ژئوپولتيک، امنيت و رقابت قدرت در موارد بازگفته پررنگ هستند و مزيت نسبي ايران براي روسيه اين است که مي تواند در سطح منطقه اي به متوازن سازي اين نهادها در برابر غرب و متحدان آن کمک کند. همين مزيت سبب رويکرد جديد مسکو به تهران شده است. هرچند اين امر به معني نگاه راهبردي روسيه به ايران نبوده و نيست، اما حداقل به معني اهميت يابي ايران در معادلات منطقه اي کرملين و افزايش هزينه معامله بر سر ايران است. طبعاً اين مزيت بري يک طرفه نيست و تهران نيز زير فشارهاي پس از خروج امريکا از برجام از مواضع و اقدامات مستقلانه مسکو بهره خواهد برد.

منطق همکاري با ايران

رويکرد ضدهژموني ايران در چالش ادامه دار روسيه با آمريکا همچنان براي مسکو جذاب است، در اوضاع آشفته خاورميانه/سوريه همکاري دو کشور هنور موضوعيت دارد و کرملين به نقش ثبات ساز ايران در اوراسياي مرکزي معترف است. بر اين اساس، در شرايط حاضر و در آينده قابل پيش بيني روسيه نمي تواند به راحتي ايران را ناديده بگيرد. هرچند به تبع تغييرات منطقه اي و بين المللي ظهور برخي اختلافات و بروز برخي رفتارهايِ تاکتيکيِ متعارض از سوي تهران يا مسکو مي تواند سطح روابط را کاهش دهد، اما اين امر در کوتاه و حتي ميان مدت به معني تغيير بنيادين در وضع فعلي روابط نيست و همکاري عملگرا-گزينشي دو کشور ادامه خواهد داشت.

کرملين حسب تجربه مي داند که واشنگتن در دادن امتياز و حتي مابه ازاء سخاوتمند نيست، همچنان مايل به تعامل با مسکو از منظري برتري جويانه است و پيشنهاد آن به کرملين براي همکاري در برخي امور از جمله ايران نيز بيش از هر چيز براي استفاده ابزاري از روسيه جهت کاهش هزينه هاي تحقق اهداف خود است. با اين ملاحظه، مسکو در روابط با ترامپ سياست «نقد» را مد نظر دارد و اصل رفتاري آن در قبال فشارهاي آمريکا بر تهران (الحاق/مقابله/سکوت)، اصل هزينه و فايده است.

البته اشاره شد که اين اصل ضرورتاً اقتصادي نيست و مسکو در جمع بندي نهايي خود ساير ابعاد از جمله سياسي و امنيتي را نيز در نظر مي گيرد. از بُعد اقتصادي طبعاً الحاق يا مقابله با تحريم ها به نفع روسيه نيست، اما سکوت و احتياط شايد مزايايي به شکل افزايش قيمت نفت داشته باشد. در عين حال، ضررهايي نيز به شکل اخلال در تعاملات اقتصادي مسکو با تهران خواهد داشت. هزينه و فايده از بُعد سياسي و امنيتي در متن تحولات منطقه اي و بين المللي و نهادهاي جاري در روابط مسکو و واشنگتن تعيين وزن مي شود. روسيه خود با مقوله تحريم و فشار از ناحيه امريکا آشناست و در تجربيات اخير خود به بهانه هاي واهي و اهداف سياسي تحريم وقوف بهتري يافته است.

مسکو مي داند که فشار بر ايران با هدف تحکيم هژموني آمريکا، پيشبرد استثناء گرايي آن در مديريت يکجانبه امور بين الملل و تقويت نفوذ اقتصادي، سياسي و ژئوپوليتيکي در منطقه صورت مي گيرد. از سوي ديگر، نظر به اهميت منطقه اي و بين المللي برخي موضوعات مرتبط با ايران از جمله موضوع هسته اي و اين مهم که ايران عنصر مهمي از سيستم امنيتي و ژئوپوليتيکي خاورميانه و اوراسياي مرکزي است، کرملين مي داند که بروز هر تنشي در رابطه با ايران امکان سرايت به سراسر اين دو منطقه و به تبع آن مرزهاي روسيه را دارد. پيوستگي امور در خاورميانه و اوراسياي مرکزي اين تهديدات را مضاعف مي کند.

از اين بُعد، هزينه هاي همکاري/سکوت در قبال فشارهاي امريکا زياد خواهد بود. از جمله کرملين مي داند که در صورت انحراف توافق هسته اي به ساير گزينه ها (از جمله جنگ) تهديدات و خطرات مختلفي در سطوح منطقه اي و بين المللي ايجاد خواهد شد. بر اين اساس و از آنجا که تغيير در جهت گيري هاي کلان سياست خارجي فعلي ايران و سوق آن به غرب به هر نحوي و زير هر فشاري، باعث برهم خوردن سيستم هاي امنيتي، ژئواکونوميکي و ژئوپوليتيکي منطقه به ضرر مسکو خواهد شد، لذا ممانعت از اين امر در دستور کرملين بوده و خواهد بود. در عين حال، بنا به مزاياي چندبُعدي رابطه سازنده با آمريکا، امکان مانور تاکتيکي روسيه به ضرر ايران وجود دارد.

از سوي ديگر، وجود سطح محدود و کنترل شده اي از تنش ميان ايران و غرب و فشار بر تهران نيز مزاياي چندبُعدي براي مسکو دارد. انحراف تمرکز آمريکا از روسيه و «سي اي اس» (اوکراين)، اهميت يابي مسکو براي واشنگتن و به تبع نياز آمريکا به همراهي روسيه براي اعمال فشار موثر بر تهران، اهميت يابي روسيه براي دشمنان/رقباي منطقه اي ايران از جمله عربستان و اسرائيل، اهميت يابي بيشتر روسيه براي ايران و به تبع نياز تهران به متوازن کردن فشارهاي آمريکا، افزايش قيمت نفت و تأخير در ورود موثر ايران به بازار جهاني انرژي، برخي از اين مزايا هستند.

اما، فشارها بر ايران بايد کنترل شده باشد و منجر به تغييرات اساسي در جهت گيري هاي اصلي سياست خارجي مطلوب آن براي روسيه، نشود. در همين راستا و براي کنترل فشارها، مسکو بر مخالفت با تحريم هاي يکجانبه و در مقابل، تقويت روابط با ايران تأکيد کرده و مي کند. اين رويکرد در وضعيت فعلي نيز مصداق دارد. لذا، به همان ميزاني که فرض، روسيه به خاطر ايران در مقابل تحريم هاي آمريکا مي ايستد يا اينکه دولت و شرکت هاي روسي به تحريم ها بي اعتنا خواهند بود، صحيح نيست، فرض تبعيت تام روسيه از تحريم ها نيز صحيح نخواهد بود.

يکي از حوزه هاي مهم و پرسودي که دو کشور مي توانند تعامل داشته باشند انرژي است. در «راهبرد انرژي روسيه تا ۲۰۳۵» بر تقويت همکاري خارجي در اين حوزه با شرکاء مختلف در تمام حلقه هاي زنجيره توليد (از مطالعه، استخراج تا انتقال و حتي توليد برق از منابع انرژي) چه به صورت مستقيم چه با کشورهاي مختلف به عنوان واسطه تأکيد شده است. براين اساس با وجود ظرفيت هاي بسيار دو کشور در حوزه انرژي، امکان بسياري براي تعامل در مطالعه، استخراج و پالايش منابع، جذب و انتقال سرمايه، جذب و انتقال تکنولوژي، ترانزيت، سواپ و فروش واسطه اي منابع وجود دارد.

جمع بندي

آمريکا متغير مهم و غيرقابل اغماضي است که در مقاطع مختلف اثر منفي و گاهاً مثبتي بر روابط تهران و مسکو داشته و اين روابط را با تغيير مواجه کرده است. اين تأثير در وضعيت فعلي پس از خروج آمريکا از برجام و قصد ترامپ به اعمال «شديدترين فشارها» بر تهران، همچنان موضوعيت دارد. هرچند روسيه از سطحي از فشار کنترل شده بر ايران استقبال مي کند، اما مخالف تغيير جهت گيري کلي سياست خارجي تهران به واسطه اين فشارها است. لذا ضمن مخالفت با تحريم و در مقابل تقويت روابط با تهران را در دستور کار خواهد داشت. بر اين اساس، هرچند روسيه به خاطر ايران در مقابل تحريم هاي آمريکا نخواهد ايستاد و دولت و شرکت هاي روسي از تبعات منفي تحريم عليه ايران احتراز خواهند کرد، اما فرض تبعيت تام روسيه از تحريم و فشار بر تهران صحيح نيست.

ايران زير فشارهاي جديد به همکاري با روسيه به عنوان نيروي موازنه گر نياز دارد و در مقابل، مسکو نيز سعي خواهد کرد از فرصت پيش آمده براي افزون سازي منافع خود از ايران، امريکا و منطقه استفاده کند. در اين معادله سطحي از همکاري با ايران حفظ مي شود و حوزه انرژي مي تواند زمينه اي جذاب براي هر دو طرف باشد. در عين حال، نمي توان همکاري در يک بخش را از کليتِ روابط با روسيه و روابط با روسيه را از کليتِ سياست خارجي اين کشور جدا کرد. همکاري با روسيه در حوزه انرژي جزئي پيوسته از کليتِ روابط با اين کشور و رابطه ايران با روسيه تنها جزئي از سياست خارجي مسکو است، که بخش مهم تري از آن را روابط با غرب و آمريکا تشکيل مي دهد

برچسب های موضوعی
دیدگاه ها و نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *