سعید خالوزاده؛ استاد دانشگاه و پژوهشگر ارشد مطالعات اروپا

مقدمه

از آنجا که انرژي نقش مهمي در امنيت، عملکرد و رقابت بـازيگران بـين المللـي ايفـا مي کند، دولت ها انرژي را به عنوان بخشي از ابزارهاي اقتصادي، سياسي و راهبـردي خـود در نظر مي گيرند و اغلب در مباحث مربوط به انرژي دخالت مي کنند؛ به ويـژه در حـوزه تجـارت گاز به خاطر ارتباط فيزيکي که ميان توليدکننده، مصرف کننده و کـشورهاي ترانزيـت برقـرار مي شود، همکاري و تعامل مستلزم تعهد بالايي از طرفين است. امنيت انرژي يکي از چالش برانگيزترين حوزه هاي همکاري و گفتگو ميـان اتحاديه اروپا با کشورهاي تأمين کننده انرژي است. با کاهش توليد سـوخت هـاي فـسيلي در داخـل اتحاديـه اروپـا، طـرف اروپايي با شرايطي مواجه است که براي تأمين تقاضا به طور فزاينده اي بايد به واردات متکـي باشد.

در حالي که مصرف انرژي اتحاديه اروپا تا سال ۲۰۳۰ افزايش خواهد داشت، کاهش قابل توجه انرژي توليدي در بازار داخلي کشورهاي عضو اتحاديه اروپا باعث خواهد شد وابستگي اين اتحاديه به واردات انرژي، به ويژه گاز، افزايش چشم گيري داشته باشد. به طور کلي انرژي توليدي در داخل اتحاديه اروپا در سال ۲۰۳۰، در مقايسه با سال ۲۰۰۰،حدود ۲۵ درصد افول خواهد کرد و بسياري از پيش بيني ها حاکي است که از سال ۲۰۳۰ به بعد، اروپا مجبور به واردات بيش از ۷۰ درصد انرژي مورد نياز خود خواهد بود. افول توليد داخلي انرژي اتحاديه اروپا تا سال ۲۰۳۰، باعث خواهد شد اين اتحاديه، در مجموع دو سوم انرژي مورد نياز خود را از خارج وارد کند. در اين ميان بيشترين ميزان وابستگي به انرژي وارداتي مربوط به گاز خواهد بود.

هدف اين يادداشت، بررسي تعامل اين عامل مهم ژئوپليتيکي با سياست بين الملل، راهکارهاي اروپا براي کاهش آسيب پذيري در عرصه انرژي و وابستگي ضدامنيتي و ايجاد امنيت نسبي است. براي نيل به اين هدف، به دنبال نشان دادن ابعاد آسيب پذيري هاي اروپا در مسأله وابستگي شديد در حوزه انرژي و مشکلات آن ها در دهه هاي فرارو هستيم و از اين طريق به اين نتيجه گيري مي رسيم که فرصت هايي که ايران مي تواند براي اتحاديه اروپا ايجاد کند بسيار حائز اهميت و غيرقابل چشم پوشي است. اين مسأله مي تواند پيامدهاي ژئوپليتيکي و سياسي گسترده اي در سال هاي پيش رو داشته باشد.

اتحاديه اروپا مرکب از ۲۸ عضو، هم اکنون بزرگترين واردکننده انرژي در جهان محسوب مي شود و بر اساس پيش بيني هاي به عمل آمده، وابستگي اين اتحاديه به واردات نفت خام و گاز طبيعي به طور مداوم رو به افزايش است. افزايش وابستگي اتحاديه اروپا به سوخت هاي فسيلي در شرايطي است که استفاده از اين منبع انرژي در نظام جهاني انرژي دست کم تا سال ۲۰۳۰ رو به رشد خواهد بود و ۹۰ درصد از تقاضاي جهاني براي انرژي را تشکيل خواهد داد.

امروزه، تغييري جدي در بازيگران، منابع و شيوه هاي کنترل در عرصه سياست بين الملل در حال رخ دادن است. براي اتحاديه اروپا، محدوديت منابع انرژي و همچنين مشکلات دستيابي مطمئن و ارزان به منابع انرژي به ويژه پس از روشن شدن اين واقعيت که اين ابزار مي تواند به عنوان ابزار سياسي به کار گرفته شود، باعث شده تا منابع انرژي و خطوط انتقال آن ها به عامل بسيار مهم و حياتي در عرصه سياست بين الملل و امنيت بين الملل تبديل گردد. تحولات اخير در کشورهاي صادرکننده نفت و گاز اهميت اين مسأله را افزايش داده است.

موقعيت راهبردي ايران در تأمين انرژي اروپا

به دنبال بحران اوکراين و افزايش تنش روسيه با آمريکا و اتحاديه اروپا، نگراني در مورد امنيت عرضه انرژي اروپا با توجه به وابستگي اروپا به واردات گاز از روسيه به شدت افزايش يافته و متنوع سازي مبادي عرضه گاز به اروپا در اولويت استراتژي انرژي و سياست خارجي اتحاديه اروپا قرار گرفته است. در چنين شرايطي ايران با دارا بودن دومين ذخاير انرژي جهان مي تواند بهترين گزينه براي تأمين امنيت انرژي اروپا در ميان مدت و بلند مدت باشد. موقعيت راهبردي و ژئوپليتيك، جايگاه مهم منطقه اي، ظرفيت هاي عظيم انرژي و تجارت با ايران فاكتورهاي مهم و فرصت ساز در تنظيم رابطه اتحاديه اروپا با ايران است. ايران با دارا بودن ۳۳.۶ تريليون متر مكعب گاز و ۱۵۷ ميليارد بشكه نفت، از نظر مجموع ذخاير هيدروکربوري، از بزرگترين کشورهاي دارنده انرژي جهان است. متنوع سازي مبادي عرضه گاز و کاهش وابستگي به واردات گاز از روسيه سال هاست که در اولويت استراتژي انرژي اتحاديه اروپا قرار دارد، اما به علت محدوديت منابع جايگزين عرضه و ناديده گرفتن ايران به عنوان جايگزين مناسب براي عرضه گاز به اروپا به دلايل سياسي و فشار آمريکا (قبل از توافق هسته اي و برجام) همکاري هاي انرژي با ايران مصداق عملي پيدا نکرد.

جمهوري اسلامي ايران از يک جايگاه ويژه راهبردي در منطقه برخوردار است. با توجه به چنين موقعيت قابل توجهي که در زمينه هاي سياسي، اقتصادي و تجاري قابل مشاهده است، به راحتي مي توان به جايگاه ايران به عنوان يكي از کليدي ترين محورهاي اقتصادي در غرب آسيا كه از يك نيروي انساني ماهر، تحصيل كرده و جوان، زيربناهاي اقتصادي رو به توسعه، ذخاير غني هيدروکربور نفت و گاز، كشاورزي مستعد و بازار بزرگ مصرف ۸۰ ميليوني برخوردار است، پي برد. ايران همچنين مناسب ترين مسير براي انتقال انرژي آسياي ميانه به خليج فارس، اروپا و شرق آسيا و ترانزيت كالا به افغانستان، آسياي مركزي و قفقاز و مبتكر كريدور هوايي شمال- جنوب به شمار مي رود. با توجه به اين عوامل، جمهوري اسلامي ايران، افزايش همكاري هاي اقتصادي با اتحاديه اروپا را در جهت كمك به ثبات منطقه و در راستاي منافع و اهداف ملي خود و ديگر كشورهاي منطقه ارزيابي مي كند که در عين حال مي تواند بخشي از نيازهاي اروپا در زمينه انرژي را تأمين کرده و مانع از وابستگي بيش از حد اروپا به روسيه شود. در اين راستا چه بسا منافع مشترکي بين جمهوري اسلامي و اتحاديه اروپا وجود دارد، ولي در عين حال بايد واکنش منفي روسيه را نيز درنظر داشت. براي ايران به عنوان کشوري که داراي ذخاير عظيم نفت و گاز در درون مرزهاي ملي و پيرامون آن است، ديپلماسي انرژي ابزاري براي بيشينه ساختن دستاورد ها از نظام اقتصاد سياسي جهاني محسوب مي شود. بنابر آخرين آمار، جمهوري اسلامي ايران برخوردار از ۷ درصد منابع معدني، ۱۱ درصد ذخاير نفت، و ۱۸ درصد ذخاير گاز جهان است.

حاکم شدن منطق اقتصادي در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران منافع جديدي در منطقه و جهان براي کشور پديدار ساخته و فرصت هاي نويني را ايجاد مي کند. انرژي به عنوان مهم ترين مزيت نسبي براي جمهوري اسلامي و مشارکت در تأمين امنيت انرژي در سطح بين المللي، در جايگاه کانوني ترين نقطه اتصال ايران به جهان براي تحقق برنامه توسعه برون گرايانه کشور قرار دارد. ديپلماسي اقتصادي راهکار بسيار مهمي در اين راستا بخصوص پس از اجرايي شدن برجام است. سفر خانم فدريکا موگريني رئيس ديپلماسي اروپايي به همراه ۷ کميسيونر اتحاديه اروپايي بخصوص کميسيونر انرژي به تهران در ۲۸ فروردين ۹۵، اهميت همکاري طرفين در مقوله انرژي را نشان مي دهد. توافق و صدور دو بيانيه در زمينه همکاري آتي طرفين در زمينه انرژي و انرژي هسته اي مي تواند فضاي جديد جهت همکاري هاي طرفين در مقوله انرژي را رقم بزند.

جمهوري اسلامي ايران، با چنين زمينه اي و در جايگاه کشوري که از يک سو، بر اساس سند چشم انداز بيست ساله يکي از مهم ترين اهداف خود را توسعه اقتصادي قرار داده است و از سوي ديگر، به عنوان کشوري که در زمينه انرژي غني و از موقعيت منحصر به فردي برخوردار است، بايد روش ها و سياست هايي در دو زمينه داخلي و خارجي براي رسيدن به سطح مطلوبي از هماهنگي و همکاري و رشد و توسعه را برنامه ريزي و ساماندهي نمايد. در اين راستا، همکاري با اتحاديه اروپا و کشورهاي عضو آن اهميت زيادي مي يابد و در پرتو ديپلماسي انرژي که يک خط مشي سنجيده توسعه است، مي توان از نتايج مطلوب سرمايه گذاري و مشارکت کشورها و شرکت هاي اروپايي و استفاده از توان اعتباري و مالي آن ها بهره گرفت.

همکاري با اتحاديه اروپا به عنوان مجموعه اي از کشورهاي داراي توان مالي، تکنولوژي بالا و سرمايه گذاري مي تواند مورد توجه قرار گيرد و از طريق يک همکاري منفعت آميز براي دو طرف، ظرفيت هاي بلااستفاده کشور از طريق جلب مشارکت و سرمايه گذاري کشورهاي ذيربط اروپايي در طرح هاي بزرگ نفت و گاز، مورد بهره برداري قرار گيرد. در اين همکاري، پيوند انرژي و سياست خارجي، فرصتي را براي همکاري هاي بيشتر در مديريت وابستگي متقابل فزاينده مي آفريند که منجر به شکل گيري منافع مشترک و در نتيجه ايجاد و تداوم روابط مسالمت آميز و باثبات مي شود. لذا، ديپلماسي انرژي مي تواند به شکل گيري روابط جديد کشور با بازيگران نظام اقتصاد سياسي جهاني و به خصوص با اتحاديه اروپا و کشورهاي عضو آن منجر شود و زمينه ساز گسترش معادلات جديد سياسي و امنيتي تأثيرگذار باشد.

ايران به لحاظ قرارگرفتن در مركزيت منابع انرژي (گاز و نفت) جهان از اهميت استراتژيكي در سطح جهان برخوردار است. علاوه بر اين، موقعيت راهبردي ايران در مهم ترين منطقه خليج فارس و تنگه هرمز از يك طرف و قرار گرفتن در حد فاصل بين آب هاي گرم خليج فارس و آسياي مرکزي بر اهميت اين منطقه مي افزايد. از آنجايي که ذخاير شناخته شده انرژي جهاني رو به کاهش است و چشم انداز مثبتي در اين رابطه براي دهه هاي آينده مشاهده نمي شود و از طرفي وابستگي و نيازمندي كشورهاي اروپايي به استفاده از منابع هيدرورکربوري (نفت و گاز) مدام در حال افزايش است، به نظر مي رسد بر اهميت ايران در تامين نيازهاي انرژي جهان و از جمله کشورهاي اروپايي در آينده افزوده شود.

در اين رابطه دسترسي به منابع انرژي نقش اساسي دارد. با توجه به وابستگي شديد اتحاديه اروپا به منابع انرژي روسيه و خطراتي که اين وابستگي هميشه دربر دارد، اتحاديه مايل است از ميزان وابستگي خود به روسيه بکاهد. در اين ميان ايران مي تواند نقش ويژه خود با توجه به منابع نفت و گاز خود را ايفاء نمايد. ايران از دو جهت مي تواند نقشي اساسي در تأمين امنيت دسترسي به نفت و گاز براي كشورهاي اروپايي به عنوان يكي از بزرگ ترين واردكنندگان انرژي ايفا كند: اول به عنوان يك توليدكننده بزرگ كه مي تواند بسياري از نيازهاي اروپاييان را مرتفع كند؛ به ويژه در مورد تأمين گاز، ايران مي تواند رقيبي بسيار مهم براي بازار تقريباً انحصاري روسيه باشد؛ و دوم ايران به عنوان كشوري با موقعيت جغرافيايي مناسب، مي تواند نقشي قابل توجه در جابجايي و ترانزيت انرژي از ديگر توليدكنندگان به بازارهاي اروپايي ايفا كند.

اگر به مجموعه گفتمان هاي موجود درباره نقش ايران در تأمين امنيت انرژي اروپا توجه كنيم به دو گفتمان متعارض با يكديگر برخورد مي كنيم: اول گفتماني كه به ايران به عنوان يك چالش مي نگرد؛ و دوم گفتماني كه ايران را يك فرصت براي اروپا مي بيند. در گفتمان اول كه به دليل نزديكي به ديدگاه هاي آمريكا، هوادار سياست برخورد با ايران است توجهي به اهميت و توان ايران در تأمين انرژي براي اروپا نمي شود. از همين رو با حضور ايران در مذاكرات طرح ناباكو مخالفت شد و همزمان تحريم هاي نفتي و گازي و به ويژه موارد تحريميِ مربوط به سرمايه گذاري در بخش انرژي ايران به طور جدي به اجرا گذاشته شد. در گفتمان دوم كه به ويژه از سوي ديدگاه هاي اروپامحوري كه خواستار حفظ استقلال هويت اروپايي و عدم دنباله روي از ايالات متحده هستند، مطرح مي شود، ظرفيت هاي ايران در بخش انرژي برجسته مي شود و به ايران به عنوان شانسي براي اتحاديه اروپا در بازار انرژي- در حالتي كه آمريكا خواهان به دست آوردن تسلطي انحصاري بر آن است- نگاه مي شود.

دیدگاه ها و نظرات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>