گفتگو با فیروز اردشیریان رئیس هیات مدیره شرکت ناموران پژوهش و توسعه

اشاره کرديد به بحث اينکه براي اينکه شرکت‌هاي بين‌المللي خوبي داشته باشيم علاوه بر روابط سياسي خوب نيازمند فناوري هم هستيم، در دوره تحريم يکي از مسائلي که مطرح مي‌شد اتفاقاً بحث رشد فناوري و پژوهش داخلي بود چون رابطه با خارج قطع شده و نگاه‌ها به سمت داخل بود. به طور کلي آيا تلقي شما اين است که شرکت‌هاي ما به سوي فناوري‌ها و دانش‌هاي بومي رفتند؟ اگر نرفتند مهمترين علت چيست؟

در فن‌آوري‌هاي خيلي ريزنقش، کارهاي زيادي در ايران انجام شد که مثلاً منجر به ساخت يک قطعه شد. قشنگ هم ساخته شد. ولي در مورد اينکه وارد فن‌آوري‌هاي شوند که خيلي بزرگتر از قطعه باشد، مثل سيستم يا Plant موفق نبوديم. چون زماني که شرکت نفت و مديران آن به فکر ايجاد يک Plant مي‌افتند، اصولاً نگاهشان به بيرون از ايران است. يکي از دلايل هم اين است که از قديم عادت کرده بودند که ما لايق چنين کارهايي نيستيم. حتي اگر يک ايراني هم پيدا شود و اين کارها را ارائه دهد باور نمي‌کنند که اين کار مي‌تواند راهگشا باشد. فناوري خارجي هميشه و راحت در دسترس است، اگر بخواهيم بومي کنيم در مقابل اين آزادي عمل کار سختي است. کلاً نگاه به خارج است. در اين بين يک سري هم با خارجي‌ها هستند که نمي‌توان کاري کرد. در نتيجه ما در سيستم و Plant اصلاً رشدي نداشته‌ايم. حرکت‌هاي علمي و پژوهشي شده ولي اين حرکت‌ها کاربردي نشد. حتي اگر همين الان به دستور آقاي وزير مراجعه شود دستور داده‌اند کار توسعه يا ازدياد برداشت 9 ميدان نفتي را به 9 دانشگاه بدهند. يک حلقه گمشده اين است که دانشگاهي‌ها بسيار انسانهاي شريف، زحمتکش و محقق هستند ولي کننده اين کار نيستند. يعني کار را به انتها نمي‌رسانند و آدمهاي حرفه‌اي و فن‌آور نيستند و هيچ کار تحقيقاتي آنها مهندسي و کار مهندسي آن‌ها کاربردي نمي‌شود.

حال به اين سوال مي‌رسيم که چرا اين کار را به دانشگاه داده‌اند؟ به اين نتيجه رسيدند که دانشگاهيان خيلي سر و صدا کردند و گفتند که مملکت ما در رتبه پژوهش و فن‌آوري و علم بايد رتبه بالايي داشته باشد. فکر مي‌کنند که رتبه علم بالا در اين است که پژوهش را انجام دهد، نه اينکه کاربردي کار کنند. در حوزه کاربردي ضعف شديدي وجود دارد. يکي ناباوري، ديگري عشق و علاقه به خارجي‌ها و از همه مهمتر عدم پذيرش ريسک است. هر فن‌آوري در دنيا که توسط غربي‌ها و يا شرقي‌ها انجام شده بدون ريسک نبوده. اصلاً بزرگترين فاجعه‌اي که در دنيا بوجود آمد فاجعه خليج مکزيک بود که بين 20 تا 30 ميليون دلار خسارت داد. بايد بپذيريم که وقتي توليد فناوري مي‌کنيم، بايد منتظر شکست باشيم. من هميشه آمريکايي‌هايي که فضا را تسخير مي‌کنند را مثال مي‌زنم. Challenger شماره 8 وقتي از زمين بلند شد در حدود 1 يا 2 کيلومتري فضا منفجر شد، 8 نفر از بهترين فضانوردها مردند. اين باعث تعطيلي کار نشد. ادامه دادند. در ايران اگر فردي فن‌آوري انجام دهد و شکست بخورد آنقدر لعن و نفرين مي‌کنند که ديگر مي‌ترسد کاري انجام دهد. يا کارفرمايي که يک کاري را شروع مي‌کند ترس از اين دارد که اگر در کارش موفق نشد، در روزنامه‌ها مي‌نويسند. خارجي‌ها هم دوست دارند که چنين اتفاقي بيفتد. در برخي مواقع شنيده‌ام که بازرسي کل کشور هم جلو مي‌آيد و مي‌گويد چرا کار را به نادان داده‌ايد. خوب همه اول نادان بوده‌اند. اصلاً ريسک‌پذيري در کشور صفر است.

در کنار بحث فن‌آوري بحث منابع مالي است که من احساس مي‌کنم بخصوص در زمان تحريم خيلي از اين نظر محدود شديم. فکر مي‌کنيد استراتژي مناسب به اين سمت باشد که ما از فن‌آوري‌هاي خارجي، از بودجه و سرمايه‌هاي خارجي استفاده کنيم؟ در اين صورت، رويکردي که الان دولت گرفته را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟ آيا هر کسي که مي‌خواهد در ايران سرمايه بياورد بايد با فن‌آوري هم بياورد؟

اتفاقاً سوال خوبي کرديد. يک بحثي الان بين دولت و دولتمردان است که مي‌گويند ما بايد براي رشد صنعت خودمان از سرمايه‌گذاري خارجي استفاده کنيم. الگو هم همان الگويي که در دوران طلايي داشتيم. الگوي دوران طلايي هم اين بود که به شرکت‌هاي خارجي مي‌گفتيم که پول و وام بياورد و پروژه‌ها را بسازد. به مرحله توليد نيز که رسيد، ما توليد مي‌کنيم و پولدار مي‌شويم. اسم اين را سرمايه‌گذاري مي‌گذاشتند و هنوز هم مي‌گذارند. به اين دليل که وقتي خارجي وام مي‌آورد، بهره خيلي پاييني هم دارد مثلاً 2، 3، 4 درصد. يک شرايط بزرگ هم وجود دارد، آن‌ها به شرطي سرمايه‌گذاري مي‌کنند که خودشان تکنولوژي و تجهيزات را بياورند و 85 درصد کار آن طرف دنيا انجام شود. به اين بايد بگويند وام خارجي نه سرمايه‌گذاري. اينکه يک سرمايه‌گذاري خارجي در اينجا با يک ايراني شريک شود يا نشود و اينکه اينجا کار کند و بسازد و تعمير کند و بفروشد و سالهاي سال هم بماند که معرکه است. اما کسي اين کار را نمي‌کند. اينها سراغ بانک خارجي رفته‌اند و اسم آن را سرمايه‌گذاري خارجي گذاشته‌اند. استقراض خارجي هميشه ما را وابسته نگه مي‌دارد. ممکن است در يک مقاطعي خيلي خوب بوده، کما اينکه مثلاً در 15 سال پيش خيلي خوب بود. ولي سوال اين است که تا کي مي‌خواهيم وابسته بمانيم. اينها عاشق اين وابستگي هستند. همه فکر مي‌کنند که سرمايه‌گذاري خارجي چيز خوبي است. در پتروشيمي 2، 3 تا سرمايه‌گذاري نيم‌بند خارجي نداريم.

ادامه این نوشته را در صفحات ذیل مطالعه کنید
1 2 3 4 5 6
دیدگاه ها و نظرات