گفتگو با فیروز اردشیریان رئیس هیات مدیره شرکت ناموران پژوهش و توسعه

در مجموع فکر مي‌کنيد در اين مدت رضايت از بخش پيمانکار داخلي بالا رفته يا نارضايتي به خاطر تأخير‌هاي مختلف از طرف بخش خصوصي و پيمانکاري بيشتر شده است؟

اگر غيرمنصفانه قضاوت کنم، نارضايتي زياد است. مثلا شخصي يک قرارداد يک‌طرفه مي‌نويسد که اين کار و آن کار را انجام بده، از طرفي طرف مقابل گير مي‌کند، گير مالي مي‌کند، پولش را نمي‌دهند و مي‌گويند ناتوان است. طرف اول دوست دارد که بگويد [کارفرما] ناتوان است. چون مي‌خواهد سراغ يک شرکت خارجي برود. عملکرد دولت را ببينيد. چقدر به پيمانکاران وزارت نيرو، وزارت راه و غيره بدهي دارد. اين نشان مي‌دهد که يک طرف کارش را انجام نداده است. براي من بسيار واضح است که ايراني مي‌تواند و توانمند است.

چه چشم‌اندازي براي حضور بخش خصوصي داخلي در دوران پساتحريم مي‌بينيد؟ و چه چشم‌اندازي هم براي بخش خارجي مي‌بينيد؟

کلاً تصوري که از دوران پساتحريم وجود دارد اين است که دروازه دارد به سمت خارج از ايران، باز مي‌شود. به اين معني که خيلي‌ها نگاهشان به اين است که اگر پيشرفتي قرار است انجام شود از طريق خارجي‌ها انجام شود. از طرفي هم توان‌هاي داخلي زياد است. اگر هيچ‌گونه مخالفتي نباشد مسير به گذشته‌اي برمي‌گردد که مهم نبود که در ايران رشد و اشتغالي ايجاد مي‌شود يا خير. مهم اين بود که در سال فلان مقدار توليد نفت خام بيشتر شود و GNP بالا رود. ولي چيزي که الان مي‌بينم اين است که به قدري صداي داخلي‌ها زياد است که در برخي موارد جلوي استفاده مطلق خارجي را گرفته است. اين صدا هست که اين‌ها را به يک نتيجه‌اي مي‌رساند. اگر اين صدا نباشد باز به حالت قبل برمي‌گرديم. اين صدا بد نيست؛ صدايي که 100 پيمانکار EPC و هزار سازنده ايراني دارند. ولي دولتمردان ما مي‌خواهند راه آسفالت را بروند نه راه خاکي را. راه آسفالت يعني اين‌که مي‌خواهند از توان بين‌المللي توليد کنند و بسازند. راه خاکي اين است که با هموطن خود از سيستم‌هاي موجود که همه آنها گير است و همه آنها براي خارجي‌ها تعريف شده و اگر بخواهي با اين سيستم کار کني دردسرساز است، توليد را سر و سامان بدهي. ولي در حال حاضر اميد من به اين سر و صداها است. اگر اين سر و صداها نباشد به عقب برمي‌گرديم. پتانسيل زيادي هم براي برگشتن به عقب داريم.

فکر مي‌کنيد علاوه بر فن آوري و پول و ساير موارد ديگر که از طرف خارجي مي‌آيد، آيا به سمت استفاده از نيروهاي خارجي خواهيم رفت؟ چنين چيزي مي‌تواند در کنار تهديدهايي که هست فرصت‌هايي هم داشته باشد؟

نيروي خارجي کارگري که همان‌جا در کشور خودشان کار را براي ما انجام مي‌دهد. اگر هم دقت کنيد هيچ وقت نتوانستيم نيروي کارگري خارجي را در مقياس خيلي بزرگ وارد مملکت کنيم. اينقدر جلوي آن مي‌ايستند، از وزارت کار، اعتصاب و شورش که باعث مي‌شود خارجي‌ها نيايند. در مقياس بزرگ ورود خارجي‌ها به ايران در حد کار ساده و معمولي امکان‌پذير نيست. در حد نيروي کار خيلي ماهر ممکن است که حضور اندکي داشته باشند. ولي همانطور که گفتم چون سرمايه‌گذاري خارجي، وام خارجي است، همه در آن طرف سرويس مي‌دهند. يعني آن طرف محاسبه مي‌کنند، طراحي مي‌کنند، نقشه را مي‌کشند و تجهيزات را هم از آن طرف به اينجا مي‌فرستند. پس نتيجه مي‌گيريم اگر ما براي انجام کارهايمان برون‌نگر باشيم، با اين کار اشتغال براي آن طرف دنيا تأمين مي‌کنيم.

به نظر شما توسعه کشور در حال حاضر به چه چيزي نياز دارد؟

اين سوال را از همه مي‌پرسند که چه بايدکرد؟ پاسخ من اين است که 1) نيازمند بستر قانوني هستيم، 2) جلوگيري از خام‌فروشي، 3) باور و اعتقاد يک مسئله اجتماعي است و خواستن توانستن است. به نظر من اين سه مطلب در توسعه کشورمان کليدي است. با توجه به اينکه آدم‌هاي زحمتکش خيلي زيادي داريم، خود تحريم هم باعث شده که خيلي‌ها به فکر بيفتند. مثلاً در شرکت ما از 40 تا پروژه‌اي که در اين مدت انجام داده‌ايم، 20 تا از آن‌ها را امکان نداشت کسي با ما حرف بزند. اين تحريم باعث شد تا با ما صحبت کنند. در نهايت بايد توجه شود که حلقه پژوهش، مهندسي، کاربردي را نبندند. اين‌ها مطالبي است که بعد از سال‌ها کار و فکر کردن به آن‌ها رسيده‌ام.

ادامه این نوشته را در صفحات ذیل مطالعه کنید
1 2 3 4 5 6
دیدگاه ها و نظرات