مهدی ابراهیمی تحلیل گر مسائل انرژی

عربستان و عصر جديد نفت

در سال‌هاي پاياني عمر ملک عبدالله، افزايش بي‌سابقه بهاي نفت خام موجب شد تا اندوخته‌هاي مالي عربستان به ميزان قابل توجهي افزايش يافته و پشتوانه بسيار نيرومندي را براي امنيت و پيشبرد استراتژي‌هاي سياسي و اقتصادي اين کشور مهيا سازد. اما هم‌زمان با افزايش قيمت نفت، به دليل اقتصادي شدن استخراج نفت از منابع غيرمتعارف، عربستان به عنوان رهبر سنتي بازار نفت با پديده‌ي جديدي مواجه شد که معادلات پيشين اين بازار را به هم ريخت. عرضه ي بي‌سابقه‌ي نفت شيل در بازار به حدي رسيد که آمريکا توانست سالانه به طور متوسط ۱ ميليون بشکه در روز به ظرفيت توليد نفت خود بيافزايد. علي‌رغم افزايش بهاي نفت، پديده‌ي ظهور توليدکنندگان نوپا و احتمال از دست دادن سهم بازار، يک معادله اقتصادي را پيش روي عربستان قرار داد که با در نظر گرفتن تحولات منطقه‌اي و جهاني با محوريت ايران و روسيه و ظهور پديده داعش، حل اين معادله پيچيده‌تر نيز مي‌شد. کارشناسان حوزه ديپلماسي انرژي بر اين باورند که آمريکا به لطف بهره‌برداري از منابع نفت شيل بر آن است تا در انطباق با آنچه در سند امنيت ملي خود نيز منعکس کرده، نياز خود به نفت خام را از اين منابع بر طرف ساخته و وابستگي خود را به انرژي خاورميانه از بين ببرد. فراتر از آن، عربستان که از آمريکا انتظار داشت در مورد ايران و سوريه با استراتژي سخت‌افزاري برخورد کند، در سال‌هاي پاياني رياست جمهوري اوباما، با رويکرد متفاوت هم‌پيمان ديرينه خود مواجه شد؛ به نحوي‌که آمريکا باب مذاکره با ايران را باز نمود و در مورد سوريه نيز با پذيرش تلويحي شکست سياست‌هاي خود، حاضر به گفتگو با بشار اسد شد. در مواجهه با شرايط جديد، عربستان که از سال‌ها پيش و در خلال اتفاقات دهه‌ي ۱۹۸۰، به خوبي دريافته بود که نبايد از ساير توليدکنندگان عضو اوپک تبعيت کند، اين بار نيز از نظر اقتصادي تصميم گرفت تا روي منافع ميان‌مدت و دراز مدت خود تمرکز نموده و با تحمل کردن قيمت پايين نفت، سهم خود را از بازار حفظ نمايد. همچنان‌که بيشتر اعضاي اوپک، در سال‌هاي گذشته نيز نشان داده بودند که در صورت نياز، اقدام به توليد نفت بيش از مقادير توافق شده کرده و درصورت کاهش بها نيز منتظر کاهش توليد عربستان مي‌مانند. بنابراين مي‌توان گفت که ملک سلمان، از همان روزهاي آغازين حکومت خود که شايد چندان نيز به درازا نکشد، در ميدان انرژي جهان و خاورميانه با شرايط جديدي روبرو شده است.

ملک سلمان و آينده‌ي صنعت نفت در عربستان

مع‌الوصف، عليرغم تغييرات گسترده‌اي که ملک سلمان در ماه‌هاي پس از رسيدن به قدرت انجام داده، به‌خوبي مي‌توان دريافت که سياست‌هاي بين‌المللي و برنامه‌هاي نفتي اين کشور دچار تغييرات بنياديني نخواهد شد.

ملک سلمان به‌خوبي از جايگاه و حوزه نفوذ وزير نفت مقتدر خود، علي‌النعيمي ۸۰ ساله در بازارهاي جهاني انرژي آگاه است. در حالي که النعيمي چندين بار تمايل علني خود به بازنشستگي را نشان داده است اما ابقاي وي نشان از اصرار عربستان به تثبيت سياست‌هاي نفتي خود دارد. اگرچه به عقيده ناظران مأموريت علي‌النعيمي بعد از اجلاس آتي اوپک در تابستان سال جاري خاتمه خواهد يافت، اما حفظ وي در دوران گذار از حکومت ملک عبدالله به ملک سلمان، پيام روشني را به بازارهاي بين‌المللي ارسال خواهد کرد که سياست‌هاي عربستان در حوزه انرژي بر اساس منافع استراتژيک اين کشور و در يک چارچوب حساب شده تنظيم مي‌شوند و بر خلاف انتظار، با انتقال قدرت در خاندان سعودي، دستخوش تغييرات عمده‌اي نمي‌شوند. اگر فرض را بر اين بگذاريم سياست عربستان بر پايه حفظ سهم بازار تنظيم شده است، آنگاه مرگ ملک عبدالله هيچگونه تأثيري بر سياست‌هاي نفتي سعودي‌ها نخواهد داشت. در همين راستا، جان سفاکياناکيس، مدير خاورميانه گروه اشمور در رياض، که مشاور اقتصادي ارشد وزير دارايي عربستان نيز بوده، بر اين باور است که سياست‌هاي اقتصادي و نفتي عربستان همواره به صورت بلندمدت و به دور از مناسبات داخلي قدرت تعيين مي‌شوند. به باور او، نقش تکنوکرات‌ها در تبيين اين سيساستها پررنگ‌تر از سياسيون خاندان سعودي است. خود علي‌النعيمي که از اعضاي خاندان سعودي نيست، در زمره تکنوکرات‌هايي به شمار مي‌رود که به تدريج و از پايين‌ترين سطوح سازماني، به جايگاه امروزين خود رسيده است. او در سال ۱۹۹۵ پس از آنکه به مدت چندين سال سمت مدير اجرايي شرکت نفت عربستان (آرامکو) را بر عهده داشت، به عنوان وزير نفت عربستان برگزيده شد. بايد به خاطر داشت که وقتي ملک عبدالله در سال ۲۰۰۵ به قدرت رسيد، بسياري بر اين باور بودند که به واسطه وضعيت جسمي ملک فهد (پادشاه پيش از عبدالله) در دهه پاياني عمر خود، اين ملک عبدالله بوده که عملاً کشور را اداره مي‌کرده است. از همين‌رو ارتباط و اعتماد پادشاه فقيد عربستان به نعيمي به سال هاي دور باز مي‌گردد. عليالنعيمي در سال‌هاي اخير توانسته به‌خوبي از پس کنترل بازار به نفع سعودي‌ها برآمده و ضمناً در مواقع نياز، کمبود عرضه به بازار در بحبوحه‌ي ا%D8فاقاتي از قبيل حمله نظامي آمريکا به عراق و يا کاهش عرضه نفت ايران به واسطه اعمال تحريم‌هاي سياسي را نيز به نفع شرکاي اقتصادي و سياسي خود جبران نموده و موقعيت سنتي خود در بازار نفت را تقويت نمايد؛ لذا کاملاً قابل درک است که عربستان در آينده نيز، سهم خود از بازار را قرباني افزايش توليد از منابع غيرمتعارف در آمريکاي شمالي نخواهد کرد. با اين حال جانشين علي‌النعيمي که با تعيين سياست‌هاي آتي عر

ادامه این نوشته را در صفحات ذیل مطالعه کنید
1 2 3
دیدگاه ها و نظرات