گفتگو با امیرحسین زمانی نیا معاون امور بین الملل وزارت نفت

امير حسين زماني نيا با اينکه در محافل ديپلماتيک و براي اهل فن شناخته شده است، چندان اهل مصاحبه و گفتگو با نشريات نيست و به همين دليل ممکن است خيلي ها او را نشناسند. اما او را بدون شک بايد يکي از قوي ترين و حرفه اي ترين ديپلمات ها دانست.تسلط مثال زدني او به زبان فني و حقوقي انگليسي معاهدات باعث شده است وي همواره يکي از اصلي ترين نويسندگان متن هاي معاهدات باشد. او اخيراً به سمت معاون بين الملل وزارت نفت انتخاب شده است. اين اولين مصاحبه وي پس از انتخاب شدن در اين پست است.


 

در خصوص انتخاب شما به سمت معاون امور بين الملل وزارت نفت بحثي مطرح است و آن اين که تدبير دولت بوده است براي اينکه اگر ديپلماسي هسته اي به نتيجه مشخصي نرسيد يا در وضعيت فعلي ماند، ديپلماسي انرژي فعالتر شود. برخي معتقدند برعکس، دولت از توافق هسته اي به ميزان زيادي اطمينان حاصل کرده و بنابراين مي خواهد بعد از توافق هسته اي مهمترين مشکل حال حاضر يعني تحريمهاي نفتي را بردارد و اين امر از طريق فعال کردن ديپلماسي انرژي ممکن است. آيا دولت برنامه مشخصي براي ديپلماسي انرژي دارد يا مسأله اصلي تحريم هاست؟ آيا ديپلماسي انرژي محدود به برداشتن تحريم ها شده يا چيزي فراتر از آن است و برداشتن تحريمها بخشي از آن است؟

ديپلماسي انرژي چيزي فراتر از بحث تحريم هاست. يک مقدار موضوع به اين برمي گردد که کل دولت موظف است برنامههايش را طوري تنظيم کند که گويي تحريمها مرتفع نخواهند شد و باقي خواهند ماند.

کل وزارتخانه ها و سياستگذاري دولت هم فعلاً بر اين مبنا استوار است که تحريمها باقي مي مانند. لذا برنامه ريزيها به صورت دوگانه در حال انجام است. مرحله اول اين است که تحريمها نه تعليق مي شوند و نه لغو مي شوند و لذا کشور بايد بتواند به نحوي برنامه ريزي کند که در برابر اين تحريمها و تضييقات مقاومت کند. اين دستور رئيس جمهوري به تمام وزارتخانه است و همه اين برنامه را دارند. به عنوان فردي که در مذاکرات نيز حضور دارم اين موضوع را درک مي کنم ولي شخصاً خوشبين هستم که مذاکرات به نتيجه برسد. در اين خصوص نوعي خوشبيني محتاطانه دارم.

مهم است که کساني که کارشان مذاکره و ديپلماسي چندجانبه است خوشبين باشند تا بتوانند تحرک ايجاد کنند. به همين منوال سياسيون بايد خوشبين نباشند. ما به لحاظ جناحي در اين الگو شاهد نوعي اغتشاش هستيم. عده اي که انقلابي تر به نظر مي رسند و اسمشان اصولگر است در يک جبهه قرار دارند و معتقد هستند مذاکرات به نتيجه نمي رسد و اگر هم به نتيجه برسد حتماً ما امتيازات زيادي داده ايم تا به نتيجه برسد.

عده اي هم هستند که معتقدند ضرورتي ندارد که اين همه هزينه شود و بايد بلافاصله تفاهم انجام شود بدون توجه به هزينه هاي مصالحه.

ولي يک مسير نيز بين اين دو نگاه و رويکرد قرار دارد. تصور مي کنم بر مبناي راهنمايي هاي دولت و رياست جمهوري، تيم مذاکره کننده، راه وسط را دنبال مي کند. آن راه وسط اين است که تيم مذاکره کننده حداکثر سعي خود را انجام بدهد تا حداکثر منافع ملي کشور را تأمين کند. به نظر من تا الان نيز اين روند کاملاً موفق بوده است.

نظر شخصي بنده اين است که مذاکرات وقتي در ژنو(برنامه اقدام مشترک) به توافق و تفاهم مقدماتي رسيد روند موفقيت مذاکرات از آنجا شروع شد. اين توافق يک نقطه عطف بود چرا که فضاي داخلي ايران و فضاي بين المللي را تغيير داد.

اينکه 3 ميليارد دلار يا 4 ميليارد دلار و به گفته برخي 20 ميليارد دلار ارزش اقتصادي آن بود چيز مهمي نبود بلکه نکته مهم اين بود که آن چهره امنيتي که از ايران ساخته بودند از اين مرحله شروع به تغيير کرد.

وزارت امور خارجه و آقاي ظريف و تيم ايشان در يک فضاي بسيار سختي کار کردند. اينها را از اين جهت نمي گويم که من هم در آن تيم نقش کوچکي دارم بلکه منظور اين است که متوجه اين نکته شويم که فضاي سختي بود و همين حالا نيز فضا سخت و دشوار است. هنوز در مورد هيچکدام از 10 يا 15 نکته اصلي به تفاهم نرسيدهايم و اختلاف نظر روي همه اين موارد وجود دارد. اما اختلاف نظرها مشخص است و اميدوارم بدانيم قدرت مانور همديگر نيز چقدر است تا هر طرف بتواند کوتاه بيايد تا تفاهم ممکن شود. اين نکته ظريفي است. لذا به طور محتاطانه اي خوشبين هستم که اين مذاکرات ظرف 3 يا 4 ماه آينده به نتيجه برسد.


استنباط ما از سخنان شما اين است که ديپلماسي انرژي منوط به نتيجه مذاکرات نيست؟

بله همينطور است. ديپلماسي انرژي منوط به نتيجه مذاکرات نيست و حتي کل زندگي کشور منوط به نتيجه مذاکرات نيست و نبايد باشد. ايران کشور بزرگي است و حدود 15 همسايه دارد و مي تواند اين تحريمها را تحمل کند و مقاومت کند. منتهي در حال حاضر به جايي رسيده ايم که ضرورتي به اين کار نيست. هر تفاهمي که انجام شود(اگر به تفاهمي برسد) همه بايد اطمينان داشته باشند که زنجيره سوخت هسته اي را حفظ خواهيم کرد؛ از غني سازي گرفته تا UCF اصفهان تا معدن و تحقيق و توسعه (R&D). منتهي صحبت اين است که نياز عملي ما به اين کارها چقدر است. اين همان نکته اي بود که در توافق ژنو نيز بود يعني بر مبناي نياز عملي اين نياز را تعريف مي کنيم و با يکديگر تفاهم مي کنيم که اين کار انجام شود.

ادامه این نوشته را در صفحات ذیل مطالعه کنید
1 2 3
دیدگاه ها و نظرات