سيدنورالله میر اشرفی؛ تحلیل گر مسائل انرژی

عربستان سعودي را در ايران عمدتاً به عنوان دولتي مي شناسند که با سخت سري و تحجر بسيار، سياست هاي تهاجمي خود را دنبال مي کند و در هيچ مسأله اي حاضر به مصالحه با رقبا و مخالفين بين المللي خود نيست. ملک عبدالله که کنار رفت و بردار ناتني اش سلمان جاي وي را گرفت، اين تصوير تقويت نيز شد. در اين تصوير عربستان سعودي با يک دولت مدرن قرن بيست و يکمي فرسنگ ها فاصله دارد.

به واقع نيز نماي بيروني عربستان، تا حدي زيادي تأييد کننده اين تصوير است. سلطنت سعودي پايش را در يک لنگه کفش کرده و مي گويد بشار اسد بايد برود! در يمن عربستان با صرف هزينه هاي گزاف بر سر پير و جوان، زن و کودک بمب مي ريزد و مي گويد عبدربه منصور هادي، رئيس جمهور خلع شده اين کشور، بايد (به قدرت) برگردد! در بحرين عربستان به بهاي دخالت نظامي در اين کشور و سرکوب خيزش مردمي، اصرار ورزيد که پادشاه اين کشور حمد بن عيسي آل خليفه بايد بماند! اما اين تصوير اگرچه در کليتش کاذب نيست؛ اما چندان هم دقيق نيست. عربستان در بازار نفت نيز با سخت سري هرچه بيشتر اصرار داشت که در روند سقوط قيمت نفت نبايد در بازار مداخله کرد. عربستان بر کوس «بازار آزاد نفت» مي کوبيد و بر اين عقيده بود که بازار در نهايت خود را اصلاح مي کند و با رسيدن دوران تازه اي از توازن عرضه و تقاضا، قيمت ها مجدداً بالا مي روند.

از ميانه سال ۲۰۱۴ که قيمت نفت کاهيدن گرفت، عربستان نه تنها توليد خود را کاهش نداد، بلکه به اقتضاي شرايط توليد نفت خود را نيز افزايش داد. در حالي که قيمت نفت خود به دلايل مباني بازار در سراشيبي سقوط افتاده بود، سعودي ها با تلاش براي تصاحب هرچه بيشتر بازارها، به جنگ قيمت ها دامن زدند و شرايط کاهش بيشتر قيمت ها را فراهم کردند.

آنان با خود مي گفتند حالا که قيمت نفت کاهش يافته، با افزايش توليد نفت، صنعت شيل را براي هميشه از دور خارج مي کنيم و اين نفعِ کلي ما در درازمدت است. همچنين مي گفتند در کوتاه مدت نيز با افزايش توليد، روسيه را تحت فشار قرار مي دهيم تا در سوريه صحنه را ترک کند و دست از حمايت از دولت مستقرِ اين کشور بردارد. خاندان پادشاهي همچنين بر اين عقيده بود که با افزايش توليد و کاهش قيمت نفت ايران را وامي دارد تا در توافق هسته اي، امتيازات بزرگي به غرب بدهد و بعد از آن نيز تمامي مباني قدرتِ اين کشور در خاور ميانه را، از حزب الله لبنان گرفته تا انصار الله يمن، تضعيف مي سازد.

عربستان در دنبال کردن اين استراتژي بي گدار هم به آب نزده بود: اين کشور حمايت آمريکا و ترکيه و پولِ کشورهاي همسايه خود را در پشت سرش مي ديد. اما با تمام اين اوصاف قدرت رقبا را دست کم گرفته بود. عربستان، قدرت روسيه و ايران را دست کم گرفته بود و نمي دانست که هر دوي اين کشورها مي توانند با اندکي تقلا اين بحران ها را پشت سر گذارند.

علاوه بر اين، عربستان نقاط ضعف خود را نيز دست کم گرفته بود. سعودي ها معتقد بودند که به لطف ذخاير ارزي سرشارشان مي توانند دوران قيمت هاي پايين نفت را تاب بياورند و در ضمن تهديدهاي اين دوران را به فرصتي براي خود تبديل کنند. بنابراين در حالي که قيمت نفت سقوط کرده بود، سعودي ها مرتباً دست به قمار مي زدند. آن ها نه تنها ذخاير ارزي خود را مي سوزاندند تا اقتصاد خود را سرپا نگه دارند، بلکه اين ذخاير را مي سوزاندند تا هزينه جنگ مستقيم در يمن و جنگ نيابتي در سوريه را فراهم کنند. در آن سويِ سوريه نيز مصري وجود داشت که تازه انقلاب را با کودتا سرنگون کرده بود و ژنرال کودتاچي براي کسب مشروعيت حداقلي و حفظ قدرت ناپايدارِ خود به دلارهاي نفتي سعودي نياز داشت تا نيازهاي فوري و مبرم دولت را تأمين کند. عربستان به لوازم چنين قماري نه نگفت و با سخاوت هرچه تمام تر، ذخاير خود را از موسسات مالي غربي بيرون کشيد و آن را به يارانه، بمب يا کالاهاي مورد نياز ژنرال السيسي و امثالهم تبديل کرد.

هرچه که زمان مي گذشت مشخص مي شد که رقبا و مخالفان عربستان سعودي قدرتمندتر مي شوند: ايران و روسيه حمايت هاي خود از دولت بشار اسد را نه تنها کم نکردند، بلکه آن را افزايش نيز دادند. از اين گذشته بازار نيز قصد نداشت مطابق وعده خاندان سلطنتي خود را اصلاح کند. عربستان قيمت نفت را به «نظم خودجوش» بازار واگذار کرده بود و از اين «نظم» نيز هرچيزي مي جوشيد جز ثبات بازار و افزايش قيمت ها.

عربستان خود را روئين تن مي پنداشت. براي احساس روئين تني در دنياي مدرن لازم نيست اسفنديار يا آشيل باشي: پولِ توي جيب که از حد معيني تجاوز کند، احساس روئين تني نيز خود به خود بوجود مي آيد. عربستان به اتکاي ذخاير ۷۰۰ ميليارد دلاري اش گمان مي کرد روئين تن است و مي تواند رقبا را زمين بزند. پادشاهي آل سعود احساس فرماندهي را پيدا کرده بود که با خود مي گفت: «اندوخته هايم را خرج نابودي مخالفانم مي کنم و پس از شکست آن ها، هم مالک دنياي خود و هم مالک دنياي آنان خواهم بود».

تنها دو سال زمان نياز بود تا ثابت شود که اين ها نه واقعيت، بلکه توهم هستند. عربستان رفته رفته با فشارهاي اقتصادي ناشي از سقوط قيمت نفت مواجه شد. در واکنش به اين فشارها بود که عربستان در نشست غيررسمي اوپک در الجزاير براي نخستين بار از موضع تازه خود رونمايي کرد و مداخله در بازار براي افزايش قيمت ها را پذيرفت. عربستان که تا مدت ها بر استراتژي «توليد نفت هرکس به اندازه توانش» پاي فشاري مي کرد به يکباره استراتژي «توليد هرکس به اندازه سهميه اش» را پذيرفت. گيريم عربستان بعدها بر سر سهميه اش چانه بزند و مثلاً اعلام کند که حتماً بايد ۱۰.۳ ميليون بشکه در روز نفت توليد کند. اما اين امر در تحليل ما اهميتي ندارد. مهم اين است که عربستان که همه چيز را به «دست پنهان» بازار واگذار کرده بود، اکنون از دستِ آشکار دخالت در بازار و مديريت عرضه نفت به بازار سخن مي گويد. استراتژي مداخله در بازار، مدت ها بود که روي ميز قرار داشت اما عربستان از پذيرش آن طفره مي رفت.

چه شد که به يکباره در نشست الجزاير عربستان «از خر شيطان پياده شد»؟ عربستان در حالي به استقبال مذاکرات الجزاير مي رفت که نرخ رشد اقتصادي آن، به نزديک صفر يا حتي زير صفر مي رسيد. گويي آوريل تا اواخر سپتامبر، دنيا زمين تا آسمان فرق کرده بود! ماه آوريل که مذاکرات بر سر طرح فريز نفتي در دوحه قطر شکست خورد، محمد بن سلمان، فرزند پادشاه، جانشين وليعهد و رهبر اقتصادي عربستان اعلام کرده بود که سقوط قيمت نفت مشکل عربستان سعودي نيست و عربستان به راحتي مي تواند تبعات ناشي از قيمت هاي پايين نفت را مديريت کند. اما ثابت شد که اين بلوفي بيش نبوده است.

علاوه بر اين، عربستان در حالي به نشست الجزاير مي رفت که کسري بودجه آن معادل ۱۳.۵ درصد توليد ناخالص داخلي اين کشور است؛ در حالي که کسري بودجه رقيب عربستان در اوپک، يعني ايران، کمتر از ۲.۵ درصد توليد ناخالص داخلي بود. عربستان براي توازن در بودجه خود به نفت ۶۷ دلاري نياز داشت؛ در حالي که نفت زير ۵۰ دلار به ازاي هر بشکه مبادله مي شد و وزير نفت ونزوئلا مي گفت که اگر اوپکي ها به توافق نرسند قيمت نفت ممکن است به ۲۰ دلار به ازاي هر بشکه برسد. فراتر از اين عربستان سال گذشته نيز کسري بودجه حدود ۱۵ درصد توليد ناخالص داخلي را تجربه کرده بود.

عربستان در دو سال گذشته براي جبران کسري بودجه به جان ذخاير ارزي خود افتاده بود و آن ها را به سرعت خرج مي کرد. سعودي ها در سال گذشته ميلادي ۱۱۵ ميليارد دلار از ذخاير ارزي خود را آتش زدند و آن را صرف تبعات سقوط قيمت نفت کردند. از ماه ژانويه تا ماه ژوئيه سال جاري ميلادي نيز سعودي ها ۵۲ ميليارد دلار ديگر از ذخاير ارزي خود را صرف سرپا نگه داشتن اقتصاد خود کردند.

گذشته از اين سلطنت سعودي اين همه خرج نمي کرد تا شرايط اقتصادي شهروندان را ثابت نگه دارد؛ بلکه برنامه هاي رياضتي نيز در عين حال در دستور کار قرار داشت. عربستان سعودي ماليات ها را افزايش داده، براي نخستين بار به اخذ عوارض شهرداري روي آورده، حقوق وزرا را ۲۰ درصد کاهش داده و اعلام کرده خبري از پاداش کارمندان در سال جاري نيست. سياست هاي رياضتي رفته رفته بر اقتصاد عربستان سايه مي گستراند و اين امر زنگ خطر را به صدا درآورده بود. دولت عربستان سعودي تحت فشارهاي ناشي از سقوط قيمت نفت، تصميم گرفت تا يارانه هاي اعطاء شده به هفت بخش خدماتي را، از بنادر، گذرنامه، گواهينامه رانندگي گرفته تا خريد و فروش ماشين، جريمه رانندگي، عوارض گمرکي و تمديد اجازه اقامت، حذف کند.

ماجرا اما صرفاً رياضت اقتصادي تحميل شده به شهروندانِ خوگرفته به يارانه و خدمات اجتماعي نبود. کاهش قيمت نفت و کسري بودجه باعث شد تا پادشاهي سعودي قيمت خوراک عرضه شده به مجتمع هاي پتروشيمي را در سال ۲۰۱۶ افزايش دهد. دولت سعودي قيمت خوراک پتروشيمي ها را ابتداي سال ۲۰۱۶، از ۷۵ سنت براي هر يک ميليون بي تي يو به ۱.۷۵ دلار براي اتان و ۱.۲۵ دلار براي متان رساند. پتروشيمي در عربستان يک صنعت استراتژيک است و توسعه اين صنعت نيز تا حد زيادي به مدد خوراک ارزان حاصل شده بود. اکنون و به دليل فشارهاي اقتصادي و کسري بودجه، تمامي اين مزيت ها در حال از دست رفتن بود.

خاندان پادشاهي که احساس روئين تني داشت و روي ابرها راه مي رفت در نتيجه ملموس شدن هرچه بيشتر اين فشارها و مشاهده قدرت رقبايي که قصد کوتاه آمدن نداشتند، پا روي زمين گذاشت و اولين نشانه هاي تغيير استراتژي نفتي خود را بروز داد. عربستان پيش از نشست الجزاير و در مقر اوپک در وين، به ايران پيشنهاد داد که حاضر است توليد نفت خود را در سطح ماه ژانويه فريز کند، در صورتي که ايران حاضر باشد توليد نفت خود را در سطح کنوني فريز کند.

عربستان در ماه اوت (يعني حدوداً يک ماه پيش از اين پيشنهاد) ۱۰.۶۹ ميليون بشکه در روز، نفت توليد کرده بود و سطح توليد نفت اين کشور در ماه ژانويه نيز ۱۰.۲ ميليون بشکه در روز بود. اين بدان معناست که عربستان پيشنهاد کاهش ۵۰۰ هزار بشکه اي توليد نفت خود را به ايران داده بود. اما ايران که در آن زمان ۳.۶۵ ميليون بشکه در روز نفت توليد مي کرد، پيشنهاد سعودي ها را نپذيرفت و اعلام کرد زماني به طرح فريز نفتي مي پيوندد که توليد نفت خود را به حدود ۴ ميليون بشکه در روز، يعني سطح پيشاتحريم، برساند.

کمتر کسي فکر مي کرد عربستان به ايران پيشنهاد نفتي بدهد، اما ايران نپذيرد. اما اين امر به واقعيت تبديل شد. همزمان با نشست الجزاير، علي رغم اين که ايران معامله پيشنهادي سعودي ها را نپذيرفته بود، با اين حال خالد الفالح وزير انرژي عربستان به توافق نفتي با ساير اعضاي اوپک تن داد. مطابق اين توافق قرار شد که اعضاي اوپک جمعاً توليد نفت خود را کاهش داده و به محدوده ۳۲.۵ تا ۳۳ ميليون بشکه در روز برسانند.

جزئيات اين توافق به نشست اوپک در ۳۰ نوامبر در وين موکول شد و مقرر گرديد که سهيمه کشورهاي عضو در آن نشست تعيين خواهد شد. پيش از آن اما ايران اعلام کرد که از طرح فريز نفتي معاف شده و مي تواند سطح توليد نفت خود را به دوره پيش از تحريم ها برساند. اين موفقيت و دستاوردي براي ايران بود: عربستان زماني اعلام مي کرد که ايران بايد توليد نفت خود را در سطح ماه ژانويه يعني حدود ۲.۸ ميليون بشکه در روز فريز کند اما ايران در نهايت حتي با فريز در سطح ۳.۶۵ ميليون بشکه در روز نيز موافقت نکرد. با اين حال، سعودي ها کوتاه آمدند و به مصالحه تن دادند، چرا که عواقب عدم مصالحه ممکن بود براي خاندان سلطنت خسارت بارتر باشد!

با توافق الجزاير، کشورهاي عضو سازمان اوپک براي نخستين بار در ۸ سال گذشته براي کاهش سطح توليد نفت به توافق رسيدند. آخرين باري که توافق در اوپک بر سر کاهش توليد صورت گرفته بود، در نتيجه بحران جهاني ۲۰۰۸، قيمت نفت کاهش بسيار شديدي را تجربه کرده بود. بحران جهاني عامل آن توافق و تغيير استراتژي عربستان سعودي عامل اين توافق بود.

بيژن زنگنه وزير نفت ايران وقتي در الجزاير، در برابر اين پرسش قرار گرفت که آيا ايران و عربستان نياز به ميانجي و واسطه دارند، گفت: «در بازار نفت نه؛ ما مي توانيم با هم صحبت کنيم و صحبت هم داشتيم». ايران و عربستان چند سالي بود که در تمام بحران ها و منازعات منطقه اي در نقطه مقابل هم قرار داشتند (و بعد از اين هم ممکن است در منازعات ژئوپليتيک در نقطه مقابل هم قرار داشته باشند). عربستان براي ضربه زدن به منافع ايران، دست رد به سينه هيچ فرصتي نزده بود و حتي حج امسال بدون زائران ايراني برگزار گرديد. اما در مذاکرات نفتي نه تنها ايران و عربستان بر سر يک ميز نشستند بلکه به توافق نيز رسيدند. اين يک خرق عادت بزرگ بود. عربستان در ساليان گذشته، شمشيرهاي خود را بر عليه ايران برافراخته بود و در هر جبهه اي بر عيله ايران دست به عمل مي زد. اما اين کشور در بازار نفت، شمشير خود را غلاف مي کرد.

بيش از همه افزايش فشارهاي اقتصادي و ترس از بقا بود که دولت عربستان سعودي را به اين مصالحه و تغيير استراتژي مجاب کرد. در عربستان، قرارداد اجتماعي بين دولت و مردم، اين گونه بوده است که دولت آزادي هاي سياسي و اجتماعي شهروندان را سلب کرده و در عوض نان زندگي آن ها را «تأمين کرده» يا به تأمين آن يارانه اعطاء مي کند. «قطع کردن نان» شهروندان يا گران کردن بيش از حد آن در مواجهه با تبعات سقوط قيمت نفت، به احتمال زياد عاصي شدن آن ها و وقوع شورش هاي اجتماعي را در پي خواهد داشت. عربستان از چنين آينده اي مي ترسيد! فشارهاي اقتصادي ناشي از سقوط قيمت نفت، ممکن بود در عربستان به بحران هاي سياسي نيز منجر شود. پس وقت مصالحه و تلاش براي افزايش قيمت نفت رسيده بود.

دو نکته اما کماکان مشخص نيست. اول اين که روبروي عربستان بازار نفت وجود دارد. حرکات اين بازار را تنها تا آن حد مي توان پيش بيني کرد که حرکات يک گاو وحشي خشمگين قابل پيش بيني است! مولفه هايي که قيمت نفت را رقم مي زنند خارج از کنترل دولت عربستان سعودي يا کنترل هر دولت ديگري قرار دارند و به رغم تلاش هاي اعضاي اوپک ممکن است قيمت نفت همچنان پايين بماند. در صورتي که چنين رويدادي حادث شود، خطر همچنان بر فراز کله خاندان سعودي خواهد چرخيد. دوم اين که اصلاً مشخص نيست عربستان در ساير منازعات نيز همچون بازار نفت شمشيرهاي خود را بر عليه ايران غلاف کند. اگر اقتصاد به گاو وحشي خشمگين شباهت دارد، سياست از آن درجه از پيش بيني پذيري نيز برخوردار نيست. تنها گذشت ايام است که نه تنها وقايع، بلکه در عين حال نيات و برنامه دولت ها را بازگو مي کند!

برچسب های موضوعی
دیدگاه ها و نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *