مصاحبه با سیدعباس عراقچی؛ معاون امور حقوقی و بین الملل وزارت امور خارجه

گفتگوي اختصاصي ديپلماسي انرژي با دکتر سيدعباس عراقچي، معاون امور حقوقي و بين الملل وزارت امور خارجه، مرد شماره ۲ مذاکرات هسته اي و رئيس ستاد پيگيري برجام در وزارت امور خارجه، در يکي از روزهاي پرمشغله وي، در دفتر کارش، برگزار شد. عراقچي، پيش از مصاحبه با ديپلماسي انرژي در جلسه علني مجلس پيرامون طرح مقابله با اقدامات ماجراجويانه و تروريستي آمريکا، سخنراني کرده بود. عراقچي در اين مصاحبه خاطرنشان ساخت که برجام دست دولت آمريکا را براي اعمال مجدد تحريم هاي نفتي بسته است. وي معتقد است که خروج آمريکا از برجام براي اين کشور هرينه هاي بسيار زيادي به همراه دارد. عراقچي مي گويد اروپايي ها در برجام خيلي بهتر از آمريکايي ها عمل کرده اند، اما «ما از اروپايي ها هم رضايت کامل نداريم» و «سرعت همکاري ها طبق انتظارت ما نبوده است». عراقچي پيام سياسي قرارداد توتال را بسيار مهم مي داند و مي گويد توتال در فضاي ابهام آلود پيش از تأييد دوباره برجام توسط ترامپ، اين پيام را به دولت آمريکا داد که صرف نظر پايبندي يا عدم پايبندي واشنگتن به برجام، اروپايي ها به برجام متعهد خواهند ماند. گفتگو با سيدعباس عراقچي حاوي نکات پرشماري است که مشروح آن از نظر شما خوانندگان عزيز مي گذرد.

اجازه دهيد از حساس ترين سوال شروع کنيم؛ ترامپ آخرين بار با اکراه فراوان تأييدنامه پايبندي ايران به برجام را براي کنگره آمريکا ارسال کرد. او اواخر مهر دوباره بايد چنين کاري انجام دهد و از حالا مشخص شده که وي ممکن است در تدارک يک غافل گيري بزرگ باشد که همانا اعلام عدم پايبندي ايران به برجام توسط کاخ سفيد است. تحليل تان از اين وضعيت چيست؟ چقدر اين سناريو را محتمل مي دانيد و چقدر براي رويارويي با آن آمادگي داريم؟

درباره سناريوهاي پيش رو اعم از اعلام عدم پايبندي ايران يا سياستي كه رئيس جمهور آمريكا درباره توافق هسته اي در پيش مي گيرد، مي توان هر احتمالي را در ذهن داشت و اصولا در عالم سياست بايد هميشه همه احتمالات را در نظر گرفت. اما وجود چند عامل در اين پرونده باعث شده است تا دست دونالد ترامپ براي اتخاذ هر تصميم دلخواهي چندان باز نباشد. نخستين عامل اين است که برجام يک توافق دوجانبه بين ايران و آمريکا نيست، بلکه توافقي است بين ايران و شش کشور بزرگ که شامل ۵ عضو دائم شوراي امنيت و آلمان مي شود، به اضافه مجموعه اتحاديه اروپا. اگر به متن برنامه جامع اقدام مشترك مراجعه كنيد متوجه مي شويد كه در آن نوشته شده اين توافقي است بين ايران و EU/E۳+۳ يعني بين ايران با اتحاديه اروپا، سه کشور اروپايي و سه کشور روسيه، چين و آمريکا.

از آن مهم تر اين که اين توافق توسط شوراي امنيت تأييد شده است. حتي مهم تر از تأييد، برجام بخشي از قطعنامه ۲۲۳۱ است. قطعنامه ۲۲۳۱ شوراي امنيت که در تأييد برجام صادر شده است، دو ضميمه دارد. ضميمه A و B. ضميمه A کل برجام است. يعني کل برجام بخشي از قطعنامه ۲۲۳۱ است. لذا خروج هر يک از اعضا از برجام به معني نقض قطعنامه شوراي امنيت است. اين يک عامل بسيار مهمي است که آقاي ترامپ بايد در مورد آن تصميم بگيرد. دوم اين که مجموعه جامعه بين الملل از جمله اتحاديه اروپا و همه کشورهاي اروپايي تاكنون قاطعانه از برجام حمايت كرده اند و اين حمايت را بسيار علني و با ادبيات بسيار محکم انجام مي دهند. با اين اوصاف اگر رئيس جمهور آمريكا تصميم به خروج از برجام بگيرد بايد در مرحله نخست تصميم بگيرد که قطعنامه شوراي امنيت را نقض کند و در مرحله بعدي بايد تصميم بگيرد که خودش را به طور کامل در دنيا منزوي کند و باعث انزواي آمريکا شود. چون همه کشورها بدون استثنا- حال به غير از يکي دو کشور خاصي که در منطقه مي دانيم - و به ويژه متحد اصلي آمريکا که اتحاديه اروپا است، همگي از برجام حمايت مي کنند و خواستار حفظ برجام هستند و اين حمايت و تمايل را علني هم كرده اند.

سوم اين که ايران به طور کامل به برجام پايبند بوده است. و اين در هفت گزارشي که آقاي آمانو، مدير کل آژانس بين المللي انرژي اتمي از بعد از اجراي برجام تاكنون صادر کرده، به صراحت آمده و لذا ايران هيچ نقطه ضعفي در اجراي برجام ندارد. بنابراين هيچ بهانه اي براي آقاي ترامپ که بخواهد از برجام خارج شود، وجود ندارد. لذا اگرچه هر سناريويي را بايد در نظر داشت، ولي سناريوي خروج از برجام سناريويي بسيار پرهزينه براي آمريکا و دولت ترامپ خواهد بود. ممکن است ايشان انتخاب کند که اين هزينه ها را پرداخت کند و همانطور كه گفتم هر احتمالي در عالم سياست وجود دارد. اما بدترين حالت اين است که ما اجازه دهيم ترامپ خروج از برجام را به بهانه نقض برجام توسط ما انجام دهد. يعني تقصير شکست برجام را بتواند بر گردن ايران بيندازد. ما در اين زمينه کاملاً هوشيار هستيم. کاملاً خردمندانه رفتار مي کنيم و به تعبير آقاي دکتر ظريف اجازه بهره برداري آقاي ترامپ از نقض برجام توسط ايران را نخواهيم داد.

وزير امور خارجه، جناب آقاي ظريف در ماه هاي اخير مکرراً عنوان کردند که ترامپ هم جسم و هم روح برجام را نقض کرده است. از آن طرف دولت ترامپ و مقامات مختلف آن اخيراً مي گويند که ايران به روح برجام پايبند نبوده است. در خوانشي که آن ها از برجام دارند، گفته اند که روح برجام، «کمک به صلح و ثبات منطقه اي» است. اين خوانشي انحرافي از برجام است. همانطور که شما مکرراً تأکيد کرده ايد، برجام فقط و صرفاً در مورد مسئله هسته اي بوده است. آيا با گذر تحولات ترامپ مي تواند اروپا را قانع کند تا پشت خوانش وي قرار گيرد؟

تا الان که موفق نبوده و همه کشورهاي طرف برجام و جامعه بين الملل، معترف هستند و اذعان مي کنند که برجام فقط در موضوع هسته اي است. در هيچ کجاي برجام اشاره اي به مسائل منطقه اي، مسائل موشکي و بحث هاي غيرهسته اي نشده است. اين طور نيست که هر کسي در دنيا هر خوانشي را که دوست داشته باشد بتواند انجام دهد.

وقتي ما مي گوييم آقاي ترامپ برجام را نقض کرده، اين ادعا را با اشاره به دلايل روشن و پاراگراف هاي مشخص برجام مطرح مي كنيم. در برجام هيچ اشاره اي به مسائل منطقه اي نشده ولي در همين توافق به صراحت آمده که طرفين برجام تعهد مي کنند آن را با حسن نيت و در فضايي سازنده اجرا کنند. اين پاراگراف ۲۶ برجام است. در پاراگراف ۲۹، مقام هاي كشورهاي حاضر در برجام تعهد کرده اند که از هرگونه صحبت عمومي که بر عليه برجام باشد خودداري کنند. اين بند را به صورت روزمره آقاي ترامپ، وزير خارجه او، سخنگوي آنها و نماينده آنها در سازمان ملل با سخنان خود نقض مي كنند. يعني به طور روزمره خلاف برجام رفتار مي کنند.

از سوي ديگر متعهد شده اند که از هر گونه اقدامي که از عادي سازي روابط تجاري با ايران جلوگيري مي کند، خودداري کنند اما عمل نمي كنند. حتي سخنگوي کاخ سفيد صراحتاً اعلام کرد که آقاي ترامپ در ملاقات با سران گروه ۲۰ آن ها را ترغيب کرده که با ايران عادي سازي تجاري انجام ندهند. بنابراين ادعاي ما مستند به بندهاي خود برجام و معطوف به دلايل کاملاً روشن است. يا در برجام آمده كه اين توافق بايد در يک محيط و فضاي کاملاً سازنده و مثبت اجرا شود. متأسفانه آمريکا هم در دولت گذشته و هم به ويژه در دولت ترامپ اين فضاي مثبت را رعايت نکرده و حسن نيت نشان نداده اند.

تا چه حد اين رفتار آنها و رويکردي که دنبال کرده اند جواب داده؟ به هر حال ترامپ به بهانه آزمايشات موشکي و چيزي که «رفتارهاي بي ثبات کننده ايران در منطقه خاورميانه» مي نامد، اصرار دارد که سايه تحريم ها را بر سر ايران حفظ کند. تا چه حد موفق بوده که شرکت هاي بزرگ و سرمايه هاي بزرگ خارجي را از ايران دور نگه دارد؟

نمي توانيم بگوييم که بي تأثير بوده و حتماً فضاي نگران كننده اي که از کار با ايران ايجاد کرده اند که تعدادي از شرکت ها را به تأمل مجدد وادار مي کند. از آن طرف هم نمي توانيم بگوييم که اين سياست، کاملاً موفق بوده است. براي اين که در عمل شاهد هستيم کمپاني هاي بزرگ اروپايي و غير اروپايي با ايران وارد امضاي قرارداد شده اند؛ يعني ديگر کار از يادداشت تفاهم و اين ها گذشته و مذاکرات به سرانجام رسيده است. همه شاهد هستند در صنايع خودرو با کمپاني هاي درجه يک اروپايي قرارداد بسته ايم، در صنعت هواپيما با ايرباس و بويينگ قرارداد بسته ايم و هواپيما هم وارد شده است، در صنعت نفت و گاز با توتال قرارداد بسته ايم، و بسياري قراردادهاي ديگر. اين نشان مي دهد که فضاي غيرسازنده اي که آمريكا سعي کرده است ايجاد کند لزوماً کار نکرده است. البته چنانچه گفتم كاملا هم بي تأثير بوده بلكه تأثيراتي داشته و تعلل و تأخيرهايي ايجاد کرده است. به همين دليل ما به کميسيون مشترک ايران و پنج بعلاوه يک شکايت کرديم. همچنين آقاي دکتر ظريف در اين رابطه نامه هاي متعددي به خانم موگريني نوشته و گلايه کرده است.

آمريکا سعي مي کند فضاي همكاري با ايران را تخريب کند و از اين طرف ما سعي مي کنيم اين فضا را به فضايي اميدبخش و مثبت براي کار شرکت هاي خارجي با ايران تبديل کنيم. بسياري از کشورها هم در همين جهت کار مي کنند. ما شاهد هستيم که هر روز ميزان همکاري هاي اقتصادي با ايران گسترش بيشتري پيدا مي کند؛ البته شايد نه به آن سرعتي که انتظار مي رفت يا الان انتظار داريم.

در کل تا چه حد راضي هستيد و آيا اين انتظار مي رود که با عوض شدن دولت و تشکيل کابينه جديد، جهشي در اين رابطه صورت گيرد و يا گام هاي بزرگتري برداشته شود؟

فضا در ايران روز به روز مثبت تر مي شود. فضاي بين المللي هم نسبت به ايران روز به روز مثبت تر شده است. علي رغم فشارهايي که دولت آمريکا مي آورد و علي رغم فضاي منفي که دولت آمريکا ايجاد مي کند، نگاه بين المللي نسبت به ايران کاملاً تغيير پيدا کرده است. نمونه اي از آن را در مراسم تحليف آقاي دکتر روحاني شاهد بوديم. وقتي ۱۰۵ کشور دنيا براي شرکت در مراسم تحليف هيأت مي فرستند، اين نشان دهنده يک مشروعيت و مقبوليت در سطح بين المللي است و اين حادثه اي است که بعد از برجام اتفاق افتاده است. به همين ترتيب همکاري هاي اقتصادي که با ايران صورت مي گيرد، از گسترش فوق العاده اي برخوردار شده است. در حوزه هاي مختلف اقتصادي ، روال کار به حالت عادي بازگشته است. در حوزه نفت، گاز و پتروشيمي وضعيت به حالت قبل از تحريم ها بازگشته؛ در حوزه حمل و نقل، در حوزه کشتيراني و در حوزه هواپيما که حتي وضعيت بهتر از قبل از تحريم ها هم شده است. در حوزه بانکي و مالي البته مشکلاتي وجود دارد كه ناشي از مسائل غيربرجامي است ولي در آن حوزه هم واقعاً گشايش هاي غير قابل تصوري ايجاد شده است. کلاً سيستم مالي و بانکي ما که قفل شده و در بن بست قرار گرفته بود، از آن بن بست خارج شده است. البته هنوز به دلايل موانع غير برجامي مشکلاتي داريم. بحث تحريم هاي اوليه آمريکا و بحث قوانين مربوط به پولشويي و غيره وجود دارد. اين موارد در کنار يک سري مسائل ديگر باعث شده که سيستم مالي و بانکي ما هنوز به حالت عادي مورد انتظار برنگردد، ولي اين سيستم روز به روز وضعيت بهتري پيدا مي کند.

وضعيت ديپلماسي انرژي ايران را چگونه ارزيابي مي کنيد. آيا نگاه ها به منابع انرژي ايران و به مزيت هاي ايران در حوزه انرژي، يک نگاه ترجيحي بوده؛ يا نه انرژي هم يک حوزه اي در کنار حوزه ها و همچون باقي حوزه ها به آن نگاه شده است؟

کشور ما به عنوان يک کشور توليدکننده نفت و گاز و به عنوان کشوري که صاحب ذخاير بسيار عظيم نفتي و گازي است، شناخته مي شود. طبيعتاً بخش انرژي نقش مهمي در اقتصاد کشور بازي مي کند. اقتصاد ما هنوز به ميزان قابل توجهي به نفت وابستگي دارد. نمي گويم اين چيز خوبي است ولي به هر حال واقعيتي است و اميدواريم روز به روز وابستگي به نفت کمتر شود. به هر حال در شرايط فعلي بخش انرژي- به صورت کلي نفت، گاز و پتروشيمي- نقش قابل توجهي در اقتصاد ما ايفا مي كند. در اينجا مسائل بين المللي هم کاملاً تأثيرگذار هستند. شما بايد قادر به فروش محصولات نفت و گاز باشيد. آنچه در سطح بين المللي روي مي دهد، قيمت ها، سهميه ها و بازارها را تعيين مي کند و در دسترس قرار مي دهد و يا محدود مي کند. بنابراين ديپلماسي انرژي خود به خود در اقتصاد و سياست خارجي ما نقش ايفا مي کند. به همين دليل وقتي دشمنان ما مي خواستند به سراغ تحريم بروند، بخش انرژي را هدف قرار دادند.

در نتيجه برجام و توافق هسته اي ، دست و پاي آمريكا براي تحريم ايران در حوزه انرژي بسته شده است لذا واشنگتن هرگاه به دنبال شكل دادن حركت خصمانه اي عليه تهران است، مجبور مي شود به سراغ تحريم هاي افراد و اشخاص برود، نه في المثل تحريم هاي نفتي. لذا ديپلماسي انرژي خود به خود جايگاه ويژه اي را در سياست خارجي ما پيدا مي کند. تعامل ما با اوپک يک موضوع سياست خارجي است. حضور ما در بازارهاي جهاني فقط بحث بازاريابي نيست، بحث سياست خارجي و ديپلماسي هم هست. از اين جهت ارتباط نزديکي بين وزارت خارجه و وزارت نفت برقرار است. ما در فضاي بعد از برجام شاهد پيشرفت هاي قابل توجهي در اين حوزه بوديم، که مهم ترين آن بازگشت سهيمه ايران در اوپک، به صورت کامل بود. در اين حوزه ما موفق شديم همزمان با کاهش توليد اوپک، سهميه ايران را حفظ کنيم. يک کار ديپلماتيک بسيار تخصصي صورت گرفت و ما به اينجا رسيديم. به نظر من ديپلماسي انرژي تا ساليان سال نقش مهمي در سياسي خارجي ما ايفا خواهد کرد و اين مساله مورد توجه مشترك وزارتخانه هاي امور خارجه و نفت قرار دارد.

قراردادهايي مثل قرارداد با توتال، در صورتي که تکثير شوند و تعداد بيشتري قرارداد امضا شود، علاوه بر بحث اقتصادي، مي توانند امنيت ملي را نيز از طريق ايجاد بازدارندگي اقتصادي، تقويت کنند. آيا سازوکار موجود در ايران براي انعقاد چنين قراردادهايي، بيش از حد کُند و توأم با تأخير عمل نمي کند؟ آيا نياز نيست وزارت امور خارجه در اين مورد ابتکار عمل بيشتري از خود نشان دهد و حتي پاره اي از وظايف وزارت نفت و وزارت امور خارجه با هم تلفيق شده و به يک نهاد با اختيارات بيشتر واگذار شود؟

به نظر من ما احتياج به تأسيس نهاد جديد نداريم بلكه احتياج به هماهنگي بيشتر بين نهادهاي موجود داريم. يک مقدار هم احتياج به اصلاح زيرساخت ها بخصوص بروکراسي براي پيشرفت امور داريم. اين يک واقعيتي است که رسيدن به نوع قرارداد تيپ - که به IPC معروف است- در حوزه نفتي خيلي طول کشيد. نمي گويم روند غيرضروري اي طي کرديم. قضاوت نمي کنم، ولي به هر حال طول کشيد. يعني شايد بيش از يك سال و يا يک سال و نيم همه منتظر اين بوديم که به يک نوع قراردادي برسيم که بتوانيم با طرف هاي خارجي مذاکره کنيم. شايد هم لازم بود. به هر حال اين ها مسائل مرتبط با منافع ملي و امنيت ملي است. حتما لازم بوده است که مسير اجماعي داخل کامل طي شود که بعدها مشکلي پيش نيايد. ولي به هر حال «زمان» در تعاملات اقتصادي عامل مهمي است. يک مقداري هم نوع مذاکرات پيچيده اقتصادي و فني در مورد پروژه هاي بزرگ خود به خود زمان بر است. قرارداد توتال صدها صفحه است. قرارداد با ايرباس حدود ۱۵۰۰ صفحه است. خوب نمي توان صدها صفحه را يک شبه مذاكره كرد و به نتيجه رساند. روزها و ماه ها طول مي کشد. ممکن است در اين مسير تأخيري هم داشته باشيم. اميدوار هستم هرچه زمان جلوتر مي رود و با تبحري که دوستان در وزارت خانه هاي مختلف پيدا مي کنند، اين مذاکرات اقتصادي سرعت بيشتري پيدا کند و زمان کمتري را به خود اختصاص دهد.

به اعتقاد من انعقاد قراردادهاي اقتصادي در پروژه هاي بزرگ با کشورهاي ديگر خود بخشي از اقتصاد مقاومتي است. اقتصاد مقاومتي يعني اين که اقتصاد ما به ظرفيتي از توانمندي برسد که فشارهاي خارجي نتواند بر روي آن اثر کند. اين فشارهاي خارجي اعم از تحريم ها، اغتشاشات پولي و بحران هاي اقتصادي دنيا است. يکي از عواملي که مي تواند اين حالت را تضمين کند ارتباطات گسترده بين المللي است. اين مساله در اقتصاد مقاومتي که ابلاغ شده هم وجود دارد، در تعريف اقتصاد مقاومتي آمده است که درون زا و برون گرا است. طبعاً هر چه قراردادهاي اقتصادي سطح بالا بسته شود، امکان تحريم را در آينده کمتر و مشکل تر مي کند. بنابراين قراردادهاي بزرگي که در اين مدت بسته شده است از اين جهت حائز اهميت است.

به اعتقاد من اهميت قرارداد توتال از يك منظر ديگر هم بايد مورد بررسي قرار بگيرد و آن هم مقطع زماني است كه اين توافق امضا شد. يعني دقيقاً در زماني که آقاي ترامپ همه را در حالت بلاتکليفي گذاشته بود که آيا براي بار دوم پايبندي ايران به برجام را تأييد مي کند يا نه و توقف اجراي تحريم هاي كنگره را ادامه مي دهد يا نه؛ توافق توتال تقريباً دو هفته قبل از اين که ايشان اين کار را انجام دهد، صورت گرفت. و اين به اعتقاد خيلي از ناظران بين المللي پيام سياسي بزرگي بود که اروپا به آمريکا داد و آن پيام اين بود که ما در هر شرايطي با ايران کار خواهيم کرد، چه شما به برجام پايبند باشيد و چه نباشيد. پيام اين بود که چه توقف اجراي تحريم ها تمديد شود و چه نشود، ما قرارداد امضاء مي کنيم و با ايران کار مي کنيم. فکر مي کنم اين يک پيام بسيار مهمي بود و زمان امضاي قرارداد توتال، زمان مهمي بود و ارزش خاص خود را داشت و تأثير خودش را هم گذاشت. هر چه تعداد اين توافقات بيشتر باشد، مثبت تر و مفيد تر است.

به رفتار اروپايي ها در پسابرجام اشاره کرديد. رضايت شما از رفتار آنها در پسابرجام تا چه حد بوده است؟

ما به طور کامل از رفتار اروپايي ها راضي نيستيم ولي در مقايسه با آمريکا بهتر عمل کردند. ارتباطات با اروپا نسبت به گذشته بسيار بيشتر بوده، هم رفت و آمدهاي سياسي و هم تفاهمات اقتصادي و نهايتاً هم قراردادهاي اقتصادي. ولي سرعت اين همکاري ها بسيار کمتر از انتظارات ما بوده است. بعضي ها معتقد هستند که به هر حال طبيعت همکاري هاي اقتصادي اين است که خيلي آهسته پيش رود. ممکن است که يک شبه بتوان آن را قطع کرد ولي ساختن آن دوباره ماه ها طول مي کشد. ولي حتي با در نظر گرفتن آن عامل هم، فکر مي کنم سرعت حرکت ما کمتر از حدي بوده که مورد انتظار است و اين به ميزان زيادي به فضاسازي منفي آمريکا برمي گردد. با اين حال فکر مي کنم ما مسير خوبي را در پيش گرفته ايم و هر روز شاهد گشايش هاي بيشتر در كشور هستيم و خواهيم بود.

امروز وضعيت کشور به لحاظ اقتصادي اصلاً قابل مقايسه با زمان قبل از برجام نيست. به لحاظ سياسي، رواني، و بين المللي هم همينطور است. تعبيري که آقاي دکتر روحاني اخيرا به کار بردند، تعبير زيبايي بود که زماني ايران در انزوا قرار داشت و کشورهاي غربي در حرکت هاي اجماعي عليه ما هر کاري که مي خواستند مي کردند؛ اما الان در شرايطي هستيم که آقاي ترامپ و آمريکا در انزوا هستند و فعاليت ها و سياست هاي ايران مورد حمايت جامعه بين المللي قرار دارد. اين تفاوت بسيار بزرگي است.

اروپا به نوعي در موضوع آزمايشات موشکي پشت سر ترامپ قرار گرفت و سه کشور اروپايي بيانيه مشترکي با آمريکا صادر کردند. آيا اين رفتار اروپايي ها با موضع برجامي آنها تناقض نداشت؟

قطعاً از رفتار اروپا خرسند نيستيم و معتقديم که صدور آن بيانيه اشتباه بود و مسير نادرستي را در اين جهت مي روند. اعتراض هم به آنها كرده ايم. ولي به هر حال ارتباطي با برجام ندارد. برجام فقط به موضوع هسته اي مي پردازد و موضوع فعاليت هاي موشکي ما کاملاً از برجام جدا است. اين نگراني بود که اتفاقاً در زمان مذاکرات برجام در داخل كشور هم بسيار مطرح مي شد و در همان زمان هم مرتب توضيح مي داديم که اين دو موضوع از هم جدا شده است. در بيانيه اتحاديه اروپا با برنامه موشكي ما مخالفت شده اما همزمان اروپا به طور كامل از برجام حمايت مي كند. اين مساله نشان دهنده صحت عملکرد ما در برجام است که تمام مسائل مربوط به موشکي از بحث برجام جدا شده است. اروپا در پرونده فعاليت هاي موشکي موضع خودش را دارد. آنها با اين اقدام ايران مخالف هستند و از نظر ما هم البته اشتباه مي کنند. ما در مسائل مربوط به امنيت ملي اصلاً از کسي اجازه نمي گيريم و برايمان هم چندان اهميت ندارد که چه کساني موافق و چه کساني مخالف هستند. امنيت ملي ما در مقام اول و در اولويت اول قرار دارد و آن را فداي هيچ چيز ديگري نخواهيم کرد.

از طرف ديگر اگر ملاحظه کنيد در بيانيه اي که سه کشور اروپايي و آمريکا داده اند، در مخالفت با ماهواره بر سيمرغ و آزمايشي که ايران انجام داد، حتي از عبارات «نقض قطعنامه» هم نتوانستند استفاده کنند. يعني برجام که ارتباطي با موضوع موشکي هم ندارد به کنار؛ حتي در قطعنامه هم که موشک آمده به شکلي آمده که هيچ گونه از فعاليت هاي موشکي ما را نمي توانند نقض قطعنامه حساب کنند و لذا بيانيه چهار کشور حاکي از اين بود که اين آزمايش با قطعنامه ۲۲۳۱ «ناسازگار» است. کلمه Inconsistent را به کار بردند که يک کلمه بازِ عمومي است و حاوي هيچ مفهوم خاصي از منظر حقوقيِ شوراي امنيت نيست. کلمه Violation، Breach، (نقض و موارد مشابه) را نتوانستند به کار ببرند.

شما در تبيين طرح مقابله با اقدامات تروريستي آمريکا مجلس کليات آن را با اکثريت مطلق آراء تصويب کرد، فرموديد که اين طرح حسني که دارد اين است که برعکس قانون تحريم هاي ايران، کره شمالي و روسيه (که در آمريکا تصويب شد) ناقض برجام نيست. برخي از ناظرين بر اين عقيده هستند که ترامپ مي خواهد ايران را وارد يک سيکل کنش- واکنشي بکند که در نتيجه آن ابتدا آمريکا از برجام خارج شود و در ادامه ايران هم از برجام خارج شود؛ در واقع هدف آن ها اين است به نوعي با کنشي که انجام مي دهند در هيأت حاکمه ايران بر سر نحوه برخورد با برجام اختلاف و دو دستگي ايجاد شود. اين رويکرد تا چه اندازه، امکان موفقيت دارد؟

تا به حال که نتوانسته [موفق باشد]. اتفاقاً حادثه اي که اخيرا [در مجلس] اتفاق افتاد و تصويب يکپارچه طرح مقابله با اقدامات تروريستي آمريکا نشان داد که هيچ دودستگي و دوگانگي وجود ندارد. همانطور که در مجلس هم عرض کردم اين قانون مجلس کاملاً حساب شده، هوشمندانه و خردمندانه تنظيم شده است. مسلماً ما به کنش هاي آمريکا که حاکي از خصومت و دشمني اين کشور نسبت به ايران است، واکنش نشان مي دهيم. اين موارد را بي پاسخ نمي گذاريم و حتماً پاسخ مناسب را از طرف مردم و دولت ايران دريافت خواهند کرد. ولي در پاسخ هاي خودمان مراقب هستيم که در تله دشمنان گرفتار نشويم و بهانه اي به دست بهانه جويان ندهيم. اين يک اصل كاملا روشن و شفاف است. ما اجازه نخواهيم داد آقاي ترامپ به هدف خود که انداختن تقصير پاره کردن برجام بر دوش جمهوري اسلامي ايران است، برسد. نکته مهم اين است که ظرفيت مقابله ما با اقدامات خصمانه آمريکا، ظرفيت بسيار بزرگي است و اين طور نيست که فقط به برجام محدود باشد. اين گونه نيست که آنها هر کاري کردند ما فقط ابزار برجام را داشته باشيم ضمن اينكه ظرفيت برجام هم بهرحال وجود دارد. جمهوري اسلامي ايران از توانايي ها و ظرفيت هاي بسيار زيادي براي پاسخگويي برخوردار است. واکنش هاي ما انواع و اقسام مراتب را دارد و مي توانيم از ابزارهاي و ظرفيت هاي مختلف استفاده کنيم. هيأت نظارت بر اجراي برجام در مصوبه اخير خود ۱۶ اقدام مختلف را پيش بيني کرده است که فقط يکي از آنها قانوني بود که مجلس محترم تصويب کردند و البته از مهمترين آنها نيز است. ما اقدام متقابل نسبت به فعاليت هاي آمريکا و اقدامات خصمانه آمريکا انجام خواهيم داد. در عين حال دقت و مراقبت مي کنيم که منافع ملي کشور خدشه دار نشود.

اگر در اين سيکل کنش و واکنشي، يکي از کنش هاي آمريکا نقض فاحش برجام باشد، آيا متقابل ما هم واکنش مان خروج از برجام خواهد بود يا نه، اين سناريو را محتمل مي دانيد که با خروج آمريکا از برجام، ايران با کشورهاي اروپايي بعلاوه چين و روسيه به برجام ادامه دهد؟

تصميم گيري در اين خصوص بر عهده هيأت نظارت بر برجام است. اين کاملاً بستگي به شرايط و نحوه برخورد ديگران خواهد داشت. طبيعتاً براي ما در موضوع برجام، اولويت اول حفظ منافع ملي است. در جايي که احساس کنيم منافع ملي ما در خطر است و يا هزينه هاي برجام بيشتر از منافع ما شده است، قطعاً ترديدي در گذر از برجام نخواهيم کرد. طبق قانون مصوب مجلس شوراي اسلامي، دولت جمهوري اسلامي ايران بايد براي هر شرايطي آمادگي داشته باشد و در صورت نقض فاحش برجام و عدم انجام تعهدات از سوي طرف مقابل، بلافاصله برنامه هسته اي کشورمان را مجدداً فعال نموده و در يک فاصله مشخصي به غني سازي صنعتي برسد. ما براي همه سناريوهاي محتمل آمادگي داريم و بر روي همه آنها فکر کرده ايم. مي دانيم دقيقاً در هر شرايطي بايد چه عکس العمل هايي نشان دهيم. طبعاً اقدامات، تصميمات و عکس العمل هاي همه بازيگران را در نظر خواهيم گرفت. با اين حال ما قطعاً با هوشمندي کامل حرکت خواهيم کرد. سعي خواهيم کرد منافع کشور در حداکثر خودش تأمين شود.

شرکت در مذاکرات نفس گير هسته اي، علاوه بر يک مسئوليت سنگين ملي و اجتماعي، براي شما يک تجربه عميق شخصي نيز بود. در دل اين مذاکرات، شما چه نتايج شخصي اي به دست آورديد؟ آيا همچون همان فردي که از ابتدا وارد اين مذاکرات شده بوديد، از آن خارج شديد؛ يا نه اين مذاکرات توأم با تغيير و تحولات شخصي نيز بود؟ در مورد تغيير و تحولات شخصي تان توضيح دهيد؟ فشارهاي منتقدان را چگونه تحمل مي کرديد؟

(با خنده) عاميانه اش اين است که بگويم در اثر اين مذاکرات خيلي «پوست کلفت» شديم!! واقعيت اين است که چون مذاکرات بسيار سنگين و بسيار مهم بود و به طور مستقيم با منافع و امنيت ملي سر و کار داشت، ناچار بوديم که ظرفيت هاي شخصي خودمان را بسيار بالا ببريم تا هم بتوانيم بر مباحث فني تسلط داشته باشيم، و هم در مذاكره با طرف مقابل قدرت تقابل و رويارويي سياسي و رواني داشته باشيم. موضوعات بسيار فني پيچيده اي بود که بايد از آنها مطلع مي شديم. به همکاران با شوخي مي گفتم که در اين مذاکرات ما خودمان اول دانشمند هسته اي شديم و بعد متخصص بانکي! چاره اي نبود بايد حتماً با جزئيات مسائل فني آشنا مي شديم تا بتوانيم در مذاکرات صحبت کنيم و با چالش ها مقابله كنيم. البته تيم هاي قوي کارشناسي از سازمان انرژي اتمي، بانک مرکزي و ساير دستگاه ها ما را همراهي مي کردند؛ ولي قطعاً نمي توان بدون دست مايه در مذاکرات شرکت کرد. همين طور بايد ظرفيت هاي خودمان را براي تحمل انتقادها و براي پاسخ گويي به سوال ها و انتقادها افزايش مي داديم. اين حق طبيعي همه مردم ايران بود که نسبت به مذاکرات حساسيت داشته باشند. ما براي همه منتقدين احترام قائل بوديم و هستيم البته تا جايي که مرز انصاف را رعايت مي کنند. لذا مجبور بوديم که ظرفيت پاسخگويي به اين دغدغه ها را در خودمان ايجاد کنيم. مذاکرات باعث شد ما از لحاظ شخصي بتوانيم خودمان را قادر به تحمل همه اين بارها و فشارها کنيم.

دو بخشي که فرموديد، يکي بدست آوردن تخصص در حوزه هايي مثل بانکي و هسته اي و تحمل فشار منتقدين، کدام يک از آنها سخت تر بود؟

به لحاظ روحي فشارهاي داخلي سخت تر بود. ما حق مي داديم که فشار بياورند و دغدغه داشته باشند و نگراني داشته باشند و سوال داشته باشند. خودمان را موظف مي دانستيم که پاسخ گو باشيم. ولي خيلي از مواقع اين انتقادات از حد و مرز انصاف و عدالت رد مي شد. در مقابل طرف خارجي، براي هر رويارويي آماده بوديم. جنگ اعصاب هاي طولاني در مذاکرات داشتيم. جلسات و مذاکرات پراسترس و پرفشار داشتيم. ولي وقتي از جلسه بيرون مي آمديم، احساس خستگي روحي خاصي نداشتيم؛ ولي در جلسات داخلي بعضي مواقع روح آدم خسته و آزرده مي شد. البته همه اش خير بود. خدا را شاكريم كه اين مسير نهايتا به خوبي طي شد.

در سوالات گفتم که ترامپ به دنبال اين بوده است که رويکردي در قبال برجام داشته باشد که در نتيجه آن دو دستگي در هيأت حاکمه ايران ايجاد شود، ولي از آن طرف مي بينيم که خود ترامپ وزارت امور خارجه اش را در مسئله برجام کاملاً با حاشيه برده است و با دستياران خود در کاخ سفيد کار مي کند. در ادامه ممکن است اين شکاف بين ترامپ و کنگره آمريکا هم ايجاد شود. آيا اين را يک دستاورد نمي بينيد که شکاف برعکس در هيأت حاکمه آمريکا افتاده است تا در ايران؟

به اعتقاد من يکي از هنرمندي هاي ديپلماسي جمهوري اسلامي ايران، اين بود که شرايط را به گونه اي دگرگون کرد که اجماع بين المللي عليه جمهوري اسلامي ايران تبديل به انزواي بين المللي آمريكا شده است. اتحاد اروپا و آمريکا عليه ايران اكنون به شکاف بزرگ بين اروپا و آمريکا تبديل شده و حتي اجماع داخلي عليه ايران در داخل آمريکا هم به ميزان زيادي شكسته شده است. البته در خصومت آنها با جمهوري اسلامي چيزي تغيير نكرده است كه نمونه آن يكپارچگي دو حزب در تصويب قانون جديد بود. ولي وقتي به برجام مي رسد، اختلافاتشان کاملاً بارز و روشن است.

فکر مي کنم اين نشان دهنده هوشياري و درايت جمهوري اسلامي در سياست خارجي خود است. جمهوري اسلامي به گونه اي حرکت کرده است که تامين منافع ملي به حداکثر رسيده و شکاف بزرگي بين آمريکا و متحدين آن ايجاد شده است. اينها دستاوردهاي ما است. دست و پاي آمريکا براي اعمال تحريم هاي جديد اكنون بخاطر برجام بسته است. در همين تحريم اخير نتوانستند تحريم هاي نفتي، بانکي، حمل و نقل و بيمه را برگردانند. فقط به اين متوسل شدند که افرادي را در فهرست قرار دهند. مثلا يك نفر به خاطر نقض حقوق بشر، ديگري بخاطر کمک به برنامه موشکي و ... . البته سپاه هم مورد تحريم قرار گرفت، که حاکي از دشمني خاص آمريکا با سپاه علاوه بر دشمني عام با ايران است؛ چون سپاه دست آنها را در منطقه قطع کرده و جلوي منافع آنها را گرفته است. با اين حال تحريمي هم که عليه سپاه اعمال شده، در عمل تحريم جديدي نيست و تحريم هايي است که از قبل وجود داشته است. در اين قانون جديدي که کنگره تصويب کرد، از آنجا كه برجام اجازه تحريم جديد نمي داد، همه تحريم هاي قديمي غيرهسته اي را يک رنگ و لعاب جديدي دادند و در يک مجموعه تجميع کردند و کلي بر روي آن سر و صدا کردند. الحمدلله مجلس شوراي اسلامي نيز پاسخ محكم و متناسبي به آنها داد.

دیدگاه ها و نظرات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>