علی شمس اردکانی رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی

چرا هيچ‌وقت با وجود اينکه هم از نظر اقتصادي و امنيتي اين معامله چند سر سود بوده، به نتيجه نرسيده است؟

اخيراً، شرکتي به نام صانير در اين حوزه فعاليت دارد (صادرات نيروي ايران). اين شرکت کنسرسيومي است از تعدادي شرکت‌هاي فعال اين حوزه که ۱۲ سال پيش قراردادي با ترکمنستان منعقد کرده بود. قرار بود برق را بعد از اين که تعرفه انتقال تعريف شد، به آنها بفروشند و همچنين قرار بود که ترکمنستان گاز به ما بدهد. در حقيقت قرار بود اين شرکت برق و کالاهاي مهندسي بفروشد و مصوبه‌اي هم از دولت در اين رابطه وجود داشت.

اين مصوبه در چه زماني به تصويب رسيده بود؟

اواخر دولت هشتم. اين شرکت برق را با قيمت خيلي خوبي به آنها فروخته بود و قرار بود که بخشي از پولش را ازدولت به ريال بگيرد. در مجموع قرارداد بسيار خوبي بود. اخيراً وزارت نيرو اعلام کرده که خودش اين کار را انجام مي‌دهد، و اين برخلاف تمام قوانين موضوعه است و هيچکس نيست که مقابل اين وزارتخانه بايستد. بنده خودم در جلسه‌اي در حضور آقاي چيتچيان، به معاون وزير گفتم شما وقتي با آنها مذاکره مي‌کرديد با چه زباني صحبت مي‌کرديد؟ آيا شما اقتصاد بين‌الملل مي‌دانيد؟ آيا به روابط بين‌الملل آگاهيد؟ بالاخره يک کسي بايد جلوي ايشان مي‌ايستاد. الاًن حدود پنج ماه است اين معامله را برهم زده‌اند و خودشان برق را به نصف قيمت فروش صانير مي‌فروشند. مي‌گويم چه شد؟ مي‌گويند ما رفتيم هفت سنت معامله کرديم (در حالي‌که صانير ۱۵ سنت فرخته بود). چون در داخل ريال را براي يارانه برمي‌دارند و چون برق دخل و خرج ندارد تنها ممر درآمدي‌مان همين است! مثلاً هفت سنت که مي‌فرشيم مي‌شود ۲۴۰ تومان و ما در داخل مي‌فروشيم ۶۰ تومان. چه دليلي دارد که اين سود را از دست بدهيم. اين تفکر ملي نيست. اگر آن شرکت مي‌خرد پنچ تومان و مي‌فروشد ۱۵ تومان، اولاً از آن ۱۰ تومان درواقع ۵ تومان ماليات مي‌دهد. ثانياً، اين مي‌شود دليلي که برود در آنجا کابل بکشد و ترانس بگذارد و بسياري از اين مصالح را به‌کار ببرد. در نتيجه، کلي به صادرات ما کمک مي‌کند. ولي اصلاً انگار نه انگار که اين همه کار انجام مي‌شود. در نتيجه، صحبت‌هاي بنده هيچ تأثيري بر آنها نداشت. به قول مولا اميرالمؤمنين جاي آن است که مرد بميرد.

به نظر من، بوروکراسي ما هنوز نمي‌تواند از موقعيت ويژه ايران که با وجود قارّه‌اي نبودن، مثل کشورهاي قارّه‌اي همسايه‌هاي زيادي دارد استفاده کند. مثلاً ايران هم مثل چين همسايه‌هاي زيادي دارد با اينکه وسعت چين چند برابر ايران است. حالا اگر برق را در نظر بگيريد، مي‌دانيد که پيک برق در ايران بعد از ظهرهاي تابستان است. در استان‌هاي جنوبي کشور البته اين مدت، طولاني‌تر از استان‌هاي شمال کشور است. در کشور ما فصل‌ها با هم تقريباً يکي نيست. با اينکه در کشورهاي حاشيه جنوبي خليج فارس، پيک مصرف برق بيشتر است. در روسيه، که يکي از کشورهاي بزرگ توليد برق در جهان است، پيک مصرف در زمستان است. ما با وزير انرژي روسيه که پارسال آمده بود صحبت کرديم، ديديم که جا دارد که ۲۰ هزار مگاوات برق مبادله کنيم.

شبکه‌هاي اتصال برق بين ما و آنها فراهم است؟

اغلب آن آماده است، فقط نقطه اتصال لازم است. البته ما با آذربايجان و ارمنستان اين اتصال را داريم که آنها هم در مرز با روسيه اين اتصال را دارند. اين شبکه را مي‌شود تقويت کرد و مصالح لازم را هم مي‌توان از ايران منتقل کرد. از طرف جنوب هم امارات و برخي از کشورهاي حاشيه خليج فارس سال‌هاست که اعلام کرده‌اند که حاضرند چند هزار مگاوات برق از ما بخرند. مي‌گويند فقط بوروکرات‌ها براي انجام اين کار نروند. در جلسه‌اي مشترک با عمان، آنها گفته‌اند که ما گفتيم بخش خصوصي براي اين موضوع بيايد، شما (دولت) چرا آمده‌ايد؟ دولت بايد تضمين کند که قراردادهاي بخش خصوصي را به هم نمي‌زند.

در زماني که قرار بود کارهاي قشم انجام شود، بنده اولين کاري که کردم اين بود که با يک خط فشار قوي از روي دريا، جزيره را به خاک اصلي وصل کردم. هدف ديگر اين بود که يک کابل از زير دريا از جزيره هنگام به رأس‌مسندم عمان ببريم. در همان موقع، عماني‌ها براي سرمايه‌گذاري در اين بخش علاقه‌مندي خود را اعلام کردند. اما بوروکرات‌ها از اين قضيه دست بر نمي‌دارند. تا به حال، شايد ۵۰ سفر براي انجام اين کار رفته‌ام و هيچ نتيجه‌اي هم نگرفته‌ام.

ارزيابي بنده اين است که در ۱۶ نقطه از کشور، امکان ايجاد منطقه مبادله انرژي وجود دارد. طرح بنده که به دبيرخانه شوراي امنيت ملي هم ارائه نمودم اين است که ۱۵ نقطه مخصوص تبادل انرژي با کشورهاي همسايه تعريف شود. و قبل از اينکه حتي با کشوري وارد قراردادي شويم، قسمت داخل را تا آن نقطه گازرساني کنيم. حداقل سود اين کار آن است که آن مسير گازرساني مي‌شود. حدود بيست سال پيش اين موضوع را مطرح کردم که در نيروگاه‌هاي جنوب شرق کشور به جاي گازوئيل، گاز بسوزانند. حال بعد از اين همه سال، اين طرح تبديل شده است به اولويت‌هاي بند (ق) وزارت نفت. اين کاري است که از همان اول بايد انجام مي‌شد. اصلاً، به غير از صادرات، اين خط لوله را بايد براي خودمان مي‌کشيديم هم براي رساندن گاز به اين نيروگاه‌ها هم براي قراردادهايي که ممکن بود در آينده بسته شود. در اين صورت، قدرت چانه‌زني ما افزايش مي‌يافت. حال اگر کسي پيدا مي‌شد که آن را فاينانس کند، چه بهتر.

ادامه اين مصاحبه را مي توانيد در مجله ديپلماسي انرژي مطالعه نماييد.

ادامه این نوشته را در صفحات ذیل مطالعه کنید
1 2
دیدگاه ها و نظرات