گفتگو با حسن بهشتی پور؛ تحلیل گر مسائل سیاسی

حسن بهشتي پور، تحليل گر مسائل سياسي، معتقد است هم دولت و هم مخالفان برجام، در ارزيابي نتايج توافق هسته اي اغراق کرده اند؛ چرا که دولت برجام را به حل مشکلات اقتصادي کشور پيوند زد و مخالفان معتقد بودند که برجام «هيچ» دستاوردي ندارد. بهشتي پور مي گويد تحريم ها روي کاغذ لغو شده اند اما لغو روي کاغذ با لغو واقعي تفاوت دارد و در واقع، دولت هاي غربي هنوز سازوکارهاي تحريم ها را حفظ کرده اند. وي بر اين عقيده است که برجام مانع گسترش تحريم ها شده و اگر برجام نبود، اقتصاد ايران وضعيت بسيار بدتري پيدا مي کرد. اين تحليل گر مسائل سياسي مي گويد غرب هنوز اهرم فشار تحريم ها را به بهانه هاي غيرهسته اي حفظ کرده و ايران و هم در مقابل بايد بر «تاکتيک مطالبه گري» خود اصرار ورزد. وي معتقد است که سياست کلان کشور بعد از لغو تحريم ها تغيير نکرده و ايران سياست «موازنه مثبت» را دنبال مي کند. با حسن بهشتي پور در مورد نتايج توافق هسته اي و شرايط کشور در دوران پسابرجام به گفتگو نشستيم.

به صورت کلي بعد از گذشت يک سال از برجام شما چقدر اصل توافق را اجرايي شده مي بينيد؟ در چه زمينه هايي فکر مي کنيد که برجام به اجرا درآمده و در چه زمينه هايي همچنان با چالش روبه رو هستيم؟

براي پاسخ به اين سؤال ما بايد ببينيم برجام چه پديده اي است؟ برجام پديدهاي چندوجهي، چندلايه و بسيار پيچيده است. به طوري که متن انگليسي آن ۱۵۹ صفحه شامل ۲۰ صفحه اصلي، و ۵ الحاقيه است. بايد توجه کرد که طرفين با وجود جزيي نگري در بخش هايي از متن، به ويژه در حوزه تحريم ها از پرداختن به جزئيات امتناع کردند. چرا که در اين صورت دستيابي به توافق دور از دسترس مي شد. مثلاً حداقل ماده ۲ از موارد خواسته هاي طرح شده از طرف رهبري مي توانست در توافق گنجانده شود، اما به دليل احتمال عدم توافق آن موارد قيد نگرديد. قرائن و شواهد نشان مي دهد که عملاً چنين خواستي براي طرف مقابل قابل پذيرش نبوده است. البته استراتژي مطالبه گري کنوني رهبري استراتژي درستي است، با اين هدف که تکيه بر اين مطالبه گري ما را به نتيجه نهايي برساند و تمام اين تحريم ها اعم از تحريم هاي اوليه و ثانويه لغو شود. ضمنا بايد مدنظر داشت که تحريم هاي هسته اي در برجام مورد توجه قرار گرفته اند و نمي توان انتظار حذف ساير تحريم ها از جمله تحريم هاي ايالات متحده را از آن داشت. درست است که بعد از ۱۳۸۲ تحريم هاي مرتبط با برنامه هسته اي با ساير تحريم ها اختلاط يافته اند، اما نمي توان انتظار داشت کليه تحريم هايي که درباره مسائل تروريسم و مسائل حقوق بشر به ناحق عليه ايران مطرح شده است با تصويب برجام کنار نهاده شود. البته اين انتظار وجود داشت که طرف غربي با کنار نهادن بهانه ها، روح تفاهم را برقرار کند، ولي ما در عمل ديديم که آن بهانه ها کنار گذاشته نشده است؛ چرا که اصولاً غرب به اين جمع بندي رسيده که از اين تحريم ها مي تواند به عنوان يک اهرم فشار عليه ايران استفاده کند. بنابراين، تا آنجا که مي تواند تلاش ميکند که اين ابزار را از دست ندهد.

اما دستاوردهاي ايران چه بوده است؟ از يک سو ايران با تصويب برجام، بهانه را از دست مخالفان خود گرفته و مشخص کرده که به دنبال ساخت بمب هسته اي نيست. در واقع مهمترين دستاورد برجام اين بود که طرف مقابل را خلع سلاح کرده، و آژانس بين المللي انرژي اتمي هم به عنوان يک نهاد بين الملليِ مشروعيت آن را تأييد کرده است. اما چون در عين حال طرف مذاکره دريافته که تحريم ها يک ابزار بسيار خوب براي فشار آوردن روي ايران و براي تنظيم مناسباتشان با ايران است، تمايلي براي از دست دادن اين ابزار ندارد و از اين رو اين اهرم را به موضوع حقوق بشر، موضوع تروريسم و... تبديل کردند. در واقع ما نمي توانيم موردي را پيدا کنيم که بعد از برجام، به بهانه هسته اي ايران را تحريم کرده باشند. پس دستاورد ديگر توقف گسترش تحريم ها بود. در واقع چون طرف غربي تحريم جديدي به خاطر مسائل هسته اي وضع نکرده از اين جهت ناقض برجام نيستند. اما از اين جهت که تحريم هايي را که قرار بوده لغو شود، هنوز در حالت توقف بوده و لغو کامل نيست يعني اقدامات لازم براي برداشتن زيرساختها انجام نشده، از اين جهت ما اشکال را وارد مي دانيم که حتماً آمريکايي ها بايد اين کارها را هم انجام بدهند.

آيا ضرورت و روند انجام اين اقدامات در توافق ذکر نشده است؟

ذکر نشده، اما عليرغم اينکه هئيت مذاکره بر اين مسله واقف بوده ولي چاره ديگري نداشته است. توجه کنيد که از نظر مجموعه کشور از رهبري تا شوراي عالي امنيت ملي و مذاکره کنندگان به اين نتيجه رسيدند که مجموعه آنچه به دست آورديم قابل توجه است و مهم تر از آن است که کل توافق را کنار بگذاريم. بنابراين، با يک نرمش قهرمانانه ما اين را قبول کرديم، اما در ادامه در حال چانه زني براي تحقق خواسته هايمان هستيم. در حال حاضر امکان فروش نفت، فلزات گرانبها، محصولات پتروشيمي و ارتباطات علمي بدون محدوديت را داريم. هر چند در انتقال پول به شکل دلار دچار مشکل هستيم، ولي با يورو و ساير ارزها مثل ين و نظير آن، خير. در واقع دستاورد سوم، آن بوده که فضاي تهديد عليه ايران به فضاي همکاري تبديل شده است. ۶ قطعنامه اي که ايران را متهم به تلاش براي بمب هسته اي کرده بود، و ما را تحت فصل هفتم بند ۴۱ قرارداده بود، که در صورت تبديل به بند ۴۲ امکان اقدام نظامي عليه ايران فراهم مي شد، امروز ديگر لغو شده و فقط قطعنامه ۲۲۳۱ مانده است که آن تحت فصل ششم است. از آن طرف هم ۱۲ قطعنامهاي که در شوراي حکام، آژانس بين المللي انرژي هسته اي فوري از ايران خواسته شده است که غني سازي اورانيوم را متوقف کند، لغو شده است.

از همه اينها مهم تر گزارش آقاي آمانو که در نوامبر ۲۰۱۱ در ۱۲ سر فصل، ۶۶ بند اتهامات بسيار خطرناک عليه ايران تحت عنوان PMD يا ابعاد احتمالي نظامي را مطرح ميکرد، از جمله آنکه ايران مي خواهد بمب هسته اي بسازد، لغو شده که اينها دستاورد برجام بوده است. هر چند ابتدا ما اقداماتمان را صورت داديم و نگراني هايي در مورد بدعهدي احتمالي آژانس بود اما امروز اين مسايل ضمن رعايت ملاحظات محرمانگي ما رفع شده است.

چهارمين دستاورد برجام بر هم زدن اتحاد شکل گرفته عليه ايران بود. در واقع اتحادي که عليه ايران از آمريکا، اتحاديه اروپا، ژاپن، کره جنوبي، هند، روسيه، چين تشکيل شده و بدترين تحريم هاي طول تاريخ را به ايران وضع کرده بودند، شکسته شد. عليرغم نگراني هاي موجود در خصوص نتايج انتخابات امريکا و اثر آن بر برجام، بايد توجه کرد که امروز ديگر برجام يک سند بين المللي است که شوراي امنيت به آن رأي داده و هر چند رئيس جمهور آمريکا روي کاغذ مي تواند برجام را اجرايي نکند، يا در اجراي آن کارشکني کند، ولي در عمل بايد هزينه گزافي براي آن بپردازد، چرا که متحدين اروپايي و ژاپن، کره جنوبي، چين، روسيه ديگر همکاري نخواهد کرد. دستاورد پنجم؛ اگر برجام نبود اقتصاد مقاومتي مي توانست موفق باشد؟ بنده مدعي هستم نه. اگر شما بستر هاي لازمي را که برجام به وجود آورده است، به وجود نمي آورديد، اصلاً اقتصاد مقاومتي نمي توانست شکل بگيرد.

منظور شما از بسترها، شرايط بين المللي است؟

بله. اقتصاد مقاومتي از يک طرف درون نگر، از طرف ديگر برون نگر است، يعني خودش را صددرصد به منابع داخلي و همچنين صددرصد به منابع خارجي متکي نمي کند، بلکه دوطرفه است. در درجه اول سعي مي کند از منابع داخلي استفاده کند ولي با بيرون هم ارتباط دارد و در انزوا نيست. اقتصاد مقاومتي درها را به سمت خارج نمي بندد، به شرط اين که اسارت در آن نباشد، به شرطي که وابستگي به وجود نياورد و به شرطي که مشکل ساز نشود. پس اقتصاد ايران بدون برجام آن بسترهاي لازم را نداشت. تشديد تحريم نفت و محدود شدن انتقال پول اقلام صادراتي اين بسترها را تخريب مي کرد. ما هزينه هاي گزافي بابت دور زدن تحريمها مي داديم، تقريباً براي هر ۱۰۰ دلار، ۱۰ دلار. و اين جدا از مسايلي چون گم شدن کشتي و ساير مباحث ناشي از تحريم بود. ايران نمي تواند در هاي خود را به روي دنيا ببندد، اگر هم بتواند ببندد، ناکارآمدي روي خواهد داد؛ در هاي کشور ما بايد باز باشد ولي ما وابسته نشويم. من مدعي اين هستم لازمه اقتصاد مقاومتي برجام است. اما اينْ شرط کافي نيست و بايد تلاش هاي زيادتري انجام دهيم. برخي فکر مي کنند، اگر برجام نبود ما اقتصاد مقاومتي را اجرا ميکرديم و خيلي زودتر به نتيجه مي رسيديم، اما اگر اين شدني بود رهبري موافقت نمي کردند که ما اين چنين نرمش قهرمانانه اي انجام بدهيم.

به حذف تحريم هاي ناشي از فعاليت هسته اي ايران اشاره داشتيد. يکي از استدلالها عليه برجام اين است که چون در گذر زمان، تحريم هايي که براي ما گذاشتند آميخته با ساير تحريم ها شده بود، از ابتدا منوط کردن رفع تحريم ها به تحريم هاي مرتبط با برنامه هسته اي ايران، به دليل غيرقابل تفکيک بودنشان با ساير تحريم ها، نتيجه اي ندارد و لذا توافق شکل خوبي نداشته است. آيا با اين ديدگاه موافقيد؟

اين مسأله، همان جزئياتي است که اول بحث اشاره کردم، يعني لازم بود در مذاکرات به آن پرداخته شود، اما تعيين دقيق آن ممکن بود اصل حصول توافق را از دسترس دور کند. اکنون بانک ها نگران آن هستند که تحريم ها متوقف شده، اما لغو نشده، يعني سازوکار هاي آن از بين نرفته است. ضمنا توجه کنيد که صهيونيست ها در خيلي از بانک ها نفوذ دارند و حال که نتوانستند مانع اصل توافق شوند، سعي دارند جلوي اجراي آن را بگيرند. همچنين لازم است اشاره کنم که از سال ۲۰۰۸ به بعد در کل بانک هاي دنيا اصلاحاتي براي مبارزه با پول شويي، تروريسم و موارد مشابه صورت گرفت و آيين نامه هاي آن توسط بانک ها در سطح دنيا اجرايي شد. ليکن چون بانک هاي ما مشمول تحريم ها قرار گرفتند، به اين مسأله ورود نکردند. اما اکنون که قصد معامله با ساير نهادهاي مالي را داريم، بايد به سمت اجرايي کردن اين آيين نامه ها حرکت کنيم. برخي مي گويند اين آيين نامه ها اسارت بار است و تمام اطلاعات ما را به دنيا مي دهد؛ يعني چه؟ شما يا بايد با دنيا ارتباط داشته باشيد يا نداشته باشيد، اگر اين فقط خاص ايران بود، مي توانستيم شک و شبه ايجاد کنيم. ولي به نظر من بيشتر جوسازي است. واقعيت اين است که ما در بانک هايمان يک سري مشکلات داريم، که هيچ ربطي هم به برجام ندارد، يعني اگر برجام هم نبود ما اين مشکلات را داشتيم، مثل مشکلات پايه اي اقتصاد ايران يا ناکارآمدي نظام توليد. بنابراين يک سري توقعاتي که راجع به برجام مطرح بود، اصلاً ارتباطي با برجام ندارد.

پس چرا چنين تلقي اي ايجاد شده است؟ آيا اين تلقي از طرف خود دولت ايجاد نشد؟ به عنوان مثال تأکيد دولت بر اين که تحريم ها «لغو» خواهد شد، در حالي که شما اشاره ميکنيد که فعلاً تحريمها حالت تعليق پيدا کرده است. آيا نوع رويه دولت به ايجاد اين توقعات نابجا از برجام دامن نزده است؟

اشاره کردم که تحريم ها روي کاغذ لغو شده و لغو روي کاغذ با لغو واقعي فرق دارد. دو طرف مشکل ساز شدند. يعني هم دولت در مورد برجام و نتايج آن اغراق ميکرد (از جمله اثرات مستقيم آن در اقتصاد) و هم مخالفين اغراق ميکردند که برجام «هيچ» است. اين «هيچ» يعني برجام در اقتصاد ما هيچ کاري نکرده است، در حالي که واقعاً اين گونه نيست. برجام آن بستر هايي که داشت گلوگاه هاي اقتصادي ما را فشار ميداد را باز کرد. اما برجام براي از بين بردن تورم و رکود نيامده است. اگر برجام نبود، اساساً اقتصاد ايران نمي توانست با اين بحران ادامه پيدا کند، پس دولت مديريت بحران کرده و به تدريج شروع به علاج بيماري هاي اقتصاد کرده است. دقت کنيد که بعضي از مشکلات ما مربوط به زمان شاه تا به الان بوده، مثلا شما اگر سخنراني جمشيد آموزگار (نخست وزير وقت زمان شاه) در شهريور ماه ۱۳۵۶ را بخوانيد، مي گويد: «ما بايد با تورم و بيکاري مبارزه کنيم و سرمايه گذاري خارجي جذب کنيم، چرا که ساختار اقتصادي ما معيوب است.» صحبت هاي وي طوري است که انگار ديروز راجع به اقتصاد امروز ايران نوشته است. ما مشکلات داريم و بايد اين مشکلات را بپذيريم، مشکلاتي ساختاري که ربطي به برجام ندارد. اما اگر برجام نبود آن تحريم ها و خواب و خيالاتي که براي ما ديده بودند، مي توانست کلاً اقتصاد ايران را فلج کند.

ديدگاه شما در خصوص نقض شدن برجام با توجه به رويداد هايي نظير بحث هاي حواشي فروش بوئينگ و حتي ايرباس به ايران، و يا ممنوعيت معامله با دلار و نيز واکنش ها به آزمايشات موشکي ايران چيست؟ آيا فکر مي کنيد اينها نقض برجام به حساب مي آيد يا خير؟

اگر تفسير وسيعي از برجام داشته باشيم، مي توانيم بگوييم که چون برجام براي ايجاد فضاي همکاري بين دو طرف آمده و از طرف ديگر آنها حاضر به فروش هواپيماهاي مسافربري به ايران نيستند يا در فروش آن مانع تراشي مي کنند، و تنها قطعات آن را به ما مي دهند، نتيجه مي گيريم که آنها هنوز به ما بي اعتمادند. آنها مي گويند انتظار داريم آزمايشات موشکي خودتان را متوقف کنيد، چون آن آزمايشات موشکي به سرمايه دار مي گويد امنيت کافي براي سرمايه شما وجود ندارد. ما بايد به آنها اين جواب خيلي مهم را بدهيم که درباره موشک ها نمي توانيم با شما مذاکره کنيم، چرا که حق دفاعي کشور ما است. ما تنها وسيله اي که در مقابل تهديد دشمن از آن استفاده مي کنيم موشک است که نقش بازدارنده دارد. آن ها اين را نقض روح برجام مي دانند، ما هم آن را نقض روح برجام مي دانيم اين دو، رودررو با هم قرار گرفته است. ما مسأله را در حيطه امنيت ملي خود مي دانيم و آنها نمي خواهند اهرم فشار خود را از دست بدهند. اما برجام اجرايي شده و به خاطر آن ما امروزه توانايي صادرات نفت به اروپا و گرفتن پول آن به صورت يورو را داريم و يا در مورد کره جنوبي و هند که امکان دريافت پول آن را نداشتيم، اکنون ۵ ميليارد دلار آن را دريافت کرديم و همين طور جريان صادرات نفت به ژاپن از سر گرفته شده است. آمريکا نيز تحريم جديدي را عليه ايران وضع نکرده که مرتبط با برنامه هسته اي باشد، حتي مجلس آمريکا مي خواست تحريم هايي را وضع کند، ولي اوباما جلوي آن را گرفت. تحريم هاي ديگري که به دليل آزمايشات موشکي وضع کرده اند نيز محدود بوده و اصلاً با آن تحريم هاي پيشين قابل مقايسه نيست. هر چند ما هنوز آن را ناقض روح کلي برجام مي دانيم، يعني در بند دوم موارد عنوان شده از طرف مقام معظم رهبري عنوان شده که وضع هرگونه تحريم با هر بهانه اي ممنوع است، که اين انتظار ما به حق است و بايد مطالبه گري را همچنان داشته باشيم. در مجموع به نظر من ما خوب پيش رفته ايم و انتظار مي رود با گذشت زمان برجام اجرايي تر شود.

در واقع شما اين مطالبه گري را يک نوع تاکتيک مي دانيد؟

بله، اين حرکت مطالبه گري از سمت ما و تأکيد آنها بر اين که بخواهند ابزار هاي تحريمي را نگه دارند، فقط دو تاکتيک [متفاوت] است که دو طرف عليه هم به کار مي برند. آنها اهرم تحريم را تنظيم کننده رفتار ايران مي دانند، و ما هم مي دانيم که اگر مطالبه گر نباشيم و بگوييم همه چيز خوب است، آنها دو قدم جلو مي آيند. اصل بر اين است که دو طرف به صورت تاکتيکي دارند با هم جدل ميکنند.

فکر مي کنيد در بين کشورهاي ۱+۵، کدام يک با رابطه شان با ايران توانسته اند بيشترين سود را از برجام ببرند؟ بخصوص قبل و بعد از برجام نوع رابطه ايران با روسيه يا چين چه تفاوت هايي کرده است؟

نخست آن که بايد دقت کرد از اجرايي شدن برجام حدود ۷-۶ ماه و نه يکسال گذشته است. قراردادهايي توسط سيتروئن فرانسه، برخي کارخانه هاي آلماني، ايتاليايي، يا ايرباس فرانسه منعقد شده، که البته هنوز اجرايي نشده است. اما به عنوان نمونه در قرارداد ايرباس دولت ايران طرف اين کار نيست، بلکه شرکت هايي مثل ايران اير، کيش اير، ماهان و... در اين کار دخيل هستند. در واقع هر چند دولت ايران ضمانت آن را پذيرفته است، ولي طرف قرارداد شرکتها هستند. اين يک معامله است که طبيعتاً هر يک از طرفين سود خود را مي برد: براي ما افزايش امنيت پرواز و براي آنها منافع اقتصادي. اما در مورد چين و روسيه بايد بگويم، آنها روابط پيشين خود را اين بار به صورت قانوني با ما ادامه مي دهند، مثلاً چيني ها پول ما را مي گرفتند و نمي دادند و يا در ازاي آن کالاي خودشان را ارسال مي کردند، اما اکنون نمي توانند چنين رفتاري را تعقيب کنند. در واقع خللي در مناسبات ما با چين رخ نداده است ولي درِ اين گونه اجحاف کردن ها بر روي ملت ايران بسته شده است.

در اين بين چه تغييري در نوع همکاري ما با روسيه رخ داده است؟ به خصوص تأکيدم در مسأله سوريه است، آيا توافق ما با قدرت هاي جهاني از جمله روسيه در تعميق همکاري ها با اين کشور در مسأله سوريه و باز شدن فضا براي همکاري هايي در قالب اعطاي اجازه به اين کشور براي استفاده از پايگاه هاي هوايي ما اثرگذار بوده است؟

هر چند با روسيه توافق کرديم که سطح همکاري اقتصادي خود را از سطح ۲-۱ ميليارد دلاري به ۴۰ ميليارد برسانيم، ولي اين مسأله زمان بر است. همکاري هاي ما با روسيه بيشتر دفاعي- امنيتي است، چرا که غربي ها راجع به اين موضوع با ايران اصلاً وارد گفت وگو نشدند.

در مورد سوريه، نخست بايد توجه کرد که هر دو کشور منفعت و دشمن مشترکي داشتند که حتي در صورت نبود برجام هم با همديگر همکاري مي کردند. اما برجام بستر مناسبي را فراهم کرد که آن بهانه هايي که قبلاً غرب براي اين گونه همکاري ها اظهار نگراني مي کرد، را از ميدان خارج کرد؛ چون موضوعيت نگراني از بين رفته است. در واقع فضا به گونه اي باز شده که روسيه ديگر براي همکاري با ايران تحت فشار قرار نگيرد.

آيا تغيير کلي جهت گيري سياست خارجي ايران را در مقايسه قبل و بعد از برجام در آن مي بينيد؟ آيا عليرغم چنين همکاري هايي با روسيه، ميتوان گفت با توجه به قبل از برجام ما جهت گيري به سمت شرق بيشتر داشتيم و الان به سمت غرب رفتيم؟

سياست خارجي ما البته به سمت شرق نبوده، ما تمايل به رابطه با غرب داشته ايم، ليکن اتحاديه اروپا درها را بسته بوده، يعني سياست ما تغيير نکرده، بلکه سياست هاي آنها تغيير داشته است. ما در عين حال رابطه خود را با روسيه، چين، هند و برزيل ادامه داده ايم. مي توان گفت اکنون سياست کشور، موازنه مثبت و برقراي رابطه همزمان با بريکس و اتحاديه اروپاست. همچنين درصدد عادي سازي روابط با کانادا و گفت وگو با استراليا، کره جنوبي، ژاپن هستيم و اخيراً با مالزي، سنگاپور و کشور هاي شرق آسيا پيشرفت هايي داشتيم و اين تأييدي بر همين مدعاست.

از عربستان به عنوان يکي از بازيگران منطقه اي نام برده ميشد که در جريان انعقاد توافق و به ثمر رسيدن برجام کارشکني کرده است. فکر مي کنيد بعد از برجام، در حوزه هاي مختلف آن تقابلي که بين دو کشور در منطقه دارد اتفاق مي افتد چه طور تحت تأثير اين قضيه قرار گرفته است؟ آيا اين باعث بدتر شدن اين روابط شده است؟ آيا هراس سعودي ها از بازگشت ايران به بازار هاي انرژي سبب اين تخاصم شده و يا آنکه اين واکنشي در سطح بالاتر، مثلاً از ديدگاه ايدئولوژيک است؟

به نوعي همه عواملي که شمرديد، در اين نوع واکنش مؤثر بوده است. در واقع برجام موقعيت منطقه اي ايران را ارتقا داد و طبيعي است که اين رقيب ما عربستان سعودي را به وحشت مي اندازد. ما بايد اين مشکل را با عربستان حل کنيم و نشان دهيم که تهديدي براي عربستان نيستيم. بعد از فوت عبدالله، و روي کار آمدن سلمان، محمدبن سلمان و محمدبن نايف و عادل الجبير موضع تندي اتخاذ کرده اند. ايران مي بايست تحريکات را کم مي کرد، که نکرد و اسرائيل و آمريکا بخصوص بواسطه فروش سلاح بيشتر به عربستان و اعمال فشار بيشتر بر ايران از طريق سعودي ها، استفاده بيشتري از اين تخاصم خواهند برد. در اين بين، ما بايستي به سمت رفع اين مشکلات با عربستان برويم، و به نظرم راه آن اين است که از يمن شروع کنيم چون حساس ترين جا براي عربستان، يمن است.

در ابتداي صحبت، به مسأله انتخابات آمريکا اشاره کرديد، تصور مي کنيد آيا با آمدن ترامپ برجام به مخاطره مي افتد؟

به نظرم احتمال رئيس جمهور شدن خانم کلينتون بيش از ۸۰٪ است. البته هيلاري کلينتون از جناح تندرو داخلي حزب دموکرات است و برخلاف اوباما اصلاً ميانه رو و ليبرال نيست. بنابراين، ما با يک جناح تندرو حزب دموکرات طرف خواهيم بود. اما حتي اگر آقاي ترامپ رئيس جمهور شود، چون برجام يک سند بين المللي مصوب شوراي امنيت است، نمي تواند به راحتي آنرا کنار بگذارد، و ما هم بهانه هاي لازم براي اين کار را از او گرفته ايم. اين حرکت سبب در انزوا قرار گرفتن امريکا در اين رابطه مي شود، چون سايرين، يعني اتحاديه اروپا، ژاپن و کره جنوبي همراهي نخواهند کرد. نهايتاً در اين صورت، وضعيت مانند سال ۱۹۹۷ ميشود که تحريم ها عليه ايران موفق نبود. منافع آمريکا ايجاب مي کند برجام اجرايي شود، همان طور که منافع ايران هم هست، و همچنان که منافع آلمان، فرانسه، انگليس، روسيه و چين هم در اين است.

آيا موافقيد که آمدن ترامپ باعث تقويت لابي هاي صهيونيستي در بانک ها و تداوم وضعيت حالت تعليق (که بانک ها تمايلي با کار کردن با ايران ندارند) مي شود؟

بله، ممکن است مشکلات جديدي را ايجاد کنند، ولي اين مشکلات قابل حل است. ولي براي اين مشکلات نه توجيه قانوني دارند و نه توجيه افکار عمومي. برخلاف گذشته، الان موضع گيري هاي ايران هوشمندانه است و بهانه اي به دست آنها نمي دهد. به نظرم اگر آنها برجام را کنار بگذارند، ايران هم قطعاً مقابله خواهد کرد، همچنان که رهبري گفته اند اگر آنها پاره کنند ما آتش مي زنيم. البته نه آن ها پاره مي کنند و نه ما آتش مي زنيم. پس هر چقدر پيشتر مي رويم شانس اجرايي شدن آن بيشتر است.

در انتها بايد اشاره کنم که برجام يک سند ملي است، ما نبايد اکنون ديگر به دنبال خوبي يا بدي برجام باشيم، آن هم زماني که شوراي عالي امنيت ملي و مجلس شوراي اسلامي آن را تصويب و رهبري هم آن را با ۹ بند مشروط کرده که ۷ بند آن اجرايي شده است. دو بند ديگر هم دست ما نيست، بلکه بايد طرف مقابل آن را اجرايي کند. البته ما بايد با پيگيري سياست رهبري در اين باره، مطالباتمان را بيشتر کنيم. در حال حاضر به نفع ما نيست که برجام را جناحي کنيم. اگر اين موارد را رعايت کنيم، به نظر مي رسد که بتوانيم ظرف سال آينده از نتايج مثبت آن بهره مند شويم.

برچسب های موضوعی
دیدگاه ها و نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *