حسین نیکبخت

منطقه خاورميانه به دليل موقعيت ژئوپليتيکي و ژئواستراتژيکي و دارا بودن ذخاير عظيم فسيلي که موردنياز کشورهاي صنعتي است، همواره موردتوجه قدرت‌هاي بزرگ جهان بوده است. ابرقدرت‌ها در راستاي نيل به اهداف و تأمين منافع ملي خود، تاکنون راهبردهاي متعددي را در اين منطقه به اجرا گذاشته‌اند. به دنبال فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، ايالات‌متحده به‌منظور پر کردن خلأ به وجود آمده و تثبيت هژموني خود در سطح جهاني، راهبرد نظم نوين جهاني را مطرح کرد. درواقع، خاورميانه ازجمله مناطقي بوده است که همواره موردتوجه سياست‌مداران آمريکايي بوده و براي تداوم سلطه ايالات‌متحده بر اقتصاد و سياست بين‌المللي، اهميت اساسي داشته است. به‌اين‌ترتيب، آمريکايي‌ها در عصر پس از جنگ سرد و با شروع هزاره سوم، به‌واسطه مداخله نظامي در افغانستان و عراق به بهانه مبارزه با تروريسم و گسترش «دموکراسي »، حضور خود را در منطقه خاورميانه عادي‌سازي کردند.

سياست روسيه در خاورميانه نيز از دوران قبل از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، بخش مهمي از روابط خارجي اين کشور را تشکيل مي‌داده و از طرف ديگر، تابعي از چگونگيِ روابط روسيه با کشورهاي غربي، به‌ويژه ايالات‌متحده، بوده است. اگرچه پس از فروپاشي شوروي، اين تصور به وجود آمد که زمينه‌هاي تنش با غرب نيز از ميان رفته است، اما تحولات دهه گذشته نشان داد که عوامل متعددي باعث ادامه اختلاف‌نظرها است. مسائلي نظير گسترش ناتو به‌سوي شرق يا مسائل مربوط به حضور آمريکا در جمهوري‌هاي پيرامون روسيه، ازجمله عوامل اختلاف آفرين در اين زمينه بوده است. روس‌ها در مدت کوتاهي پس از فروپاشي نظام سابق، تلاش براي بازسازي نقش خود و فعال ساختن ابزارهاي قدرت در منطقه خاورميانه را آغاز کردند. درواقع، رو سها منافع گوناگوني را در خاورميانه جستجو مي‌کنند که با ويژگي‌هاي ژئوپلتيکي اين کشور، ارتباط مستقيمي دارد. اما در پي وقوع رويدادهاي موسوم به بهار عربي، روسيه دچار انفعال استراتژيک و نوعي بي‌عملي شد. اين انفعال سبب شد که پايگاه‌هاي نفوذ تاريخي اين کشور در خاورميانه تا حد زيادي از دست برود. سياست رو سها در جريان بحران عراق و فروپاشي حزب بعث در اين کشور، به‌گونه‌اي بود که عملاً دست ايالات‌متحده براي حضور نظامي در عراق باز شد. آمريکايي‌ها پس از اشغال عراق توانستند فرد موردنظر خود را در عراق حاکم کنند و تا قبل از تشکيل دولت جديد توسط احزاب و نيروهاي عراقي، اين کشور را با ارتش خود اداره کنند. به‌اين‌ترتيب، ساختار دولت عراق که از زمان روي کار آمدن حزب بعث، روسي بود، نه‌تنها توسط آمريکايي‌ها کنار گذاشته شد، بلکه آن‌ها به‌واسطه مداخله نظامي، باقي‌مانده ساختار شرقي دوران جنگ سرد در عراق را به‌عمد از بين بردند و حتي ارتش بعث را نيز منحل کردند تا خيالشان از بابت بازسازي مجدد ساختارهاي روسي راحت باشد. به‌اين‌ترتيب، روس‌ها متوجه شدند که آمريکايي‌ها و اروپايي‌ها درصدد کاهش نفوذ روسيه در مناطق پراهميت غرب آسيا و شمال آفريقا، برآمده‌اند. آنچه در ليبي- متحد سنتي روسيه- روي داد و به سرنگوني قذافي منجر شد، نارضايتي شديد روسيه از اقدام نظامي ناتو را در پي داشت.

روسيه، شرايط جديد و خاورميانه

در حال حاضر، روس‌ها با رکود اقتصادي بي‌سابقه‌اي مواجه شده‌اند.درواقع، توليد ناخالص داخلي روسيه در سال 2015 ، بين 3 تا 4 درصد افت داشته و تورم نيز در اين کشور افزايش يافته است. ارزش روبل نيز کاهش قابل‌توجهي را تجربه کرده است. به‌علاوه، تعداد شهروندان روسي که زير خط فقر زندگي مي‌کنند، طي دو سال اخير از 16 درصد به 23 درصد رسيده است. به‌اين‌ترتيب، پوتين که به نظر نمي‌رسد تمايل چنداني نسبت به کليد زدن اصلاحات نهادي در کشور خود داشته باشد، تصميم گرفته است بنيان مشروعيت نظام خود را از برنامه‌هاي اقتصادي و رشد درآمد فردي به اقدامات وطن‌پرستانه تغيير دهد. واکنش پوتين به بحران اوکراين و الحاق شبه جزيره کريمه به روسيه نيز شاهدي بر اين مدعا است.

از سوي ديگر، بايد در نظر داشت که خاورميانه از چشم‌انداز امنيت داخلي روسيه نيز واجد اهميت است. درواقع، حدود 20 ميليون نفر مسلمان در روسيه ساکن است که در مقابل جمعيت روس که رشدي منفي دارد، زاد و ولد بسيار بالايي دارند و علاوه بر اين، آن‌ها خود را عضوي از جهان اسلام مي‌دانند. بنابراين، اين نگراني بين سياستمداران روس وجود دارد که گرايش‌هاي افراط‌گرايانه موجود در خاورميانه، به خاک روسيه نيز سرايت کرده و امنيت کشور را مختل کند. نهايتاً موضع پوتين در قبال بحران سوريه و حضور نظامي گسترده روسيه در اين کشور حاکي از آن است که روس‌ها خواهان ايفاي نقش پررنگ‌تري در تحولات خاورميانه هستند. در اين راستا، دستيابي به يک متحد قابل‌اعتماد در منطقه براي رو سها ضرورت مي‌يابد. بايد در نظر داشت که طي بيش از دو دهه اخير، هميشه نوعي رقابت و تقابل در خاورميانه وجود داشته است و کشورهاي منطقه حتي عربستان سعودي نيز سعي کرده‌اند از اين تقابل به نفع خود بهره بگيرند و متناسب با نوع روابطشان با آمريکا و کشورهاي اروپايي، رابطه‌شان با روسيه را تنظيم کنند. درواقع، عليرغم تغيير شرايط بين‌المللي و منطقه‌اي براي روسيه و فضاي متفاوت فعلي، همچنان شاهد نوعي رويکرد جنگ سردي بين سياست‌مداران منطقه هستيم. در اين ميان، ايران بنا به مناسبات سياسي خود با غرب، به‌طورکلي روابطي يکنواخت و بدون توجه به تحولات منطقه را با روسيه دنبال کرده است. البته طي سال‌هاي اخير، برخي از تحليلگران بر اين باور بودند که در صورت حل مشاجرات ايران و غرب بر سر برنامه هسته‌اي اين کشور، شاهد تضعيف پيوندهاي بين روسيه و ايران خواهيم بود. بااين‌وجود، در پي نهايي شدن توافق هسته‌اي، نه‌تنها روابط ايران و روسيه سرد نشده است، بلکه اکنون شاهد تقويت هرچه بيشتر پيوندهاي بين دو طرف نيز هستيم.

ايران و روسيه در پساتحريم

مقامات ارشد دو کشور تاکنون بارها بر توسعه همکاري‌ها در حوزه‌هاي مختلف، تأکيد کرده‌اند. درواقع، سفر ولاديمير پوتين به تهران در ماه نوامبر و ملاقات با مسئولان عالي‌رتبه جمهوري اسلامي ايران که براي اولي نبار از سال 2007 تاکنون صورت مي‌گرفت، نشانه‌اي از چشم‌انداز گسترش روابط بين دو طرف است. پوتين روز 21 دسامبر سال گذشته، دستورالعمل ايجاد يک گروه مطالعاتي پيرامون ايجاد يک منطقه آزاد تجاري ميان اتحاديه اقتصادي اوراسيا و ايران را صادر کرد. هم‌زمان رئيس کميسيون اقتصادي اوراسيا هم تصميم گرفته است موانع پيش روي واردات محصولات کشاورزي از ايران را برطرف نمايد. ولاديمير پوتين در جريان سفر خود به ايران، اعلام کرد که دو طرف بر سر افزايش همکاري‌هاي اقتصادي به توافق رسيده‌اند و روسيه آمادگي دارد تا وامي 5 ميليارد دلاري در اختيار ايران قرار دهد. روسيه و ايران در رابطه با همکاري در اجراي 35 پروژه اولويت‌دار در حوزه‌هاي مهندسي، ساخت‌وساز، پايانه‌هاي دريايي و راه‌آهن نيز به توافق رسيده‌اند. به‌علاوه، روسيه در تحول صنعت هسته‌اي در راستاي دستيابي به اهداف عملي و ساخت نيروگاه‌هاي هسته‌اي جديد، به ايران کمک خواهد کرد. همچنين بنا به گزارش خبرگزاري‌هاي روس، سيستم دفاع موشکي اس- 300 نيز در ماه ژانويه سال 2016 ، به ايران تحويل داده خواهد شد. شماري از کارشناسان ايراني هم در مرکز آکادمي هوايي نظامي موژايسکي روسيه، به‌منظور يادگيري کار با اين سامانه، آموزش خواهند ديد.

الکسي پودبريوژکين رئيس مرکز مطالعات نظامي و سياسي در مؤسسه روابط بين‌الملل مسکو مي‌گويد که به دنبال توافق هسته‌اي ايران و غرب، تحريم‌ها عليه اين کشور لغو خواهد شد و ايران به رهبر خاورميانه و کل تمدن اسلامي بدل شده و موقعيت ژئوپلتيکي خاورميانه را تغيير خواهد داد. وي همچنين عنوان کرده است که «ايران چهارمين اقتصاد بزرگ ازلحاظ توليد ناخالص داخلي در جهان اسلام و يکي از پيشرفته‌ترين کشورهاي توسعه‌يافته در منطقه است که واجد ذخاير عظيم نفت و گاز نيز است. کاملاً واضح است که ميان ايران، ترکيه و عربستان سعودي، بر سر رهبري خاورميانه و جهان اسلام رقابت وجود دارد. افزايش همکاري با روسيه مي‌تواند مواضع ايران را تقويت کند».

يوگني ساتانوفسکي رئيس مؤسسه خاورميانه نيز گفته است که «سرمايه‌گذاران ايتاليايي، اتريشي، آلماني و بريتانيايي، براي ورود به تهران صف‌کشيده‌اند. آن‌ها در حال مبارزه براي فروش تکنولوژي‌هاي جديد خود به ايران هستند. به‌علاوه، ايران به ميلياردها دلار از درآمدهاي بلوکه‌شده خود در بانک‌هاي کشورهاي مختلف، دسترسي پيدا خواهد کرد. ايران نقش يک شريک واقعاً جذاب را بازي مي‌کند. با توجه به نقش روسيه به‌عنوان نيروي محرکه در تصميم‌گيري بر سر برنامه هسته‌اي ايران، روس‌ها مي‌توانند به منافعي در اين زمينه دست يابند. در اين وضعيت مسکو به‌درستي در حال پيشي گرفتن از رقبا در بازار ايران است». وي افزوده است که «منافع روسيه و ايران در خاورميانه بسيار به هم نزديک است. اين مسئله شامل همکاري مشترک بر سر مبارزه با تروريسم و نيز همکاري‌هاي سودمند متقابل است. آن موقعيتي که ترکيه پيش از سرنگون کردن جنگنده روسي سوخو، از آن بهره‌مند بود، اکنون نصيب ايران شده است». دنيس مانتوروف وزير صنعت و تجارت روسيه عنوان کرده است که به‌زودي تحريم‌ها از دوش ايران برداشته مي‌شود و روابط دو کشور مي‌تواند بيش‌ازپيش توسعه يابد. بنا به گفته وي، شرکت‌هاي روسي برخلاف رقباي غربي، هيچ‌گاه به دنبال نفوذ اقتصادي در ايران نبوده و تنها هدف دستيابي به منافع و سود مشترک و متقابل را در نظر داشته‌اند. ولي‌الله سيف رئيس‌کل بانک مرکزي ايران نيز ضمن مهم دانستن برقراري مراودات تجاري بين دو کشور ايران و روسيه، گفته است که بانک مرکزي با تمام توان از طرح‌هايي که به گسترش حجم تجارت بين دو کشور منجر مي‌شود، حمايت مي‌کند که در اين خصوص، شخص رئيس‌جمهور نيز تأکيد ويژه دارند.

بر اساس اسناد مذاکراتِ کميسيون مشترک همکاري‌هاي دو کشور که در آبان ماه امسال در روسيه امضا شده، قرار است ارزش مبادلات اقتصادي تهران و مسکو از حدود دو ميليارد دلار کنوني به سالانه 10 ميليارد دلار در آينده‌اي نزديک برسد. بااين‌حال، ايران و روسيه افق 40 ميليارد دلاري را براي همکاري‌ها در عرصه‌هاي مختلف در نظر گرفته‌اند. درواقع، عليرغم اينکه پس از برچيده شدن تحريم‌ها، زمينه حضور شرکت‌هاي غربي در ايران فراهم مي‌شود، اما ملاحظات سياسي و رفتار کشورها و شرکت‌هاي مختلف در زمان تحريم‌ها نيز در اين راستا بي‌تأثير نخواهد بود. مجيد تخت‌روانچي عضو ارشد تيم مذاکرات هسته‌اي نيز پيش‌ازاين در مصاحبه خود با ماهنامه ديپلماسي انرژي ضمن اشاره به روابط بسيار نزديک ايران و روسيه و اتفاق‌نظر دو طرف در بسياري از مسائل سياسي، عنوان کرده است که «بالاخره واقعيتي است که در دوران سختي، تعدادي از کشورها با ما کارکرده‌اند. يعني در دوره تحريم‌ها، اين‌ها تلاش کردند در عين اينکه اين تحريم‌ها وجود داشت، با ما کار تجاري و سياسي کنند و تحريم‌ها روابطشان را تحت تأثير قرار نداد. در دوران پساتحريم نمي‌توانيم چشممان را بر روي اين قضيه ببنديم که در دوره‌اي، کشورها با ما کار کردند. همچنين کشورهايي بودند که درهاي خودشان را به روي ما بسته بودند و حال ما ذوق‌زده نمي‌شويم که آن‌ها قصد کار کردن با ما را دارند؛ اين يک واقعيت است و ما اين کار را نخواهيم کرد».

يکي ديگر از اهداف مشترک واجد اهميت بين ايران و روسيه، حذف دلار از مبادلات تجاري دوجانبه است. درواقع، روسيه از زمان آغاز بحران اوکراين و حتي پيش از آن، به دنبال ايجاد سازوکارهاي تجاري لازم جهت کاهش نفوذ و استفاده از دلار بوده است.ا کنون روس‌ها فعالانه براي عبور از دلار و ايجاد نظام تجاري بدون دلار، تلاش مي‌کنند. معاون رئيس بانک مرکزي ايران نيز اوايل ماه نوامبر سال 2015 ، اعلام کرد که استفاده از دلار آمريکا در تراکنش‌هاي تجاري متوقف شده و مسئولان سرگرم بررسي توافقاتي با کشورهاي مختلف در خصوص استفاده از ارزهاي داخلي در معاملات تجاري هستند. در حال حاضر، 47 کشور دنيا در چارچوب قراردادها و پيمان هاي دوجانبه و چندجانبه بر اساس پول‌هاي ملي خود مبادله مي‌کنند. در سال 2000 ميلادي، وزاري اقتصاد کشورهاي آسه‌آن+ 3 (کشورهاي آسه‌آن به‌علاوه چين، ژاپن و کره جنوبي)، در شهر چيانگ ماي تايلند گردهم آمدند و به توافقي دست يافتند که منشأ تحولات عظيمي در حوزه ارزي جنوب شرقي آسيا شد؛ مصوبات اين اجلاس در قالب طرح چيانگ ماي از سال 2000 تاکنون در اين کشورها به اجرا درآمده است. يکي از مهم ترين مفاد طرح مزبور، توسعه پيمان‌هاي پولي دوجانبه براي استفاده از پول‌هاي محلي در تجارت بين کشورهاي مربوطه بود تا به‌اين‌ترتيب، اثرات پول هاي پرقدرت جهاني نظير دلار و يورو، در اقتصاد اين کشورها کاهش يابد. درواقع، مقاوم سازي سيستم تبادلات مالي خارجي اين کشورها در اولويت قرار گرفت و روزبه‌روز توسعه يافت؛ به‌گونه اي که هم‌اکنون ادعا مي‌شود که در جنوب شرقي آسيا ارز غالب وجود ندارد و از همه ارزها در تجارت استفاده مي‌شود. اين پيمان‌هاي پولي به ديگر کشورهاي جهان نيز تسري يافت. ايران و روسيه نيز درپي آن هستند که مبادلات تجاري خود را با دلار انجام نداده و به‌خصوص، تجارت محصولات هيدروکربني خود را بر پايه واحدهاي پولي خود صورت دهند. با توجه به حجم بسيار بالاي مبادلات تجاري هيدروکربني روسيه و ايران و نيز احتمال پيوستن کشورهاي عضو گروه بريکس به اين طرح، در آينده شاهد کاهش ده‌ها تريليوني گردش دلارهاي نفتي خواهيم بود که آسيبي جدي به اقتصاد ايالات‌متحده وارد خواهد کرد.

روسيه و ايران در رابطه با سوريه نيز مواضع نزديکي دارند و آينده سياسي اين کشور براي هر دو طرف واجد اهميت اساسي است. ايران طي سال‌هاي اخير حضور پررنگي در سوريه داشته و توانسته است جايگاه خود به‌عنوان يکي از بازيگران اصلي تأثيرگذار بر تحولات در اين کشور را تثبيت کند. روس‌ها نيز با توجه به تجربه اشغال عراق توسط آمريکايي‌ها، موضع محکم‌تري در قبال بحران سوريه، اتخاذ کرده‌اند. درواقع، روس‌ها عليرغم مخالفت جدي با اقدام نظامي ايالات‌متحده در عراق، نتوانستند مانع آن شوند. آمريکايي‌ها بدون توجه به اين مخالفت‌ها، سياست خود را در عراق دنبال کرده و منافع عظيم اقتصادي و سياسي روسيه در عراق را مختل کردند. به‌اين‌ترتيب، موازنه روابط سنتي روسيه با عراق، تغيير کرد. اما در مورد سوريه، وضع به‌گونه ديگري رقم خورد. يکي از دلايل اهميت سوريه براي روسيه، بندر طرطوس در اين کشور است که واجد اهميت اساسي براي نيروهاي نظامي دريايي روسيه است. با توجه به مسائل و مشکلاتي که روسيه در درياي سياه در اوکراين و در بندر سواستوپول با آن مواجه شده است، بندر طرطوس تنها پايگاه در منطقه مديترانه در حوزه آب‌هاي گرم است که ميتواند براي روسيه قابل اتکا باشد. روس‌ها با استقرار سامانه و تجهيزات عظيم دريايي در طرطوس سوريه، توانسته‌اند نيروي دريايي استراتژيک خود را بين‌المللي کنند. بندر طرطوس در شرق مديترانه قرار دارد و دسترسي روسيه به اروپا را تسهيل مي‌کند. بنابراين، مهم ترين کارکرد آن براي روسيه، اين است که با افزايش حضور نيروهاي نظامي روس در شرق مديترانه کشور عملاً اروپا جبهه نظامي روسيه به اروپا نزديک مي‌شود که به واسطه آن، به سادگي روسيه مي‌تواند اروپا را هدف قرار داده و در عين حال قدرت بازدارندگي را نيز از اروپايي‌ها سلب کند. در حقيقت، غربي‌ها در حال رساندن خود به مرزهاي روسيه هستند و روسها نيز متقابلاً واکنش نشان داده و درپي رساندن خود به مرزهاي غرب هستند.

نهايتاً ايران و روسيه هر دو واجد ذخاير عظيم نفت و گاز هستند و درآمدهاي حاصل از صادرات انرژي واجد اهميت اساسي براي آن‌ها است. به‌علاوه، ابزار انرژي در سياست خارجي روسيه نقش پررنگي دارد و روس‌ها خود را به‌عنوان ابرقدرت انرژي مطرح مي‌کنند. به‌اين‌ترتيب، برخي بر اين باورند که حوزه انرژي مي‌تواند به عرصه رقابت و تضاد منافع روسيه و ايران بدل شود. با اين‌وجود، به دليل نوع رابطه‌اي که ايران با اروپا و ايالات‌متحده داشته است، طي دو دهه بعد از فروپاشي شوروي، هيچ‌گاه ظرفيت رقابتي مذکور از سوي ايران مورد بهره‌برداري قرار نگرفته ست. از سوي ديگر، بايد در نظر داشت که بازار سنتي نفت و گاز روسيه، کشورهاي اروپايي است. روسيه حدود 70درصد نفت خود را به اروپا صادر مي‌کند و بخش عمده‌اي از گاز طبيعي موردنياز کشورهاي اروپايي نيز به‌واسطه واردات از روسيه تأمين مي‌شود. پس از بروز بحران اوکراين نيز کشورهاي اروپايي بيش از پيش درپي کاهش وابستگي به انرژي وارداتي از روسيه برآمده اند. با اين‌وجود، با در نظر گرفتن شرايط فعلي بازار انرژي و وضعيت موجود صنعت نفت و گاز ايران، رقابت جدي ايران با روسيه در بازار اروپا، دور از انتظار است. مقامات ايراني نيز انتقال گاز طبيعي به اروپا را پرهزينه و فاقد توجيه اقتصادي دانسته و اعلام کرد هاند که کشورهاي همسايه براي صادرات انرژي در اولويت اول ايران قرار دارند.

در دوره جديد هم زمينه همکاري و هم زمينه رقابت بين روسيه و ايران وجود دارد. بااين‌حال، بالا گرفتن تنش‌هاي سياسي در خاور ميانه به مرزبندي مشخص بين ايران و آمريکا و همچنين روسيه و آمريکا منجر شده است و اين امر زمينه‌هاي رقابتي بين دو کشور را تضعيف کرده و اکنون طرفين خواهان همکاري در تمامي زمينه‌ها هستند. به تعبير ديگر، در حال حاضر در رابطه بين ايران و روسيه کفه همکاري بر کفه رقابت مي‌چربد و احتمالاً در حوزه انرژي نيز شرکت‌هاي روسي عمليات توسعه برخي از ميادين نفتي ايران را بر عهده بگيرند. سوآپ گاز و نفت نيز مي‌تواند تبديل به زمينه‌اي براي همکاري‌هاي گسترده تر بين ايران و روسيه شود. در دوران پساتحريم مسأله آن‌چنان که برخي مي‌انگارند کنار زدن روس‌ها يا رقابت شديد با آن‌ها از طريق طرح صادرات گاز به اروپا نيست، مسأله اين است که هم‌زمان با گسترش روابط با شرکت‌هاي غربي و عادي‌سازي روابط با دولت هاي اروپايي، روابط ايران و روسيه اندک اندک به مرحله استراتژيک خود نزديک مي‌شود و اين امر نيز نه چيزي است که در خفا صورت گيرد، بلکه طرفين بارها بر آن تأکيد کرده‌اند و افزايش ديدارها و مناسبات طرفين نيز اين تأکيدات را تأييد مي‌کند.

برچسب های موضوعی
دیدگاه ها و نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *