اوپکي ها نه تنها براي کاهش توليد نفت و به بيان بهتر براي مهندسي عرضه نفت به بازارها به توافق رسيدند، بلکه اين سخن علي النعيمي وزير سابق نفت عربستان را نيز رد کردند که تاريخ توافقات نفتي اوپک، تاريخ فريب دادن اعضا توسط يکديگر است. او گفته بود معامله نفتي اوپک مي تواند کارساز باشد و باعث ايجاد توازن در بازار نفت شود اما «مايه بدبختي است که ما به فريب [يکديگر]تمايل داريم».

علي النعيمي کارکشته که موهاي خود را در «آسياب نفت» سفيد کرده است، ظاهراً نگراني خود را در جايي صرف کرده بود که اصلاً مايه نگراني نبود! برخلاف نظر وزير نفت سابق عربستان، مايه بدبختي اين نبود که «ما اوپکي ها» تمايل به فريب يکديگر داريم؛ مايه بدبختي اين است که علي رغم پايبندي حداکثري همه ما به معامله نفتي هم بازار نفت ممکن است تکاني اساسي نخورد و به توازن رسيدن بازار نفت مدت ها طول بکشد. در واقع علي النعيمي در بخش اول اظهارات اش، اميد بيش از حد و در بخش دوم، نگراني بيش از حد، به خرج داده بود!

گزارش اوپک از توليد کشورهاي عضو اين سازمان در نخستين ماه سال ۲۰۱۷ نشان مي دهد که کشورهاي عضو اين سازمان تا سطح بي سابقه اي به توافق نفتي پايبند بوده اند و در مجموع توافق را ۹۳ درصد رعايت کرده اند. توافق نفتي از کشورهاي عضو اوپک مي خواست تا توليد نفت خود را يک ميليون و ۲۰۰ هزار بشکه در روز کاهش دهند. اما حالا تنها يکي از اعضا، يعني عربستان سعودي به اوپک گفته است که توليد نفت خود را ۷۱۸ هزار بشکه در روز کاهش داده است که بيشترين کاهش توليد نفت اين کشور در ۸ سال گذشته است.

بنا به گزارش منابع ثانويه اوپک، عربستان در ماه نوامبر که توافق نفتي حاصل شد ۱۰.۶۲۵ ميليون بشکه در روز نفت توليد مي کرد. اما اين کشور در ژانويه ۶۷۹ هزار بشکه در روز (نسبت به نوامبر) توليد نفت خود را کاهش داده و آن را به ۹.۹۴۶ ميليون بشکه در روز رسانده است.

عراق مايه «بددلي» و «بدگماني» بسياري از کارشناسان بازار نفت و همچنين برخي از کشورهاي عضو اوپک بود. آن ها مي گفتند عراقي ها آمار منابع ثانويه اوپک (شش منبعي که اوپک براي اعلام توليد نفت کشورهاي عضو خود به آن ها استناد مي کند) را قبول ندارد و علاوه بر اين با سرسختي نيز خواهان معاف شدن از طرح کاهش توليد نفت بوده است. آن ها در هر دو مورد راست مي گفتند: عراق منابع ثانويه را واقعاً قبول نداشت و علاوه بر اين به دليل جنگ با داعش تا آخرين لحظه مي خواست از اين طرح معاف شود. با اين حال، نرخ تبعيت عراق از معامله نفتي نيز خارق العاده بود و اين کشور توليد نفت خود را در ماه ژانويه، بنا به آمار همين منابع ثانويه، نسبت به ماه دسامبر حدود ۱۶۶ هزار بشکه در روز کاهش داد. اماراتي ها هم سنگ تمام گذاشتند و توليد نفت خود را ۱۶۰ هزار بشکه در روز کاهش دادند.

در کل با اجراي توافق توسط ۱۳ عضو اوپک، ۸۹۰ هزار بشکه در روز نفت از بازارها ناپديد شد و توليد نفت اوپک در ژانويه به ۳۲.۱۳۹ ميليون بشکه در روز رسيد. اما اگر خبر حصول توافق نفتي افزايش حدود ۲۰ درصدي قيمت نفت را در ظرف تنها يک هفته به دنبال داشت، خبر تعهد خارق العاده اوپکي ها به توافق نفتي، چندان قيمت ها را تکان نداد.

پس مسأله آن است که با وجود تعهد اوپکي ها نيز ايجاد توازن در بازار نفت، افزايش مشکل مازاد عرضه و احياي قيمت ها ممکن است مدت ها طول بکشد؛ آن هم به شرط اينکه دوره اجراي توافق نفتي تمديد شود و پايبندي ها به طرح کاهش توليد نفت توسط اعضاي اوپک و غيراوپک براي دوره اي طولاني تر تداوم داشته باشد.

اوپکي ها دوره شش ماهه را براي معامله نفتي درنظر گرفته بودند و از احتمال تمديد آن نيز سخن مي گفتند. با اين حال، آن ها انتظار داشتند و دارند که بازار نفت در همين سال ۲۰۱۷ به توازن برسد. اما ممکن است مشکل موجود در بازار نفت ريشه اي تر از اين حرف ها باشد. بسياري از کارشناسان نيز پيش بيني مي کنند که بازار نفت در سال ۲۰۱۷ تغيير فاز داده و از مازاد عرضه نفت وارد کسري عرضه مي شود. اما از ۲۰۱۴ تاکنون تقريباً هر سال گفته مي شده که بازار نفت در نيمه دوم سال به توازن مي رسد؛ توازني که هنوز هم حاصل نشده است.

يکي از عواملي که ممکن است رسيدن به هدف اوپکي ها را به روندي فرسايشي و بسيار طولاني مدت تبديل کند، توليد نفت شيل در آمريکا است. توليد نفت شيل در آمريکا حتي از دومين توليدکننده نفت اوپک يعني عراق نيز بيشتر است و اين امر در شرايطي صورت مي گيرد که بيش از دو سال قيمت پايين نفت، فشار بسيار زيادي را به توليدکنندگان شيل در آمريکا وارد کرده است. توليد نفت شيل در آمريکا در حال حاضر در حدود ۴.۸ ميليون بشکه در روز است و با رونق بيشتر فعاليت هاي حفاري در صنعت شيل احتمالاً اين توليد افزايش نيز خواهد يافت. از قضا هرگونه وحدت عمل اوپک و هرگونه پايبندي بي سابقه يا کم سابقه به معامله نفتي، به نفع رقيب اين سازمان يعني صنعت شيل آمريکا با توليدکنندگان متعددش تمام خواهد شد. توليدکنندگان شيل بيش از اين که نگران وحدت در اردوگاه رقيب باشند، نگران تکه پارگي و عدم انسجام اوپک هستند؛ چرا که اين عدم انسجام باعث مي شود تا با راه افتادن جنگ قيمت ها، قيمت نفت کاهش يابد و شيلي ها که هزينه توليدشان نسبتاً بالاست صرفه اقتصادي کسب و کارشان تهديد شود.

با تمام اين اوصاف، افزايش توليد نفت آمريکا به اندازه کاهش توليد نفت از طرف اوپک نخواهد بود و آمريکايي ها نمي توانند حجم زيادي از نفت را روانه بازارها کنند، به طوري که جاي نفت محوشده اوپکي ها از بازارها را بگيرد. صنعت شيل به رغم تمام پيشرفت هايش هنوز به منابع اعتبارِ ارزان و ايجاد بدهي بر روي بدهي متکي است و در قيمت هاي فعلي شايد تنها توليد نفت شيل از منابع غيرمتعارف «پرمين بيسين» واقع در غرب تگزاس مقرون به صرفه باشد. ساير ميادين نفت شيل آمريکا، نظير «ايگل فورد» در جنوب ايالت تگزاس و «باکِن شيل» در داکوتاي شمالي و مونتانا هزينه توليد بسيار بالايي دارند و در قيمت هاي فعلي تنها به ضرب سياست هاي پولي به شدت انبساطي، بهره پايين و در نهايت هاي هم براي دوره هايي نه چندان طولاني مدت، مي توانند خود را سرپا نگه دارند.

در واقع، مسأله بازار نفت در حال حاضر تنها نزاع مداوم طرفين عرضه نيست. بازار در طرف تقاضا با مشکل اساسي روبرو است. سطح کنوني رشد اقتصادي در جهان با توسل به تزريق پول هاي بي پشتوانه در اروپا، ژاپن و آمريکا به اقتصاد حفظ شده و اين امر نيز تأثير اندکي بر رشد بخش واقعي اقتصاد داشته است. در واقع اين بازارهاي مالي بوده اند که در ساليان گذشته در بخش هاي وسيعي از دنيا رشد داشته اند و نه بخش واقعي اقتصاد. برخي از سرمايه گذاري هاي موجود در بخش واقعي اقتصاد، از جمله در صنعت شيل، سودزا نبوده و شرکت هاي سرمايه گذار با اخذ وام هاي جديد يا انتشار اوراق قرضه، اقساط وام هاي پيشين يا بهره اوراق پيشين را پرداخت کرده اند و در بسياري از موارد نيز شاهد ورشکستگي شرکت ها بوده ايم. از زمان کاهش قيمت نفت در سال ۲۰۱۴ تا پايان سال ۲۰۱۶ بيش از ۲۲۰ شرکت بالادستي و خدمات نفتيِ آمريکا اعلام ورشکستگي کرده اند. با اين که قيمت نفت در سال ۲۰۱۶ روند صعودي را تجربه کرد اما در همين سال ميزان بدهي شرکت هاي آمريکايي فعال در صنعت نفت و گاز که اعلام ورشکستي کردند به ۳۹ ميليارد دلار رسيد. اين در حالي است که بنا به آمارهاي موسسه فيچ، بدهي شرکت هاي نفت و گازِ ورشکسته آمريکايي در سال ۲۰۱۵ کمتر از نصف اين ميزان، يعني ۱۵ ميليارد دلار، بوده است.

موتور افزايش تقاضا براي نفت در حال حاضر چين است. اين امر در مورد بقيه کالاها نظير مس، سنگ آهن و غيره هم صدق مي کند و چين به نوعي به کارخانه دنياي مدرن تبديل شده است. با اين حال، چين به سرعت با نرخ رشد دو رقمي خداحافظي کرده و سرمايه گذاري در صنايع سنگين و انرژي بر در اين کشور رو به کاهش گذاشته است. در حالي که مصرف نفت خام در ساير نقاط دنيا، از اروپا و آمريکا گرفته تا ژاپن و کره جنوبي، ممکن است رشد چنداني نداشته باشد، چين نيز مشخص نيست که بتواند با همين شتاب به واردات نفت اقدام کند.

ذخاير ارزي چين در ماه ژانويه کاهش يافت و تقريباً به پايين ترين ميزان در شش سال گذشته رسيد. صادرات و واردات چين نيز در برخي ماه ها کاهش يافته است. کاهش فعاليت هاي توليدي در چين ممکن است بر واردات نفت توسط اين کشور تأثير بگذارد و فشار رکودي به قيمت هاي نفت وارد کند. گذشته از اين ذخاير نفتي در سراسر نقاط دنيا مملو از نفت هستند و کاهش حجم اين ذخاير مدت زيادي زمان مي برد. در واقع، رفته رفته اين حقيقت در حال پديدار شدن است که اگرچه اوپکي ها به توافق نفتي وفادار مانده اند، اما هنوز روند ايجاد توازن در بازار نفت ممکن است روندي فرسايشي، طولاني مدت و بدتر از همه قرباني گير باشد. در واقع، ممکن است کشورهاي اوپک که سخت به درآمدهاي نفتي متکي اند، همچنان روزهاي سختي پيش رو داشته باشند.

دیدگاه ها و نظرات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>