فریدون برکشلی؛ رئیس گروه مطالعات انرژی وین

با گذشت چند هفته از سوگند دونالد ترامپ به عنوان چهل و پنجمين رييس جمهور آمريکا، نظرسنجى ها توسط موسسات معتبر در آن كشور نشان مى دهد كه از زمان بكارگيرى روش هاى نظرسنجى در طول ٧٨ سال گذشته، وى داراى پايين ترين محبوبيت يك رييس جمهور طى هفته هاي نخست در ميان ديگر همتايان خود است. تنها دو هفته پس از شروع كار وى چهل درصد شهروندان اين كشور از استيضاح وى حمايت کردند و پنج تن از هر ده شهروند اين كشور آرزو مي كردند كه باراك اوباما هنوز رييس جمهور بود. پنجاه و چهار درصد از مردم اين كشور معتقدند كه به هيچوجه نمي توانند از هر سه سياست عمده عملى شده وى تحت عنوان فرمان حكومتى شامل ديواركشى در مرز با كشور همسايه مكزيك، منع ورود سه ماهه از هفت كشور اسلامى و نهايتا اعمال تحريم بر ضد ايران حمايت كنند.

پيشينه فكرى ظهور ترامپ در آمريکا

آمريکا طى هفت دهه گذشته و تا پايان دوره هشت ساله رياست جمهورى باراك اوباما از اصول مكاتب فكرى ويلسونى ، هاميلتونى و جفرسونى كه توسط رؤساى جمهورى وقت آمريکا پى ريزى و دنبال مي شدند، بهره مي جست. اصول هر سه مكتب فكرى فوق بر پايه ليبراليسم فكرى، جهانى انديشى، كشورگشايى، سلطه گرى و مداخله جويى استوار بودند. البته مكاتب مزبور در راستاى اهداف خود و سياستهاى خود، به ناچار ديپلماسى نخبه گرايى، حضور به اصطلاح خيرخواهانه در مناطق از رشد مانده جهان و جذب مهاجران، جهانى گرايى، حضور در سازمان هاي بين المللى و همكارى در ايجاد تشكل هاي بين المللى و منطقه اي تجلى پيدا مي كرد كه در هفتاد سال گذشته منشأ قدرت و رشد اقتصادى آمريکا به شمار مي آمدند. حال دونالد ترامپ و تيم او از وفادارترين دنباله رو هاي مكتب فكرى جكسونى هستند.

اين مكتب فكرى تفاوت بارزى با مكاتب فكرى و سياسى هفتاد سال گذشته دارد. اين مكتب منشأ اقتدار ملى را در انزوا جويى يا به نوعى داخلى سازى اقتصادى مي داند كه اينك با شعار «اول آمريکا» تجلى پيدا مي كند كه در واقع خود سرفصل آرمان هاي مختلف «اول آمريکا» در بخش انرژى، صنعت، فن آورى اطلاعات و غيره را در بر دارد. در چهارچوب مكتب فكرى جكسونى، ديپلماسى انزواخواهى، پوپوليستى و تمركز بر سياستهاى اقتصادى داخلى و استخدام شهروندان آمريکايى و ايجاد اشتغال براى ايشان در اولويت قرار مي گيرد. جكسونى ها كه به جناح تندروى جمهوريخواهان تعلق دارند، خواستار خروج اين كشور از سازمان ها و نهادهاى بين المللى و نظام هاي جهانى كه طى بيش ازهفتاد سال شكل گرفته اند بوده و دنياى بهتر آينده را در بازگشت به دوران قبل از جنگ جهانى اول مي بينند.

در همين راستا بازسازى ديپلماسى انگلوساكسونى در گرايشات بين المللى آنان ايده ال است. در راستاى اين ديپلماسى، دونالد ترامپ دست اندركار تدارك محور انگلوساكسونى است كه در آن هـژمونى آمريکا و سياستهاى نواستعمارى و سلطه جويانه آمريکا، به دولت انگليس برون سپارى مي شود. در حقيقت سياست خروج از اتحاديه اروپاى خانم ترزا مي از انگليس در همسويى با انتخاب ترامپ در آمريکا نشان از يك عزم فرا-ديپلماتيك انگلوساكسونى دارد.

يكى از كانونى ترين ستون هاي چنين سياستى، هم جوشى كليساى كاتوليك آمريکا با كانون هاي قدرت در آمريکاست. تجارت مذهب در آمريکا يكى از مهمترين فعاليت هاي اقتصادى اين كشور است. گردش سرمايه تجارت مذهب و كليسا در آمريکا بالغ بر ۷.۲ تريليون دلار در سال است. كليسا كه پشتوانه اصلى مكتب جكسونى ها در آمريکاست در يك داد و ستد مستمر در طراحى و اعمال برنامه هاي ترامپ نقش اساسى دارد. ظهور پاپ فرانسيس در واتيكان به موفقيت تجارى اوليه كليساى كاتوليك ها در آمريکا ضربه وارد ساخت و در واقع فكر جداسازى مسير واتيكان و كليساى كاتوليك آمريکا طى سه چهارسال گذشته همواره به طور جدى مطرح بوده است. دونالد ترامپ براى راه اندازى نوعى جنگ صليبى با مسلمانان با سران كليسا در آمريکا به توافق رسيده و اينك كليسا حامى بى بديل جكسونى ها در تقبيح و كوچك شمارى مسلمانان جهان به شمار مي ايند. بى شك كليساى كاتوليك آمريکا پشت پرده توطئه ترامپ برضد مسلمانان، رنگين پوستان و ديگر اقليت هاي دينى-نژادى است. البته اين امر با پوشش هاي سياسى ضد ايرانى و در پوشش مبارزه با تروريسم اسلامى ظهور پيدا كرده است. لازم است تا به گزارش سال ٢٠١٢ انديشكده وودرو ويلسون توجه شود كه در آن پيش بينى كرده بود كه تا سال ٢٠٣٥ شمار جمعيت رنگين پوستان آمريکا از سفيد پوستان فراتر خواهد رفت و نظام حاكم بر آمريکا فرصت كمى براى يافتن راهكار برون رفت از چنين بحرانى باقى است.

ديپلماسى مام ميهن و انزوا جويى آمريکا مشخصا بر روى جمهورى اسلامى ايران سخت حساس و هوشيار است. آنان ايران را تنها نگرانى خود مي دانند. نگرانى جكسونى ها و كليسا در آمريکا از اين بابت است كه به نيكى مي دانند كه تنها مانع ايشان در تحقق انديشه هاي آنان ايران است، ليكن در يك فرايند بلند مدت، جكسونى هاي آمريکا كه اينك در كاخ سفيد استقرار يافته اند، نسبت به به رژيم هاي سنتى خاورميانه هم نظر مساعدى ندارند.

ايران و شرايط جديد در آمريکا: فرصت ها و چالش ها

مطالعات ما نشان از آن دارد كه با تمامى آنچه كه بيان شد، هنوز ترامپى ها در صحنه جهانى براى جمهورى اسلامى ايران نسبتاً كم خطر تر از خانم كلينتون كه وام دار رژيم صيهونيستى است، هستند. بديهى است كه بنا به دلايل گوناگون كه پيش تر به برخى از آنان اشاره رفت، رژيم ترامپ، منشأ پاره اي نگرانى هاست كه اين نگرانى مشمول كشورهايى مانند عربستان نيز است.

آمريکا در دهه ١٩٥٠ و در پايان جنگ جهانى دوم، بيش از ٥٠ درصد توليد ناخالص جهانى را توليد مي كرد كه دليل اصلى آن تخريب اقتصاد اروبا بود. اينك آمريکا هنوز مقام اول جهان را با بيش از ٢٠ درصد توليد ناخالص جهان، در اختيار دارد. سقوط موقعيت جهانى آمريکا به دليل كاهش توانايى ان كشور از يكسو و ارتقاء سطح توانايى هاي ديگر كشورهاى جهان از سوى ديگر است. ليكن در هرصورت سياستهاى تازه تيم ترامپ، از موضع ضعف و شكست هاي پى درپى در ماجراجويى هاي گوناگون آمريکاست. احتمالا چنانچه آمريکا هنوز قدرتمند بود، ناچار به اتخاذ ديپلماسى انزوا و درونگرايى نمي شد. لذا ظهور ترامپ و ديپلماسى جكسونى، نشانگر ضعف آمريکا در جهان و فقدان قابليت مقابله با ظهور چين است.

انديشكده راند (RAND CORPORATION) در گزارشى به مجلس نمايندگان آمريکا به سال ١٩٩٣ پيش بينى كرد كه تا سال ٢٠٢٠، آمريکا موقعيت خود بعنوان قدرت اول اقتصادى جهان را به نفع چين از دست خواهد داد، ولى برترى نظامى خود را در قدرت نظامى تا سال ٢٠٥٠ حفظ خواهد كرد. در واقع، از همان هنگام رؤساى جمهور آمريکا عموما كوشيده اند تا به يمن توانايى هاي نظامى، قدرت اقتصادى خود را پيش برند. در واقع اينكه ترامپ مي گويد، ما از حمله به عراق سودى نبرديم و لازم بود تا نفت عراق را تماما تصاحب مي كرديم، به خوبى نشان از تمايلات رژيم جديد آمريکا به تمسك به نظامي گرى به منظور كسب منافع اقتصادى است.

دولت جديد آمريکا طى دو هفته اقداماتى را انجام داده كه هيچ رييس جمهورى در طول دو سال هم نمي توانست عهده دارشود. ولى بديهى است كه پس از يك شتاب اوليه و ارضاي ماجراجويى هاي پس از انتخابات، اين روند كند خواهد شد و تيم ترامپ به اصطلاح تنظيم باد خواهد كرد. فشارهاى داخلى، قانونى و مقرراتى و همچنين واكنش هاي جهانى، جكسونى هاي كاخ سفيد را به رعايت پاره اي اصول و قواعد، ناگزير خواهد ساخت، ليكن در يك فرايند زمانى مناسب، انتخاب ترامپ، ممكن است براى جمهورى اسلامى ايران فرصت هايي را نيز رقم زند كه در ذيل به برخى از آن ها اشاره مي گردد:

١- اقدام ترامپ در صدور فرمانى كه بر اساس آن ورود اتباع هفت كشور مسلمان به خاك آمريکا ممنوع شد و مخالفت جمهورى اسلامى ايران با اين اقدام و در حمايت از اتباع ايرانى و ديگر ممالك اسلامى مشمول اين قانون، موجبات وحدت و همدلى كم نظيرى ميان ايرانيان خارج از كشور و نظام جمهورى اسلامى ايران را فراهم آورد. شايد اين اولين بار در دهه هاي اخير بود كه ايرانيان خارج از كشور نسبت به مليت خود احساس غرور كردند و حتى عناصر مخالف نتوانستند راهى براى شكست اين همدلى بيابند. اين امر براى دولت جمهورى اسلامى ايران يك فرصت است كه شهروندان و سرمايه هاي در اختيار ايشان را بسوى ميهن اسلامى بازگرداند.

٢- هر هفت كشورى كه در ليست به اصطلاح حاميان تروريسم ترامپ قرار گرفته اند، به نحوى روابط خوبى با جمهورى اسلامى ايران دارند. اين دروغى غير قابل پذيرش است كه هيچ يك از كشورها و برنامه ريزان اعمال تروريستى در خاك آمريکا از ورود به خاك آمريکا منع نشده اند. اين سياست فرصت مناسبى براى آگاهى رسانى، با اتخاذ يك ديپلماسى سايبرژورناليستى فعال، براى ما فراهم آورده است.

٣- دربخش نفت و گاز، اينك طراحى و اجراى يك ديپلماسى فعال انرژى كه خوش وقتانه در دستور كار هم قرار دارد مي تواند از فرصتهايى كه منافع ترامپ و دوستان وى را تامين مي سازد، بهره بردارى كند. گروه ترامپ، مخالف بازارهاى كاغذى، معاملات آتى و تاثيرات مراكز بورس انرژى و سهام بر صنعت جهانى نفت و گاز هستند. اين نوع معاملات كه نزد كشورهاى خاورميانه اي اوپك در جريان است بر روى قيمت نفت تاثير مي گذارد. شركت ملى نفت به دليل فشارهاى بين المللى از اين نوع فعاليت ها دور افتاده، لذا پاره اي برنامه و سياستهاى نفتى ترامپ با سياستهاى نفتى ايران هماهنگى دارد.

٤- با توجه به اهداف و برنامه هاي ترامپ مبنى بر انزواگزينى، خروج از سازمان هاي جهانى و استقلال از سازمان هايي نظير بانك جهانى، صندوق بين المللى پول يا سازمان تجارت جهانى، لازم است جمهورى اسلامى ايران براى احيا و بازنگرى و يا عضويت در تعدادى از اين سازمان ها اقدام نمايد. احياي نظام برتون وودز و ابقا دوباره استاندارد طلا و كوشش مجدد براى عضويت در سازمان تجارت جهانى با حمايت اتحاديه اروپا مهم ارزيابى مي شود.

٥- جمهوريخواهان در اصل پايگاه مهمى در صنعت نفت دارند. ترامپ خودش عقبه نفتى ندارد ولى تعدادى از مشاوران و وزراى انتخابى وى نفتى هستند. بعلاوه ترامپ و تيم او مخالف سياست ها و كنواسيون هاي بين المللى حامى محيط زيست هستند كه اين سياست در راستاى ديدگاه هاي سازمان اوپك و كشورهاى توليد كننده نفت است. بنا به استدلال اوپك، كشورهاى پيشرفته كنونى طى يك فرايند طولانى با استفاده از انرژى هاي فسيلى و به ويژه نفت، اقتصاد خودرا بارور ساخته اند و اينك كه كشورهاى تازه صنعتى شده در تلاش براى توسعه اقتصادى مي خواهند از نفت استفاده كنند، كنوانسيون هاي وابسته به كشورهاى صنعتى سعى دارند تا با اعمال انواع محدوديت ها، قيمت جهانى نفت را حتى الامكان پايين نگاه دارند، لذا سياست مخالفت ترامپ با برنامه هاي افراطى محيط زيستى به سود توليد كنندگان نفت (و گاز)، است.

٦- پرزيدنت ترامپ براى ادامه كارخود در كاخ سفيد، نيازمند يك واقعه بزرگ و پر سرو صداست. همان گونه كه واقعه يازده سپتامبر، جرج بوش پسر را از خطر از دست دادن كاخ سفيد نجات داد، ترامپ نيز پس از سروصداهاى اوليه براى نجات خود نيازمند يك ١١ سپتامبر مشابه خواهد بود. البته شايد ١١ سپتامبر براى حفظ او در كاخ سفيد، كافى نباشد و چيزى بزرگتر از آن براى حفظ موقعيت او لازم باشد. در آنصورت، گزينه پيش روى او مي تواند ورود به يك جنگ بزرگ باشد. در اينجاست كه جمهورى اسلامى همانگونه كه تا به امروز عاقلانه و درست عمل كرده لازم است كه حتى الامكان وقوع يك برخورد نظامى احتمالى با جمهورى اسلامى ايران را از ميان گزينه هاي پيش روى ترامپ خارج سازد. يكى از راهكارها نزديكى بيشتر به اتحاديه اروپاست. اتحاديه اروپا به خوبى درك كرده كه ترامپى ها به دنبال فروپاشى اتحاديه اروپا هستند و نزديكى به ايران برايشان استراتژيك تلقى مي شود.

٧- آمريکا از تعدادى از سازمان هاي بين المللى و منطقه اي به طور داوطلبانه خارج شده و يا خارج خواهد شد. خروج آمريکا مي تواند سازمان هاي مذكور را با پاره اي بحران ها مواجه سازد. دولت آمريکا همچنين ناچار است طبق تصويب سنا و كنگره تصميماتى را اتخاذ نمايد. در هرصورت عدم حضور آمريکا در اين سازمان ها مي تواند فرصت ها و موقعيت هاي مناسبى را براى ايران رقم زند. به طور مثال جمهورى اسلامى ايران لازم است از هم اكنون خود را براى عضويت در سازمان تجارت جهانى آماده سازد.

٨- در تفكر ديپلماسى نظامى آمريکا جنگ ها جملگى پيروزى محورند، حال آنكه در قالب همين تفكر، اين ديپلماسى موفقيت اندكى داشته است. آمريکا از پايان جنگ ويتنام تا ٢٠١٤، در ٤٢ درگيرى نظامى بين المللى حضور يافته كه تماما به قصد براندازى نظام حاكم بر آن كشورها بوده است. اين در حالى است كه ديپلماسى حضور نظامى جمهورى اسلامى ايران در خارج از مرزها صرفا به قصد حفظ نظام هاي حاکم بوده است. در همين ارتباط ژنرال كلين پاول، وزير خاجه اسبق آمريکا در مقاله اي با عنوان راهكار درست براى شكست در جنگ در دسامبر ٢٠١٤ مي نويسد كه آمريکا بزرگترين قدرت نظامى جهان است ولى اين قدرت هرگز در هيچ جنگى پيروز نشده است. او مي نويسد كه ما اساساً در عصر جنگ هاي غيرقابل پيروزى به سر مي بريم. ساختار ديپلماسى نظامى آمريکا براى جنگ هاي كلاسيك طراحى شده و جنگ هاي عصر جديد براى آمريکا نيست. البته بى ترديد، آمريکا اين توانايى را دارد كه در جنگ هاي محدود، بنيان هاي اقتصادى كشورى را تخريب كند.

٩- خانم موگرينى، مسئول سياست خارجى اتحاديه اروپا، اولين قدم ها براى آزمايش سياست خارجى آمريکا را برداشت ولى اتحاديه اروپا در عين حال خود را براى خروج احتمالى از مدار اقتدار آمريکا آماده مي سازد. اين روند، براى ديپلماسى خارجى جمهورى اسلامى ايران فرصت مغتنمى را فراهم مي آورد. اتحاديه اروپا با ٥٠٠ ميليون جمعيت فعال و مرفه، اينك قدرتمند ترين قطب اقتصادى و تجارى جهان است. آمريکا و چين به ترتيب بعد از اين اتحاديه قرار دارند و احتمالا يكى از دلايل عزم آمريکا در فروپاشى آن هم همين است. اتحاديه اروپا در سال ٢٠١٦ معادل ٤١٥٠ ميليارد يورو تجارت خارجى داشت كه اين رقم ٣٥٠ ميليارد يورو بيش از آمريکا و ٦٥٠ ميليارد يورو فراتر از چين است. اما اتحاديه اروپا به لحاظ نظامى ضعيف است، پس از برگزيت، در ميان كشورهاى عضو تنها فرانسه داراي سلاح هسته اي و قدرت نظامى مطرح است.

١٠- آن گونه كه پيش تر اشاره شد، جمهوريخواهان پايگاه مستحكمى در صنعت نفت دارند. در ارتباط با حمله آمريکا به عراق صدام، همواره به موضوع تصاحب نفت اين كشور به عنوان يكى از اصلى ترين انگيزه هاي واشنگتن اشاره مي شد، حال آنكه در عمل اين امر تحقق نيافت و آمريکا اينك تنها ١٧ درصد از عمليات صنعت نفت عراق را در اختيار دارد كه كمتر از سهم چين است. در واقع آمريکا درحال از دست دادن پايگاه نفتى-اقتصادى خود در خاورميانه است. در همين راستا، مديران شركتهاى نفتى آمريکا همواره از فقدان حمايت دولت خود از شركت هاي نفتى آمريکا انتقاد مي كردند. همين امر در ارتباط با كوتاهى دست شركت هاي آمريکايى از فرصت هاي تازه اي كه در ايران ايجاد شده، ابراز تاسف مي كنند. در واقع زبان ترامپ، زبان تجارت است و اين شايد تنها چيزى است كه او خوب مي فهمد.

در اصل، ترامپ براى ايران، منطقه خاورميانه و جهان يك خطر است ولى تا آنجا كه به جمهورى اسلامى ايران مربوط مي شود، ادامه كنونى ديپلماسى فعال كشور مي تواند، چالش هاي احتمالى را با روندى منظم به فرصت مبدل سازد. ديپلماسى ميليتاريستى و بخش مهمى از ديپلماسى عمومى آمريکا بر پايه ائتلاف جهانى استوار است. در طى پنج دهه گذشته، آمريکا به ندرت خود را به تنهايى درگير عمليات نظامى برون مرزى ساخته است، لذا جلوگيرى از شكل گيرى هر نوع هماهنگى جهانى عليه كشور از اهميت ويژه اي برخوردار است.

يكى ديگر از ويژگى هاي سياست خارجى و اصول نظامى گرى اين كشور، بهره بردارى از اختلاف مابين طرف هاي خارجى است. در واقع آمريکا از ابتداى شكل گيرى آن به شكل كنونى با همين شيوه حركت كرده است. در جنگ هاي انقلاب آمريکا، با ايجاد شكاف و اختلاف منجر به جنگ مابين انگليس و فرانسه، آمريکاى مستقل شكل گرفت. در جنگ جهانى دوم و در جنگ با نازى ها، از طريق ايجاد مناقشه مابين آلمان نازى و روسيه استالينى و تحريك رايش سوم به حمله به روسيه و گرفتار ساختن آنان در سرماى سيبرى، موجبات شكست آلمان ها و تضعيف استالين و نهايتا تسلط بر اروپا را فراهم آورد.

در جريان بحران يك دهه اخير خاورميانه نيز، آمريکا با طرح واهى اختلافات سنى و شيعه با تمام قوا تلاش مي كند كه ريشه تمام بحران ها را به اختلافات فرقه اي و مذهبى پيوند زند كه خوشبختانه بعضا با هوشيارى ايران و تعدادى از كشورهاى منطقه تا حدى از شدت آن كاسته شده است. در همين حال نياز به توضيح نيست كه دونالد ترامپ به اصول جنگ روانى و بهره جويى از ابزارهاى سايبرى آشناست و با توئيت هاي روزانه و مكرر خود، مخالفان و من جمله جمهورى اسلامى ايران را تحت فشار روانى قرار مي دهد، كه لازم است با هوشيارى با آن روبرو شد. در اين موقعيت زمانى، لازم است تا به دور از جنجال هاي هفته هاي گذشته ترامپ، طراحى نقشه راه و تدوين برنامه استراتژيك در همه زمينه ها در اولويت قرار گيرد.

برچسب های موضوعی
دیدگاه ها و نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *