گفتگو با فیروز اردشیریان رئیس هیات مدیره شرکت ناموران پژوهش و توسعه

ولي حتي همين سطح وام گرفتن و وابستگي که شما اشاره مي‌کنيد، حداقل آيا وابستگي متقابل نمي‌آورد؟ وقتي پول يک خارجي اينجا هست آيا اين يک وابستگي براي آن‌ها هم نمي‌آورد؟

پول خارجي به طور موقت اينجاست. خارجي به نفعش است که وابستگي داشته باشد چون اشتغالي براي مملکتش است. من هم اگر جاي او بودم مي‌گفتم بگذار وابسته باشيم و براي مملکتمان کار ايجاد کنيم. جالب است، خيلي‌ها در مصاحبه‌ها مي‌گفتند که خارجي‌ها مي‌گويند اينجا چه مملکت خوبي است. 78 ميليون جمعيت دارد و چه بازار خوبي دارد. متأسفانه آن‌قدر بدبخت شده‌ايم که ما بازاري براي خارجي‌ها هستيم. اما هيچ‌کس نمي‌گويد چرا خودمان دنبال بازارهاي ديگر نمي‌رويم. عاشق مصرف و عاشق واردات هستيم.

فکر مي‌کنيد اين دوره به عنوان دوره گذار از تحريم‌ها مي‌تواند موفق باشد؟ در اين دوره براي نيل به موفقيت چه کارهايي بايد انجام داد؟

ما هستيم که بايد تصميم بگيريم که تا کي مي‌خواهيم اين مسير را ادامه دهيم. ممکن است زماني آنقدر مستأصل شده باشيم که چاره‌اي جز وام خارجي نداشته باشيم. در اين صورت مي‌گوييم قبول؛ ولي برنامه براي اين عدم‌وابستگي چيست و کي قرار است اجرا شود؟ هيچ برنامه‌اي براي گذر از اين وابستگي ندارند و فکر مي‌کنند يک فرصت طلايي پيش روي ما است است. زمان آقاي احمدي‌نژاد ما افتخار مي‌کرديم و مي‌گفتيم بانک جهاني اعلام کرده که ايران هفدهمين اقتصاد جهاني است. يک نفر گفت کدام اقتصاد؟! پول نفت را به عنوان درآمد گذاشته‌ايد. مملکتي قوي است که از کار کردن امرار معاش کند و نان درآورد نه از چيزهاي خدادادي مثل نفت. اين‌ها عملاً رانت است. به اعتقاد من در اين کشور آدم هوشمند، مدير خوب و آدم ملي زحمتکش وجود دارد. اين مملکت نسبت به ساير کشورها هيچ کمبودي ندارد ولي در مسيري که بخواهد به سمت توسعه برود، آنقدر موانع درشتي هست که متأسفانه راه‌حلي نمي‌توان يافت. تنها چيزي که مي‌توانم بگوييم اين است که واقعاً دولت جلوي خام‌فروشي را بگيرد. يعني اگر اين تصميم گرفته شود که ماده معدني خام، ماده نفتي خام و ماده خام گاز نفروشيم، اين باعث مي‌شود که خيلي از چيزها درون‌گرا شود و نوآوري رشد کند. دوم اينکه ثابت شده است براي رشد و توسعه در مملکت ما و ايجاد توانگري فني، جز بستر قانوني کار ديگري نمي‌توان انجام داد. مثال مي‌زنم: در اوايل انقلاب يک عده‌اي مي‌آمدند و مي‌گفتند ما مي‌توانيم اين قطعه را بسازيم. واردکنندگان مخالف بودند. قطعه‌ساز زياد شده بود. واردکنندگان قطعاتي که داخلي‌ها مي‌توانستند بسازند را از خارج وارد مي‌کردند. يک مقرراتي به نام عدم‌ساخت گذاشته شد. بعد گفتند اگر هر چيزي که مي‌خواهيد وارد کنيد اول ثابت کنيد که نمي‌توانيد توليد کنيد و بسازيد. با اين کار قطعه‌سازي در مملکت ما رشد کرد. به طوري که هر قطعه‌اي که بخواهيد ايراني‌ها مي‌سازند. بعد از آن به سمت کارهاي پيمانکاري آمدند. تا سال 76 هر کاري پيمانکاري بود، مي‌گفتند اين کار را به خارجي‌ها دهيد. عده‌اي افراد دلير، قانوني به نام قانون حداکثر استفاده از منابع داخلي، 51-49، را به مجلس بردند. اين قانون خيلي کمک کرد و خيلي‌ها از جمله خود ما از آن استفاده کرديم. همين باعث شد که پيمانکاري در مملکت ما چنان رشد کند که الان در مملکت 100 تا پيمانکار EPC داريم. اين حاصل همان بستر قانوني است. ولي در فن‌آوري هيچ گونه مانعي نداريم. فاقد بستر قانوني براي فن‌آوري هستيم. تا زماني که اين بسترهاي قانوني نباشد، هر کس هر کاري که دلش بخواهد انجام مي‌دهد.

اين قانوني که شما عنوان مي‌کنيد شايد در ابتدا اثر خوبي داشته، ولي در ادامه تداوم آن فکر نمي‌کنيد که ايجاد نوعي فضاي رانتي کرده؟

خير. اصلاً کارفرماياني را مي‌بينيم که دعوتنامه مي‌دهند که قبلاً اين دعوتنامه به زبان انگليسي و براي خارجي‌ها بوده، الان به زبان فارسي دعوت مي‌کنند. چون مي‌داند که جلوي کارش را مي‌گيرند و نمي‌تواند کار کند. مگر اينکه وزير مملکت بخواهد کاري را به خارجي‌ها بدهد.

در قسمتي از صحبتتان به اين اشاره کرديد که در پارس جنوبي رشد شرکت‌هاي پيمانکاري و بخش خصوصي و خصولتي اتفاق افتاد، ولي پارس جنوبي را از بقيه جدا کرديد و گفتيد در بخش‌هاي ديگر اين اتفاق نيفتاد. چرا تجربه پارس جنوبي با مابقي بخش‌هاي اقتصاد متفاوت بود؟

پيشران اين داستان رقابت با قطر بود. اگر خارجي‌ها به فکر توسعه گاز در قطر نمي‌افتادند، ايراني‌ها يک ذره از پارس جنوبي اصلاً خبر نداشتند. ما پيشران نبوديم بلکه کساني بودن که به گاز در سطح بين‌المللي نياز داشتند. ما که نياز نداشتيم. خارجي‌ها سراغ قطر رفتند ما هم گفتيم که قطر که همسايه ما است در حال برداشت است، پس ما هم جلو برويم. در نتيجه اين در اولويت ايران بود. الان هم اولويت وزارت نفت در پروژه‌هايش ميادين مشترک است. اين برنامه‌ريزي درست هم است.

ادامه این نوشته را در صفحات ذیل مطالعه کنید
1 2 3 4 5 6
دیدگاه ها و نظرات