مصاحبه با مهدی سنایی؛ سفیر ایران در روسیه

نمي توان از سياست خارجي روسيه سخن به ميان آورد، اما از گسترش روابط ايران و روسيه در سال هاي اخير گذر کرد. روابط دو همسايه امروز از حوزه اقتصاد فراتر رفته و همکاري هاي منطقه اي آن ها بيش از گذشته مورد توجه تحليلگران و کارشناسان قرار گرفته است. همين مسئله دليلي شد تا فراز و نشيب هاي روابط دو کشور همسايه را با دکتر مهدي سنايي سفير ايران در فدراسيون روسيه به گفتگو بنشينيم. دکتر سنايي در شامگاه يک روز برفي ما را در سفارت جمهوري اسلامي ايران در مسکو به حضور پذيرفت؛ جايي که برايمان از گذشته و آينده و البته ابعاد مختلف روابط دوجانبه ايران و روسيه سخن گفت.

براي شروع بحث، در شرايط کنوني، شما ديدگاه عموم جامعه ايراني و همين طور ديدگاه تجار و فعالان اقتصادي را نسبت به همکاري با کشور روسيه چطور مي بينيد؟

جامعه تخصصي ما از نگاه يکساني به روسيه و روابط با روسيه برخوردار نيست و اين معلول عوامل مختلفي هم هست. بخش قابل توجهي از آن ناشي از خاستگاه تخصصي و تحصيلي افراد است؛ طبيعتاً محل تحصيل، نوع تخصص و آشنايي آن ها با زبان هاي خارجي و از آن مهم تر تعاملي که با کشورهاي خارجي داشته اند- مثلاً با اروپا، چين، هند و روسيه- بر روي آنها تأثير دارد. فکر مي کنم مهم اين است که در نگاه به روابط روسيه با ايران هر چه زمان پيش مي رود، نوع همکاري با روسيه عميق تر و حرفه اي تر مي شود. در واقع با گذشت زمان و پشت سر نهاده شدن کليشه هاي تاريخي –که البته مي بايست در کلاس هاي تاريخ بررسي و ريشه يابي شود-اين روند طي مي شود. ديگر آن که جامعه حرفهاي ما به تدريج در حال آشنا شدن با روسيه است و البته در روسيه هم همينطور است. بخشي از خلأها و مشکلات موجود ناشي از شناخت ناکافي است. در طول دو دهه اخير به موازات افزايش شناخت نگاه هم عميق تر شده است . بخشي از اين افزايش شناخت ناشي از تماسهاي زياد کاري بين ايران و روسيه و بخش ديگر آن ناشي از همکاري موسسات و مراکزي است که در خصوص روسيه پژوهش هايي را تعريف کرده و به تبع آن دانشجويان و پژوهشگران در حوزه هاي مرتبط با روسيه به تحقيق مي پردازند.

امروزه نسبت به ۲۰ سال پيش فارغ التحصيلان زبان روسي و پژوهشگران اين عرصه خيلي بيشتر شده اند. در روسيه هم همين طور است. براي نمونه من در سال ۱۳۸۳ موسسه ايراس و همين طور گروه مطالعات روسيه دانشگاه تهران را پايه گذاري کردم که اين به دليل وجود خلأيي در کشور در آن زمان بود. ولي اکنون هم در اين مرکز و هم در مراکز ديگر در دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران، دانشگاه علامه طباطبايي، دانشگاه شهيد بهشتي، برخي دانشگاه هاي مراکز استان ها، خبرگزاري ها، پژوهشگاه ها و ساير مراکز ميزهايي با دستور کار شناخت و پژوهش در حوزه روسيه تشکيل شده است.

اما عامل سومي که مي توانم اضافه کنم، اتفاقات مثبتي است که در سه سال گذشته رخ داده است. گره هايي در روابط در حال باز شدن است و تفاهم گسترده اي که بين ايران و روسيه طي سه سال گذشته ايجاد شده؛ از جمله تحويل S۳۰۰ به ايران؛ حضور روسيه در کنار ايران در موضوع سوريه و ايجاد تسهيلات جدي و رفع موانع اصلي در زمينه صادرات ايران به روسيه، سه موضوعي است که تأثير خود را در روانشناسي جامعه تخصصي ايران در اين باره خواهد گذاشت. آنچه که مشاهده مي کنم اين است که ديدگاه ها- ولو اين که بدبيني هايي هم هنوز وجود دارد- به سمت واقع بينانه شدن در حال تغيير است. در ايران اشکالي که وجود دارد اين است که هميشه روسيه در کنار غرب- يعني با يک عامل سوم- قضاوت مي شود: روسيه يا غرب. فکر مي کنم هم نگاه آقاي دکتر روحاني و هم نگاه آقاي پوتين اين است که بايد تاثير عامل سوم از نگاه دو کشور به يکديگر خارج شود. اين قضيه گاهي در صحبتهايشان هم تصريح شده است. اين دوره چنين ويژگي را طي مي کند و اميدوارم تثبيت شود. به هر حال روسيه و ايران دو کشور بزرگ با ظرفيت هاي فراوان هستند . ايران کشوري است با قدرت منطقه اي جدي و در طرف ديگر روسيه يک قدرت جهاني است که عضو شوراي امنيت هم است. روسيه يکي از اقتصادهاي برتر دنيا است. ايران هم در سمت ديگر داراي ظرفيت ها و پتانسيل هاي خاص خود است. اين دو کشور بايد با يک نگاه واقع بينانه با هم کار کنند. صرف نظر از اين که عامل سوم چه تأثير و چه خواسته اي دارد.

در شرايط حاضر در پس زمينه نظري بحث فکر مي کنيد بيشتر منافع ايران و منافع روسيه در حالت تنافر، تضاد يا همراهي قرار گرفته اند؟

واقعيت اين است که شايد اين تلقي ايجاد شود که من ديپلمات خوشبيني هستم، ولي واقعاً معتقدم که در روابط ايران و روسيه هيچ جنبه تنافري در موضوعات و مسائل مطرح در روابط دو کشور وجود ندارد- اين که مثلاً ۲۰۰ سال پيش در تحولات تاريخي چه پيش آمده، بحثي ديگري است- اما در حال حاضر اگر روابط را تقسيم بندي کنيم، بين دسته بندي روابط نه اينکه تنافر و تضاد نيست بلکه نوع روابط ايران و روسيه دوستانه و نزديک است. اگر هم نگوييم که روابط يک روابط استراتژيک است بدون ترديد از برخي جنبه هاي استراتژيک برخوردار است. يعني زوايايي از همکاري و انواعي از همکاري در اين روابط وجود دارد که بدون ترديد تعريف استراتژيک دارد.

روسيه از معدود کشورهايي است که ايران در آن رايزني فناوري دارد. از سوي ديگر جهت گيري کشور در پساتحريم، بر مبناي همکاري نه تنها حول خريد و فروش تجهيزات، بلکه همکاري هاي فناورانه بنا نهاده شده است. بر اساس ديدگاه شما با توجه به جهت گيري کشور و امکانات موجود، آيا روس ها اساساً تمايلي به اين گونه همکاري ها و انتقال فن آوري دارند؟

اتفاقاً اين اشاره اي که کرديد خودش يکي از نشانه هاي اين است که روابط ايران و روسيه، روابط دوستانه اي است و جنبه هاي استراتژيک بسياري هم دارد. يک مورد اين است که ما در هيچ سفارتخانه اي در دنيا به اندازه اينجا وابستگي و رايزني نداريم. ما تقريباً از همه ساختارهاي کشور در ابعاد اقتصادي، فرهنگي، سياسي، امنيتي و نظامي؛ دفاتر وابسته به سفارت داريم. وابستگيها و رايزني هاي سفارت بعضاً هم يکي دو نفر نيستند و چند نفر در آنها فعاليت ميکنند. در حوزه فن آوري سالهاست که رايزني فن آوري سفارت فعال است و دستاوردهاي قابل توجهي هم داشته است. اين عرصه يکي از عرصه هاي مهم همکاري با روسيه است. به اين دليل که اولاً به دست آوردن بسياري از فن آوريها از کشورهاي ديگر – بخصوص آمريکا و اروپا- براي ما بسيار دشوار است و به راحتي آن ها را در دسترس ايران قرار نمي دهند. دوم اين که در برخي از فن آوري ها، روس ها سابقه همکاري خوبي در اين عرصه ها، مثلا در حوزه انرژي هسته اي صلح آميز، صنعت برق، نيروگاه هاي توليد برق حرارتي و در ساخت سد با ايران دارند. در برخي از زمينه هاي صنعتي و ماشين سازي با روسيه همکاري هاي بسيار خوبي داشته ايم. در حال حاضر دسته اي از گروه فناوري هاي نوين، از جمله نانو، ليزر و مواد، بسته خانواده ژنتيک و بسياري از علوم ديگر هم به همکاري ها اضافه شده است. روس ها در اين عرصه سرمايه گذاري مناسبي کرده اند و خوشبختانه ايران نيز دستاوردهاي بسيار خوبي داشته است. شايد بتوان گفت همکاري هاي ما در اين عرصه از سه ويژگي برخوردار است. ۱- يک ساختار عالي به نام کميته همکاري هاي فن آوري بين دو کشور با بيش از ده کارگروهي که ذيل آن فعاليت ميکنند ايجاد شده است. ۲- با توجه به قضاوت و نظر کارشناسي دوستان در عرصه فن آوري و معاونت فناوري رياست جمهوري و مرکز فن آوري، هيچ گاه به اين اندازه روس ها آماده همکاري با ايران نبوده اند. ۳- تعامل در اين عرصه يک طرفه نيست. از سمت ما هم مواردي - در زمينه دستاوردهاي حوزه فن آوري هاي جديد - براي روس ها جذاب است. بنابراين زمينه بسيار مساعد است. در مجموع من خيلي مايل و اميدوار هستم که کشور ما از اين فرصت استفاده قابل توجهي کند.

ما به غير از کميته همکاري هاي فن آوري دو کشور، يک کميسيون همکاري هاي مشترک اقتصادي ايران - روسيه هم داريم. ارتباط و هماهنگي هاي اين کميسيون با مجموعه سفارت چگونه است؟ آيا تغيير طرف ايراني کميسيون از آقاي زنگنه به آقاي دکتر واعظي به عنوان وزير ارتباطات رساندن پيام خاصي را به طرف روسي دنبال مي کرد؟

در واقع کميسيون مشترک ساختار اصلي ايجاد تحرک در همکاري هاي اقتصادي، تجاري و صنعتي دو کشور است که بسيار هم فعال است. کميته همکاري هاي فن آوري هم در واقع يک کميته مکمل است و به ترتيبي در حوزه فن آوري و تکنولوژي هاي نوين قرار دارد که با توجه به اهميت آن در مقطع زماني حاضر يک کميته ويژه و جداگانه است. اين در تضاد و تناقض نيست، بلکه يک کميته متمم کميسون مشترک اقتصادي است و کميته اي است که در کنار آن فعاليت مي کند؛ منتها اين ويژگي را دارد که در سطح عالي تشکيل شده است. کميسيون مشترک هم اتفاقاً ۱۲ و ۱۳ دسامبر در تهران تشکيل شد. در مقطعي که آقاي مهندس زنگنه مسئوليت داشتند، چند پروژه نفتي را پيگيري مي کرديم و به اين دليل به صورت مشخص ايشان مسئوليت را بر عهده داشتند و من فکر مي کنم با به سرانجام رسيدن پروژه ها و توافقاتي که بايد بين دو کشور در زمينه انرژي صورت مي گرفت، در گذر زمان اين تغيير رخ داد و مسئوليت به آقاي واعظي واگذار شد. با توجه به آشنايي آقاي دکتر واعظي با اين حوزه و فعاليت در اين حوزه و با توجه به اين که رياست کميسيون مشترک آذربايجان را هم ايشان بر عهده داشتند، در واقع يک نوع افزايش ظرفيت را شاهد بوديم. چون يک کارگروه انرژي در داخل اين کميسيون مشترک کار مي کند. اکنون آقاي واعظي به صورت کلي و آقاي زنگنه وزير نفت بصورت خاص در حوزه انرژي کار با روسيه را دنبال مي کنند. اين جابجايي که بنابه تصميم آقاي رئيس جمهور بود، سبب شد تا حتي همکاري ما در حوزه انرژي نيز شتاب بگيرد.

با وجود فضاي روشني که جنابعالي ترسيم مي کنيد، وقتي به ارقام تراز تجاري ايران و روسيه نگاه مي کنيم، مي بينيم که حتي به سطح سال ۹۲ برنگشته ايم؛ فکر مي کنيد مهمترين علتي که الان در اين وضعيت هستيم و رقم اقتصادي همکاري ها پايين آمده چيست؟

حقيقت اين است که ما در زمينه حجم مبادلات اقتصادي و تجاري خودمان با روسيه هميشه با مشکل مواجه بوديم، اين هم ناشي از يک علت خيلي روشن است. هم روسيه و هم ايران، هر دو، دو کشور صادر کننده انرژي هستند و عمدتاً تبادلات تجاري آنها با خريداران انرژي است. يعني در فهرست تجارت خارجي ايران رتبه هاي اول براي کساني است که از ايران نفت و گاز مي خرند، براي روسيه هم به همين ترتيب است. خوب همين دليل کافي است. يعني منابعي براي اين تبادل نيست. به همين دليل يکي از عرصه هايي که به صورت جدي به آن ورود کرديم اين است که يک قرارداد نفتي بين دو کشور منعقد شود؛ البته قراردادي حول مبادله ۵۰۰ هزار بشکه نفت منعقد شد ولي اين قرارداد هنوز عملياتي نشده و البته تلاش براي عملياتي شدن آن هم هنوز متوقف نشده است.

اگر توجه کنيد پيش از فروپاشي شوروي، درخشان ترين دوره روابط اقتصادي و تجاري ما با روسيه اواخر دهه ۴۰ شمسي و اوايل دهه ۵۰ است. در آن دوره، روس ها دو نيروگاه توليد برق، سد دشت مغان، فولاد مبارکه و برخي ديگر از اقدامات را در ايران انجام دادند. از سوي ديگر، کالاهاي ايراني از جمله کفش ملي در آن زمان در بازار شوروي ورود کرد. ويژگي عمده آن اين بود که روابط ايران و شوروي انرژي محور شد. ايران به شوروي گاز مي فروخت و يک حساب مشترک ايجاد شد. اکنون تلاش مي کنيم که اين اتفاق تکرار شود. مسئله ديگر اين است که در طي اين ۲۰ سال زحمات زيادي کشيده شده بود و حجم مبادلات به ۳ ميليارد دلار هم رسيد؛ منتها با تحريمهايي که عليه ايران وضع شد، چون شرکت ها و بانک هاي روس تحريم ها را رعايت کردند، حجم مبادلات ايران کاهش پيدا کرد و تا نزديک به ۱ ميليارد دلار افت پيدا کرديم. الان دوباره اين تعامل در حال رشد و نزديک شدن به سطح قبل از تحريم هاست؛ با اين تفاوت که مجموعه اقدامات و توافقاتي که در دو سال گذشته انجام شده و همچنين اسناد اصلي مورد نياز براي روابط خوب اقتصادي امضاء شده، کريدور سبز گمرکي توافق شده، قانون حمايت از سرمايه گذاري متقابل و قانون اجتناب از اخذ ماليات مضاعف امضاء شده است. سه پکيج از مجوزهايي که هيچ وقت در طول تاريخ به ايران داده نشده براي صادرات ايران به روسيه داده شده است: مواد لبني، دامي و آبزيان. همچنين شاهد آن هستيم که براي اولين بار روسيه بعضي از پروژه ها را فاينانس مي کند؛ يعني آن چيزي که تفاهم شده ليست قابل توجهي است و در اين زمينه بي سابقه است.

يکي از اشکالات وارد به روابط ايران و روسيه، يک طرفه بودن آن بوده است. براي اصلاح اين وضعيت نيز در سال ۱۳۹۴ بيش از ۱۰ وزير براي تفاهمات مختلف در طول ۶ ماهه دوم از روسيه به ايران آمدند و بيش از ۱۰ سند اصلي امضاء شد. آن چه که ايجاد شده است زمينه را براي يک جهش قابل توجه فراهم مي کند. البته پيشرفت در اين حوزه تاحد زيادي به ظرفيت داخلي بستگي دارد. الان ايران امکان صادرات گسترده آبزيان، مواد لبني و دامي دارد ولي اين که چقدر مي تواند بازار را تسخير کند به ميزان ظرفيت صادرات، به توان شرکت هاي بزرگ، عرضه قيمت هاي قابل رقابت و در مجموع توان طرف ايراني بستگي دارد. از طرف ديگر بايد توجه کرد که روابط ايران و روسيه صرفاً يک روابط تجاري و اقتصادي نيست؛ بلکه يک روابط سياسي، بين المللي و امنيتي است که در عين حال از ويژگي هاي خاص خود برخوردار است و اين شايد مقداري ابعاد اقتصادي را تحت الشعاع قرار دهد. در مجموع حجم مبادلات تجاري نيز روبه رشد گذاشته است و طبق آمار غير رسمي در سال ۲۰۱۶ نسبت به سال ۲۰۱۵ هشتاد درصد رشد داشته که قابل توجه است.

اشاره فرموديد که بر اين باور هستيد که دو طرف در تنظيم روابط خود نبايد به طرف سوم يعني غرب نگاه کنند، فکر مي کنيد با توجه به انتخاب آقاي ترامپ اين نحوه نگرش به چالش کشيده خواهد شد يا خير؟

اگر اين سوال ۱۲ يا مثلا ۱۶ سال پيش مطرح مي شد، آن موقع ممکن بود بگويم خيلي تأثيرگذار است، ولي الان عرض مي کنم آمدن ترامپ يا تأثيري نخواهد داشت و يا تأثير آن خيلي ناچيز است. يعني در شرايط کنوني روسيه و روابط ايران و روسيه، تأثير اين مسئله ناچيز خواهد بود. براي جمهوري اسلامي ايران تغيير روساي جمهور آمريکا تفاوت جدي بر کيفيت مناسبات با ساير کشورها ندارد چون ما با آمريکا اساسا روابط ديپلماتيک نداريم. ما اميدواريم رئيس جمهور جديد آمريکا از سياستهاي اشتباه گذشته اين کشور در مورد منطقه خاورميانه درس عبرت بگيرد و به مداخله گري آمريکا در امور منطقه ما پايان دهد. معتقديم که کشورهاي منطقه ما ، خود قادر به تامين منافع و امنيت شان هستند و نيازي به دخالت قدرتهاي فرامنطقه اي نيست.

ما روابط رو به رشد و سازنده اي با روسيه داريم. در دوران رياست جمهوري دکتر روحاني تلاش شده اين روابط عميق تر گردد. ما مي توانيم بگوييم سطح و کيفيت فعلي روابط ايران و روسيه قابل مقايسه با هيچ دوره اي از همکاري هاي دو کشور نيست. فکر مي کنم روابط جمهوري اسلامي ايران و فدراسيون روسيه تحت تاثير کشورهاي ثالت نبوده و نخواهد بود. سران دو کشور با علاقه مندي بر اين روند نظارت دارند و مايل به گسترش هرچه بيشتر همکاريها هستند . لذا من قبول ندارم که تحولات داخلي يک کشور بر روابط خوب ايران و روسيه تاثيرگذار باشد. سياست شرقي روسيه دراز مدت است و مبتني بر منافع کشورهاي ثالث نيست.

نوع نگاه و همکاري هاي ايران و روسيه در حوزه مسائل منطقه اي بخصوص مسئله سوريه چه تشابهات و تضادهايي دارد؟ آيا از سرگيري روابط ترکيه و روسيه به عنوان تهديدي براي ايران در اين زمينه شناخته مي شود؟

ايران و روسيه درمورد سوريه همکاري راهبردي دارند. به همين دليل در اين خصوص بين ايران و روسيه مشاوره هاي مستمر در سطوح مختلف انجام مي گيرد. گفتگوهاي ميان دوکشور از سطح رياست جمهوري تا معاونين وزراي خارجه و سفراي دو کشور برقرار است به عنوان نمونه اخيراً دو بار تماس تلفني ميان روساي جمهور و چند بار بين وزراي خارجه انجام گرفت. نماينده ويژه رئيس جمهور روسيه طي يکماه اخير چند بار به تهران سفر کرد.

ايران و روسيه بطور مرتب با يکديگر ارتباط دارند، زيرا براي دوکشور مبارزه با تروريسم امري بسيار مهم تلقي مي شود. شايد در اينجا موضع ايران و روسيه از کشورهاي غربي تمايز داشته باشد. تروريسم براي ايران و روسيه از لحاظ نظري و عملي، تهديد و مشکل درجه يک بشمار مي رود. به همين خاطر ما عقيده داريم که بايد تمام نيروهايمان را متحد کنيم، و فکر مي کنيم تا تمام طرفها متحد نشوند اين معضل حل نمي گردد. کشورهاي غربي بصورت نظري مي گويند که تروريسم معضل محسوب مي شود اما عملا گاهي از طرحها و اولويتهاي ديگري برخوردارند. به همين خاطر اين مسئله تاکنون حل نشده است.

اميدوارم که طرفهاي غربي موضع خود را نسبت به خاورميانه اصلاح کنند. زيرا راه خروج ديگري وجود ندارد. اگر آنها به سياستي که از سال ۲۰۱۱ آغاز کرده اند ادامه دهند، شرايط مطابق با وضعيت واقعي و کنوني خواهد بود. اين سياست به تقويت تروريسم و ظهور داعش منجر شده است، به همين خاطر بسيار مهم است که موضع و رويکرد غرب نسبت به مسائل خاورميانه تغيير پيدا کند. من فکر ميکنم که درحال حاضر اگر حتي يک راه حل و تصميم مشترک (در مورد حل وفصل بحران سوريه) اتخاذ گردد، تنها پس از تصحيح موضع غرب عملي خواهد شد.

نشست سه جانبه وزراي خارجه ايران ، روسيه و سوريه در مسکو در نوامبر سال گذشته نيز گام عملي خوبي درحل و فصل مسائل سوريه بود. در دسامبر هم، نشست سه جانبه روسيه، ايران و ترکيه در مسکو برگزار شد. اين نشست در پي هماهنگي هاي مشترک سه کشور در شرق حلب براي کمک به خروج مردم بي دفاع و معارضين خلع سلاح شده، برپا شد. تجربه حلب باعث شد که سه کشور همکاري هاي خود را در کمک به برون رفت مسالمت آميز از بحران سوريه ادامه بدهند لذا توافق با برخي گروه هاي مسلح و آتش بس در اواخر سال ميلادي ۲۰۱۶ شکل گرفت و در شوراي امنيت سازمان ملل هم تثبيت شد.

روابط ايران با همسايه خود ترکيه عليرغم پاره اي اختلاف نظرها همواره خوب و مستمر بوده است. ج.ا.ايران در زماني که روابط روسيه با ترکيه متشنج شده بود سعي نمود تا از اين تنش بکاهد. همکاري ايران، روسيه و ترکيه علاوه بر خاورميانه مي تواند در آسياي ميانه و قفقاز هم مفيد باشد. ما براي توسعه روابط خود بصورت دو جانبه و منطقه اي با ترکيه و روسيه از هيچ تلاشي فروگذار نخواهيم کرد.

فاينانس اخير روسيه براي ايران به چه طرح هايي اختصاص خواهد يافت؟ در حالي که روسيه از جنبه مالي به دليل کاهش قيمت نفت و تحريم هاي غرب (که بخش مالي- سرمايه گذاري اين کشور را نشانه رفته اند) خود دچار محدوديت شده، تا چه ميزان مي توان به اجرايي شدن اين فاينانس اميدوار بود؟

اين فاينانس به دو پروژه اختصاص يافته است ۱- برقي کردن راه آهن گرمسار – اينچه برون و ۲- ساخت چهار واحد نيروگاه حرارتي در بندر عباس که در حاشيه سيزدهمين اجلاس کميسيون مشترک همکاري هاي اقتصادي دو کشور به امضا رسيد. مجموع اين فاينانس ۵ ميليارد دلار است که ۲.۴ ميليارد دلار آن مصوبه هيئت دولت روسيه را نيز دارد و تبديل به قرار داد شده است. کار ساخت چهار نيروگاه مجموعا با حجم توليد هزار و چهارصد مگاوات در بندرعباس شروع شده و مراسم رسمي کلنگ زني آن در بهمن ماه خواهد بود.

ارزيابي شما از ديدار سه جانبه اخير روساي جمهور ايران روسيه و آذربايجان و تاثير آن بر تسريع همکاري هاي ايران و روسيه چيست؟ آيا اين ديدار سه جانبه مي تواند براي مسئله رژيم حقوقي درياي کاسپين راه حلي مرضي الطرفين ارائه کند؟

از ديدگاه جمهوري اسلامي ايران، تعامل سه کشور ايران، آذربايجان و روسيه در يک شکل سه جانبه نه تنها مي تواند به توسعه و تقويت ظرفيت ها و قابليت هاي بالقوۀ موجود بين سه کشور در حوزه هاي مختلف سياسي، فرهنگي و اقتصادي کمک کند، بلکه مي‎تواند با ايجاد هم‎افزايي و هم گرايي، فرصت‎هاي جديدي را در مقابله با چالش‎هاي موجود در منطقه فراهم کند.

بدون شک، برگزاري چنين نشستي در شرايط کنوني منطقه و جهان، با اتکاء به روابط حسنه سه کشور و اراده موجود براي توسعه و تعميق هر چه بيشتر روابط، از اهميتي مضاعف برخوردار است. سياست خارجي ايران در قبال ساير کشورها و به طريق اولي کشورهاي همسايه مبتني بر همکاري، هم افزايي و يافتن راه‎هاي دستيابي به منافع مشترک، است. بايد تلاش کنيم تا همه اختلافات و درگيري ها در اين منطقه از طريق مذاکره و گفت وگو و روش هاي مسالمت آميز حل و فصل شده و تمام ظرفيت و توان خود را معطوف مقابله و مبارزه با تروريسم و افراط گرايي در سطح منطقه اي و بين المللي کنيم.

ما بر اين اعتقاديم که در شرايط امروز جهان، يک کشور به تنهايي قادر به مقابله با چالش‎ها و استفاده از فرصت‎ها نبوده و دستيابي به سطح قابل قبولي از صلح، رفاه و توسعه براي مردم هر کشور، نيازمند تعامل و همکاري با ساير کشورها بالاخص کشورهاي همجوار و همسايه است. تروريسم و افراط گرايي، دخالت قدرت‎هاي فرامنطقه ‎اي در امور کشورهاي منطقه، استفاده سياسي و ابزاري از عنصر تحريم اقتصادي براي پيشبرد اهداف سياسي، مشکلات و چالش‏هاي زيست محيطي، مواد مخدر، جدايي طلبي، جرايم سازمان يافته، جرايم سايبري و غيره از جمله تهديدات و چالش‎‏هاي مشترکي است که مقابله با آن ها، نيازمند تعامل ايران، آذربايجان و روسيه است.

چه همکاري هايي بخصوص در حوزه انرژي مورد توافق طرفين قرار گرفته است؟ آيا مسئله سواپ گاز روسيه به شمال ايران و فروش آن در جنوب را مي توان جدي تلقي کرد؟

در حوزه انرژي آنچه مورد توافق طرفين قرارگرفته است اين است که بيشترين تعداد ميادين نفتي جهت انجام مطالعات امکان سنجي به شرکت هاي بزرگ نفتي روسيه واگذار شده است. از سوي ديگر مسئله سوآپ انرژي نيز يکي از مواردي است که در دستور کار پي گيري دو طرف قرار دارد و هنوز نتيجه مثبتي در پي نداشته است. ولي مذاکرات همچنان ادامه دارد . پيشنهاد سوآپ گازي نيز از سوي آقاي نواک و قبل از اجلاس اخير کميسيون مشترک دو کشور به آقاي زنگنه وزير نفت کشورمان پيشنهاد شد و مذاکراتي نيز با ايشان صورت گرفت. در حال حاضر ايران طرح هاي نفتي و گازي خود را به شرکت هاي روسي عرضه کرده است و بنا به اعلام آقاي زنگنه روس ها براي سواپ گاز آماده هستند.

بنا به برآوردهاي شرکت بريتيش پتروليوم، ايران سال گذشته ميلادي ۱۷۲ ميليارد متر مکعب گاز توليد کرد که بخش عمده آن در بازار داخلي مصرف شد و تقاضا در اين بخش رو به افزايش است . يعني در حالي که مراکز صنعتي در شمال کشور مي باشند، گاز از ميادين جنوب غربي به شمال منتقل مي شود. اگر مسکو و تهران درباره سواپ گاز به توافق برسند، گاز ايراني مي تواند راه روسيه را به بازارهاي جديد پاکستان و هند باز کند.

با تشکر از فرصتي که در اختيار ما گذاشتيد.

من هم سپاسگزارم.

برچسب های موضوعی
دیدگاه ها و نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *