پرونده هسته اي انگار پاياني ندارد. هر بار که دست به قلم مي بري چيزي بنويسي دلهره داري که مبادا مطلبت کهنه شده باشد يا اتفاق جديدي در پرونده افتاده باشد. مذاکره پشت مذاکره خبر پشت خبرو عکس هاي ديپلمات ها با ژست هاي مختلف وحتي هنگام قدم زدن در پياده روهاي ژنو که صد البته خشم مخالفان را هم به همراه دارد. سابق بر اين مي نوشتند مذاکرات وين 1،2،3 و افتخاري بود دانستن تاريخ مذاکرات و محل آنها و پيشنهاد هاي مطرح شده در آنها. اما ظاهرا حساب و کتاب و شمارش دفعات مذاکره از دست خيلي ها در رفته است. آخرين بار هم مذاکرات هم تحت الشعاع حادثه مجله شارلي ابدو قرار گرفت و فعلاً آخرين خبر اين است که در اسفند ماه هم قرار است طرفين دوباره مذاکره کنند. عده اي هم مي گويند نوشتن پيش نويس آغاز شده است. آنچه مي شود قطعي تلقي کرد اين است که اختلافات ادامه دارد اما ميل به توافق هم وجود دارد. هنر ديپلماسي اين است که اين دو را جوري به هم پيوند بزند که هر دو طرف راضي شوند و نه سيخ بسوزد و نه کباب. آيا چنين چيزي ممکن است ؟ آيا مي توان به توافقي دست يافت که همگان و دوست و دشمن را راضي کند و با ادبيات مُد شده فعلي، بازي برد برد باشد؟ ديپلمات ها ومتخصصان و کارشناس ها به ما مي گويند چنين چيزي ممکن است و در تاريخ ديپلماسي هم بي سابقه نيست.

اما برخي ها و مشخصاً مخالفان اين را قبول ندارند و عملي نمي دانند و لذا ميگويند اگر چنين چيزي بشود لابد يک طرف بايد امتياز داده باشد و چون آمريکا نمي خواهد امتياز بدهد لابد ايران بايد اين کار را کرده باشد و اين همان چيزي است که خشم طرفداران توافق را بر مي انگيزد. آنها مي گويند مگر مي شود در چنين موضوع حساسي امتياز بزرگي داد و آن را مخفي کرد يا به زبان انگليسي چيزي نوشت که در زبان فارسي معناي ديگري بدهد. اين زبان انگليسي هم براي خودش داستاني شده است. در تيم قبلي مخالفان به انگليسي ندانستن برخي اعضاي تيم مذاکرات ايراد مي گرفتند حالا انگليسي دانستن ايراد شده است.خلاصه مخالفان به هر چيزي که بتوانند متوسل مي شوند حتي ريش و سبيل و کت و شلوار مذاکره کننده ها و اينکه چرا فلان جا بيش از حد لازم لبخند زد و بهمان جا با فلاني در گوشي حرف زد.

موضوع به قدري جدي شده که وقت عمده کنفرانس مطبوعاتي مشترک اوباما با نخست وزير انگليس به موضوع مذاکره با ايران اختصاص يافت و اين فرض را تقويت کرد که اوباما هم نمي خواهد مذاکرات شکست بخورد هر چند براي رعايت اصول چانه زني ديپلماتيک ميگويد شانس توافق کمتر از پنجاه درصد است. از طرف ديگر وزير خارجه آلمان هم مي گويد نمي شود بار ديگر توافق ژنو را تمديد کرد. عرصه کارزار ديپلماتيک بسيار دشوار است و هيچ کس نمي تواند با اطمينان بگويد چه خواهد شد؟ چيني هاي صبور و کم حرف هم ظاهراً در برابر صبر و حوصله ايراني ها کم آورده اند يا شايدهم نگران هزينه هاي رفت و آمد هاي مکرر ديپلماتيک هستند! روسها هم هر از گاهي خودي نشان مي دهند و از احتمال انتقال اورانيوم غني شده ايران به روسيه سخن مي گويند هر چند ميدانند ايراني ها به آنها حتي کمتر از ديگران اعتماد دارند.فرانسه هم گاه ساز ناکوک ميزند تا شايد بيشتر در معادلات به حساب آورده شود. آلمان ها طبق معمول مذاکرات را جدي دنبال مي کنند اما چون عضو دايم شوراي امنيت نيستند لاجرم نميتوانند خيلي خودي نشان دهند.عجب دنيايي است دنياي سياست. تا ديروز که ايران و آمريکا با هم مذاکره نمي کردند همه خواهش مي کردند دو طرف کوتاه بيايند امروز که مذاکره مي کنند نگران آن هستند که مذاکرات 5+1 يا 3+3 تبديل به مذاکره دوطرفه يا 1+1 شود!

دیدگاه ها و نظرات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>