گفتگو با امیرحسین زمانی نیا معاون امور بین الملل وزارت نفت

در مورد اين نياز آيا اختلاف نظر وجود دارد؟

بله، اختلاف نظر بين ما و اروپايي ها از يک طرف و بين ما و روسها از طرف ديگر وجود دارد که بايد به گونه اي به تفاهم برسيم. ما غني سازي را خواهيم داشت و موضوع بحث اين است که با چه شيبي اين غني سازي را توسعه بدهيم.

يکي از موضوعات مورد اختلاف، نحوه برداشته شدن تحريمها است. توجه داشته باشيد که از "برداشته شدن" صحبت ميکنم و نه از تعليق يا الفاظ ديگر.


آيا برداشته شدن اين تحريمها که در قالبهاي يک جانبه، دوجانبه و چندجانبه هستند در يک بسته ديده مي شوند؟

در مذاکرات وارد جزئيات مي شويم و نحوه برداشته شدن تحريمها يکي از موضوعات مهمي است که براي نمونه در 3 يا 4 جلسه آخري که در وين داشتيم از موضوعات اصلي بوده است. بنابراين ديپلماسي انرژي، اعم از ديپلماسي هسته اي و مذاکرات هسته اي است. بايد توجه داشت که کشور آماده است که با تحريمها نيز کار را ادامه بدهد.


پس انتخاب شما به عنوان يک ديپلمات در معاونت بينالملل وزارت نفت چه دليلي داشته است؟

توجه داشته باشيد که در پست معاونت بين الملل وزارت نفت، معمولاً يک ديپلمات حضور داشته است. آقاي معظمي که مدت کوتاهي در اين معاونت بود، آقايان کاظم پور، نژادحسينيان و ماجدي همه ديپلمات بوده اند.

بايد توجه داشت اين معاونت براي مجموعه نفت به مثابه وزارت خارجه براي کل کشور است. کار وزارت خارجه اين نيست که براي نمونه در مورد ادوات و تجهيزات دفاعي و ديپلماسي دفاعي کاري انجام دهد، بلکه تسهيل کننده مراودات نظامي ها هست. براي نمونه وزارت خارجه کاري با کارخانه ذوب آهن ندارد ولي تسهيل کننده مراودات وزارت صنعت با بقيه دنيا ست.

معاونت بين الملل وزارت نفت نيز کارش کاري حاکميتي و سياستگذاري و تسهيل روابط خانواده نفت اعم از نفت و گاز و پتروشيمي با بقيه دنيا، کشورها و شرکتهاي خصوصي است. همچنين اين معاونت کار هماهنگ کردن شرکتهاي تابعه در داخل را بر عهده دارد.


تفکر حاکم در وزارت نفت اين است که نفت يک کالاي سياسي نيست و يک کالاي اقتصادي است. اما در بحث ديپلماسي انرژي نگاه به نفت نگاهي سياسي خواهد بود. البته مي دانيم که در واقع نيز اينگونه هست. اگر بحث ديپلماسي انرژي براي دولت مهم است آيا وزارت نفت آماده تحول در اين حوزه هست و اصلاً نيازي به تحول هست؟ براي نمونه ترکيه مي خواهد در 30 سال آينده تبديل به هاب انرژي منطقه شود و اين موضوع جزو سياستهاي کلان اين کشور است. آيا ديپلماسي انرژي براي ما اين قابليت را دارد که تبديل به سياست کلان شود و صرفاًً محدود به تحريمها نشود؟

ما به عنوان توليدکننده نفت خام و گاز به صورت طبيعي و استراتژيک، هاب انرژي هستيم. اروپا نيز اين موضوع را کاملاً درک مي کند و راهي ديگر جز ايران ندارد. به ويژه بعد از حوادث اوکراين آنها حتماًً به دنبال اين هستند که منابع تأمين انرژي را متنوع سازند.

به طور طبيعي انرژي يکي از ابزارهاي قدرت ايران است. اينکه گفته مي شود ايران قدرتمند است يکي از ابزارهايش همين نفت و گاز است. لذا ايران از يک سو براي مصرف کنندگان شرق آسيا و از طرف ديگر و از طريق ترکيه يا جاي ديگر(مثل عراق و سوريه) براي اروپا «هاب انرژي» است. لذا اين مسائل جزو برنامه هاي بلندمدت ديپلماسي انرژي ايران يقيناً هست.

يکي از دست آوردهاي مهم آقاي زنگنه از زماني که به وزارت نفت آمده اين بوده است که 100 ميليون متر مکعب به صورت روزانه به توليد گاز کشور افزوده است و اين ميزان تا سال آينده به 200 ميليون متر مکعب خواهد رسيد. براي بهتر متبادر شدن اين رقم به ذهن بايد توجه داشت که ما از ترکمنستان 20 ميليون متر مکعب گاز به صورت روزانه وارد مي کنيم.

توجه داشته باشيد که در حال حاضر حدود 700 ميليون متر مکعب توليد گاز کشور است که با اين 100 ميليون متر مکعب توليد گاز کشور 800 ميليون متر مکعب خواهد بود. يعني ايران اين قدرت بالقوه را دارد و دنيا نيز اين قدرت را به رسميت مي شناسد.

ادامه این نوشته را در صفحات ذیل مطالعه کنید
1 2 3
دیدگاه ها و نظرات